توقعات منطقی از والیبال
مجید سلطانی
خبرنگار
تیم ملی والیبال دیروز در مسابقه فینال قهرمانی آسیا که میتوانست به معنای صعود مستقیم به المپیک باشد، در 3 ست مغلوب ژاپن میزبان شد.
برای تحلیل این دوره از مسابقات از سویی و آنالیز فینال، باید نگاهی واقعبینانه به همه وجوه مسابقات داشت. اجازه بدهید از ابتدای بازیها شروع کنیم:
بازیها را با برد نیوزیلند، هند و چین در گروه دوم آغاز کردیم. در یکچهارم نهایی، چینتایپه را شکست دادیم، در نیمه نهایی استرالیا را از پیش رو برداشتیم و در فینال به ژاپن باختیم.
برداشت ابتدایی شاید این باشد که بردن هند، چین، زلاندنو، چینتایپه و استرالیا که مأموریت دشواری نیست. اما مگر در فوتبال آن هم پس از آقایی در آسیا، اینگونه فکر نکردیم و به این روز رسیدیم؟
تیمهای دیگر در آسیا و جهان، نمیایستند تا ما به پیش برویم. همه در حال حرکت هستند و اگر قرار است جلو برویم باید حرکتمان سریعتر و رشدمان چشمگیرتر باشد. برای بررسی بازی با ژاپن و دلیل شکستمان باید به برنامه 10 سال اخیر والیبال دو کشور نگاه کنیم تا ببینیم دیروز عدالت اجرا شد یا خیر. باید بررسی کنیم که تا چه اندازه قائم به فرد و چقدر برنامهمحور پیش رفتهایم.
به هیچ عنوان قصد پیش کشیدن مباحث پیش پاافتادهای مانند خودتحقیری را نداریم؛ اما وقتی میتوان توقع کار بزرگ داشت که زیرساختهای آن کار محیرالعقول را از پیش فراهم کرده باشیم.
روزگاری نه چندان دور، محمدرضا یزدانیخرم و پس از آن، محمدرضا داورزنی، شرایطی را فراهم کردند تا از زیر سایه مطلق چشمبادامیها در والیبال بیرون بیاییم و در روزگار 3 ستی بودن والیبال 15 امتیازی، حسرت چند امتیاز از جنوب شرق آسیا را نخوریم. آن کار معجزهای غیرقابل تکرار نبود. میتوان کار بزرگ را دوباره تکرار کرد و باز هم ایستاد و درخشید به شرط آنکه دست به دست هم بدهیم و از اتحادمان لذت ببریم. لازم است مسیر را تغییر دهیم. خیلی سریع. شاید از همین امروز.
