فدراسیون پرونده لیگ بیست‌وپنجم را ببندد، تازه جنجال شروع می شود

استقلال به دنبال جام در راهروهای دادگاه

محمدرضا رحیم پور
خبر‌نگار


 فوتبال ایران سرانجام برای یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین پرونده‌های سال‌های اخیر خود تصمیم گرفت؛ تصمیمی که اگرچه در ظاهر پایان یک ماجرای اداری و فوتبالی است، اما می‌تواند آغاز یک مناقشه طولانی حقوقی باشد.
لیگ بیست‌وپنجم نیمه‌تمام ماند و استقلال، تیمی که هنگام توقف مسابقات با ۴۱ امتیاز در صدر جدول قرار داشت، قهرمان اعلام نشد. هیأت‌رئیسه فدراسیون فوتبال با این استدلال که رقابت‌ها به پایان نرسیده و امکان تعیین قهرمان بر اساس جدولی ناقص وجود ندارد، پرونده مسابقات را بدون معرفی قهرمان بست.
اما همین تصمیم، پرسش‌های مهمی را پیش روی فوتبال ایران گذاشته است که شاید مهم‌ترین آنها این باشد؛ اگر جدول مسابقات برای تعیین قهرمان معتبر نیست، چرا همان جدول برای تعیین سهمیه‌های آسیایی و سقوط یک تیم به لیگ پایین‌تر معتبر شناخته شده است؟ همین پرسش اکنون به محور اصلی اعتراض استقلال تبدیل شده است.
ماجرا فقط درباره یک جام نیست. بحث بر سر این است که وقتی یک فصل فوتبالی به دلایلی خارج از اراده باشگاه‌ها نیمه‌تمام می‌ماند، چه معیاری باید سرنوشت تیم‌ها را تعیین کند؟ آیا صدرنشین باید قهرمان شود؟ آیا مسابقات باید از سر گرفته شود؟ آیا فصل باید بدون قهرمان پایان یابد؟ یا باید رقابتی تازه برای تعیین قهرمان برگزار شود؟
فوتبال جهان برای این پرسش‌ها پاسخ‌های متفاوتی دارد. اما آنچه پرونده ایران را حساس‌تر می‌کند، نه صرفاً انتخاب یکی از این الگوها، بلکه استفاده همزمان از دو منطق متفاوت درباره یک مسابقه نیمه‌تمام است.

لیگ نیمه‌تمام قهرمان ندارد
حیدر بهاروند، رئیس سازمان لیگ، با صراحت درباره سرنوشت لیگ بیست‌وپنجم موضع گرفت و اعلام کرد مصوبه هیأت‌رئیسه فدراسیون فوتبال روشن است: لیگ نیمه‌تمام قهرمان ندارد.
این اظهارات در حالی مطرح شد که تنها دو روز پیش از آن، مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، از احتمال اهدای جام در مراسم برترین‌های فصل سخن گفته بود؛ اظهارنظری که برای هواداران استقلال این تصور را ایجاد کرد که شاید فدراسیون در نهایت صدرنشین جدول را قهرمان اعلام کند اما سخنان بهاروند عملاً این امید را از بین برد.
رئیس سازمان لیگ تأکید کرد تصمیم نهایی از سوی هیأت‌رئیسه گرفته شده و سازمان لیگ صرفاً مجری این مصوبه است. بنابراین از منظر اجرایی به نظر می‌رسد پرونده لیگ بیست‌وپنجم بسته شده و قرار نیست جامی به تیم صدرنشین اهدا شود. البته پژمان ماندگاری مدیر رسانه تیم فوتبال استقلال  در گفت‌وگو با شبکه ورزش گفت، این تصمیم قطعی نیست و مصاحبه بهاروند تحریف شده و تاج به مدیران استقلال اعلام کرده  هنوز در این باره  تصمیم گیری نشده است اما برخی مخالفان این طرح در تلاشند این پرونده زودتر  با عدم معرفی قهرمان بسته شود.  اما استقلال معتقد است وقتی مسابقات به دلیل شرایطی خارج از کنترل باشگاه‌ها متوقف شده، نتیجه حاصل‌شده تا زمان توقف باید ملاک قرار گیرد. در مقابل،سازمان لیگ استدلال می‌کند قهرمانی زمانی رسمیت پیدا می‌کند که مسابقات به پایان رسیده باشد و تا زمانی که تمام هفته‌های پیش‌بینی‌شده برگزار نشده، نمی‌توان عنوان قهرمانی را به یک تیم اعطا کرد. در ظاهر، هر دو استدلال قابل طرح است؛ اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که یک جدول ناقص برای برخی تصمیمات معتبر شناخته می‌شود و برای تصمیمی دیگر فاقد اعتبار اعلام می‌شود.

