شاگردان مانولوپولوس مقابل کره جنوبی حرفی برای گفتن نداشتند
سقوط آسمانخراشها در ناگویا
فائزه زمانی
خبرنگار
شکست ۷۷ بر ۵۱ تیم ملی بسکتبال مقابل کره جنوبی فقط یک باخت در نیمهنهایی بازیهای آسیایی ناگویا نبود؛ این مسابقه آینهای از تمام ضعفهایی بود که طی ماههای اخیر بارها نسبت به آنها هشدار داده شده بود، اما به نظر میرسد برنامه مشخصی برای برطرف کردن آنها وجود نداشت. تیمی که در مرحله گروهی با عملکردی نوسانی مقابل قطر شکست خورد، برابر چینتایپه و اردن به سختی به پیروزی رسید و با عبور نهچندان مقتدرانه از بحرین به نیمهنهایی رسید، این بار مقابل حریفی منظم و آماده نتوانست از مشکلات همیشگی عبور کند.
کره جنوبی از همان ثانیههای ابتدایی نشان داد برای چه هدفی به زمین آمده است؛ بازی سریع، گردش مناسب توپ، استفاده درست از فضاها و اعتماد به نفس در شوتهای بیرونی، ویژگیهایی بود که بهوضوح در بازی این تیم دیده میشد. در مقابل، ایران از همان شروع مسابقه تیمی مردد و کمانرژی به نظر میرسید؛ تیمی که انگار با ذهنیتی از پیش بازنده پا به زمین گذاشته بود. اگر قرار باشد مهمترین ضعف ایران در این تورنمنت را نام ببریم، بدون تردید باید به مشکلات هجومی اشاره کرد؛ ضعفی که در دیدار مقابل کره به اوج خود رسید. تیم مانولوپولوس نهتنها در اجرای حملات برنامه مشخصی نداشت، بلکه در بسیاری از مالکیتها بازیکنان به بازی فردی یا پاسهای کماثر روی میآوردند. نتیجه چنین شرایطی، ثبت تنها ۱۰ امتیاز در ۱۴ دقیقه ابتدایی بازی بود؛ آماری که برای تیمی مثل ایران، که زمانی یکی از مدعیان بسکتبال آسیا بود، نگرانکننده و هشداردهنده است.
در این بازی، پرتابهای سهامتیازی هم به یکی از نقاط ضعف جدی بسکتبال ایران تبدیل شد. تیم ملی در این مسابقه تنها دو شوت سهامتیازی موفق داشت؛ آماری که بیش از هر چیز فاصله ایران با بسکتبال مدرن را نشان میدهد. امروز بسکتبال جهان بر پایه سرعت، گردش توپ و شوتهای بیرونی بنا شده است، اما ایران نه در خلق موقعیت مناسب برای شوت موفق بود و نه در اجرای آن. حتی بازیکنانی مثل متین آقاجانپور که به عنوان شوتزن شناخته میشوند، روز کمفروغی را پشت سر گذاشتند.
اما مسأله فقط ضعف در حمله نبود. ایران در دفاع هم کیفیت همیشگی را نداشت. کرهایها بهراحتی به زیر سبد نفوذ میکردند و از کوچکترین اشتباهات دفاعی ایران بهره میبردند. تفاوت مهم این بازی با مسابقات قبلی نیز در همین نکته بود؛ ایران در دیدارهای گذشته حداقل با تکیه بر دفاع خود در جریان مسابقه باقی میماند، اما مقابل کره حتی این نقطه اتکا نیز از بین رفته بود.
موضوع دیگری که بار دیگر خود را نشان داد، کمبود عمق در ترکیب تیم ملی بود. ایران تنها با یک سنتر تخصصی، یعنی سالار منجی وارد این مسابقات شد و طبیعی بود که اگر این بازیکن روز ایدهآلی نداشته باشد، تیم با مشکل مواجه شود. در بسکتبال امروز، داشتن گزینههای متنوع در پستهای مختلف یک ضرورت است، اما ایران در برخی پستها عملاً جایگزین مطمئنی ندارد و همین موضوع دست کادر فنی را بسته است.از سوی دیگر، وضعیت روحی و روانی تیم نیز قابل تأمل بود. هرچه اختلاف امتیاز بیشتر میشد، نشانههای ناامیدی در چهره بازیکنان آشکارتر به نظر میرسید. کرهایها با هر شوت موفق، اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکردند، اما ایران هرچه بیشتر تلاش میکرد، بیشتر در دام اشتباهات فرو میرفت. این مسأله نشان میدهد تیم ملی علاوه بر مشکلات فنی، از نظر ذهنی نیز نیازمند بازسازی است؛ موضوعی که مانولوپولوس نتوانست آن را مدیریت کند.
در این بازی حتی بازیکنان باتجربهای مثل محمد جمشیدی که در بازیهای قبلی فرشته نجات ایران بودند نیز عملاً کاری از پیش نبردند تا در نهایت این بازیکن با ۱۲ امتیاز، امتیازآورترین مهره ایران باشد.
شاید مهمترین پیام این شکست، چیزی فراتر از نتیجه ۷۷ بر ۵۱ باشد. بسکتبال ایران سالها با تکیه بر نسل طلایی خود در آسیا قدرتنمایی کرد، اما حالا رقبایی مثل کره جنوبی، ژاپن و حتی چینتایپه با سرعت بیشتری در مسیر پیشرفت حرکت کردهاند. ایران هنوز درگیر مشکلات قدیمی است؛ ضعف در شوتهای بیرونی، نبود بازیکنان تخصصی در برخی پستها، محدود بودن برنامههای هجومی و کمبود تجربه در تیم.
با این شکست، حالا ایران ۸ سال است که به فینال بازیهای آسیایی نرسیده و تا چهار سال آینده این رکورد ۱۲ ساله خواهد شد. این مسابقه نشان داد فاصله ایران با بسکتبال روز آسیا بیشتر از آن چیزی است که در نتایج ظاهری دیده میشود و اگر برای جبران این فاصله برنامهای وجود نداشته باشد، این شکاف در سالهای آینده عمیقتر خواهد شد.
ایران باید فردا در دیدار ردهبندی به مصاف چین قدرتمند برود. ژاپن دیروز تیم چین را با نتیجه 97 بر 78 شکست داد تا شگفتی دیگری رقم بخورد و در فینال به مصاف کره جنوبی برود.
