۲۲ تغییر در کمتر از ۹ سال؛ نیمکت قائمشهریها همچنان بیثبات
نساجی؛ ایستگاه پایانی برای سرمربیها
حامد حسینی
خبرنگار
نساجی قائمشهر بار دیگر خیلی زود شاهد تغییر روی نیمکت خود خواهد بود؛ تغییری که اینبار با جدایی توافقی مجتبی حسینی رقم خورد. سرمربیای که پس از شروعی دشوار، در سه بازی اخیر تیمش توانسته بود دو پیروزی و یک تساوی بهدست آورد و تا حدودی فضای اطراف تیم را آرام کند، در نهایت به دلیل اختلاف با مدیران باشگاه از نساجی جدا شد.
حسینی در چهار هفته ابتدایی فصل سه شکست و یک تساوی ثبت کرد و همین نتایج اعتراض هواداران را به دنبال داشت. نساجی اما در ادامه توانست شرایط نتایج خود را تغییر دهد و به رتبهای تکرقمی در جدول برسد. در چنین شرایطی، جدایی سرمربی نشان میدهد که مسأله نیمکت نساجی صرفاً به نتیجهگیری محدود نیست و اختلاف میان کادر فنی و مدیریت، بار دیگر به یکی از عوامل تعیینکننده در سرنوشت سرمربی تبدیل شده است.
گفته میشود دخالت مدیرعامل در امور فنی، یکی از دلایل درخواست حسینی برای کنارهگیری بوده است. اکنون مدیران باشگاه در حال بررسی گزینههای جانشینی هستند و نام سعید دقیقی و محمد ربیعی بیش از سایر گزینهها مطرح شده است. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، دقیقی بهزودی به عنوان سرمربی جدید نساجی معرفی خواهد شد.
اما جدایی حسینی را نمیتوان یک اتفاق منفرد دانست. از نخستین حضور نساجی در لیگ برتر، نیمکت این تیم همواره با تغییرات متعددی روبهرو بوده است. جواد نکونام تنها نیمفصل در لیگ برتر روی نیمکت تیم ماند، مجید جلالی تا پایان لیگ هجدهم فعالیت کرد و پس از آن رضا مهاجری و محمود فکری هدایت تیم را بر عهده گرفتند.
در لیگ بیستم نیز نساجی با وحید فاضلی، مجید جلالی و ساکت الهامی کار کرد. الهامی علاوه بر حفظ تیم در لیگ برتر، نساجی را به قهرمانی جام حذفی رساند، اما اختلاف با مدیران پایان همکاری او را رقم زد. پس از آن نیز نامهایی مانند حمید مطهری، کارلوس هرناندس، مهدی رحمتی، لوکاس آلکاراس و دوباره ساکت الهامی روی نیمکت نساجی قرار گرفتند. حتی صعود دوباره نساجی به لیگ برتر نیز نتوانست ثباتی پایدار ایجاد کند. رضا عنایتی که تیم را از لیگ یک به سطح اول فوتبال ایران بازگرداند، کنار رفت و مجتبی حسینی جای او را گرفت؛ سرمربیای که تنها پس از هفت مسابقه از مسئولیت خود جدا شد.
اکنون نساجی در آستانه بیستودومین تغییر روی نیمکت خود قرار دارد؛ تغییری که در فاصله ۲۹۷۹ روز از نخستین بازی این تیم در لیگ برتر رخ میدهد؛ یعنی به طور میانگین، عمر هر سرمربی نساجی کمتر از ۱۵۰ روز بوده است. این آمار، صرفاً یک رکورد آماری نیست؛ نشانهای روشن از یک چالش مدیریتی و فنی تکرارشونده است. در چنین شرایطی، معرفی سرمربی جدید شاید یک تصمیم فوری برای اداره تیم باشد، اما مسأله اصلی نساجی فراتر از نام نفر بعدی است؛ آیا اینبار ساختاری برای حفظ ثبات روی نیمکت و تعیین دقیق حدود اختیارات مدیریت و کادر فنی وجود خواهد داشت؟