صدرنشینی که به جام نرسید
برای درک بهتر ماجرا باید به جدول مسابقات در زمان توقف بازگردیم. استقلال در آن مقطع با انجام ۲۲ مسابقه و کسب ۴۱ امتیاز در صدر جدول قرار داشت. تراکتور و سپاهان نیز هرکدام ۳۹ امتیاز داشتند و دو رقیب اصلی استقلال در مسیر قهرمانی بودند.
اختلاف استقلال با این دو تیم تنها دو امتیاز بود؛ فاصله‌ای که از یک سو قابل توجه است، اما از سوی دیگر آنقدر زیاد نیست که بتواند پایان قطعی رقابت قهرمانی را تضمین کند.
از طرف دیگر، تعداد بازی‌های انجام‌شده تیم‌ها نیز یکسان نبود. برخی باشگاه‌ها یک یا دو مسابقه کمتر انجام داده بودند و همین مسأله یکی از مهم‌ترین دلایل فدراسیون برای خودداری از معرفی قهرمان شد.
هشت هفته نیز از مسابقات باقی مانده بود. بنابراین از نظر ورزشی، هنوز بخش قابل توجهی از مسیر قهرمانی طی نشده بود و هیچ‌کس نمی‌توانست با قطعیت بگوید صدرنشین فعلی در پایان فصل نیز صدرنشین خواهد ماند.
اما سؤال اصلی همچنان پابرجاست؛ اگر ۴۱ امتیاز استقلال برای تعیین قهرمان کافی نیست، چرا همین ۲۲ بازی برای سایر تصمیمات فصل کافی است؟ جدولی که برای آسیا معتبر بود، برای قهرمانی معتبر نیست؟ شاید مهم‌ترین بخش پرونده همین‌جاست.
فدراسیون فوتبال از جدول موجود برای تعیین تکلیف سهمیه‌های آسیایی استفاده کرده و جایگاه تیم‌ها در جدول متوقف‌شده در این بخش مورد استناد قرار گرفته است. از سوی دیگر، مس رفسنجان نیز بر اساس همین شرایط در مسیر سقوط به دسته پایین‌تر قرار گرفت.
این وضعیت به استقلال امکان داده استدلال کند که نمی‌توان یک جدول را همزمان «معتبر» و «نامعتبر» دانست؛ دست‌کم بدون آنکه مبنای حقوقی این تفاوت به‌صورت شفاف توضیح داده شود. اگر جدول لیگ در زمان توقف فاقد اعتبار بوده، منطقی است که تمام نتایج حقوقی ناشی از آن نیز زیر سؤال برود؛ از سهمیه‌های آسیایی گرفته تا سقوط و هر تصمیم دیگری که بر اساس رتبه تیم‌ها اتخاذ شده است.
اما اگر فدراسیون معتقد است جایگاه تیم‌ها در جدول متوقف‌شده برای تعیین سرنوشت فصل معتبر است، این پرسش مطرح می‌شود که چرا همین منطق درباره قهرمانی اعمال نمی‌شود؟ در اینجا موضوع از یک اختلاف فوتبالی فراتر می‌رود و وارد حوزه حقوق ورزشی می‌شود. یکی از اصول مهم تصمیم‌گیری در ورزش، وجود معیارهای روشن، ثابت و قابل پیش‌بینی است. 
باشگاه‌ها باید بدانند در شرایط خاص، چه قانونی بر مسابقات حاکم خواهد بود.
اگر یک فدراسیون در شرایط اضطراری تصمیم به نیمه‌تمام گذاشتن مسابقات می‌گیرد، باید برای تمام پیامدهای آن چهارچوبی مشخص داشته باشد. نمی‌توان برای یک موضوع به جدول استناد کرد و برای موضوعی دیگر همان جدول را کنار گذاشت، مگر آنکه دلیل حقوقی روشن و قابل دفاعی برای این تفاوت وجود داشته باشد.

از کرونا تا جنگ؛ دنیا با لیگ‌های نیمه‌تمام چه کرد؟
پرونده ایران در خلأ شکل نگرفته است. فوتبال جهان بارها با شرایطی مواجه شده که مسابقات به دلایل غیرورزشی نیمه‌تمام مانده‌اند. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، همه‌گیری کرونا در سال ۲۰۲۰ بود.
با تعطیلی مسابقات فوتبال در بسیاری از کشورهای جهان، فدراسیون‌ها با این پرسش روبه‌رو شدند که آیا لیگ را تمام‌شده اعلام کنند یا آن را ادامه دهند؟
در برخی کشورها، صدرنشین جدول قهرمان اعلام شد. در برخی دیگر، فصل بدون قهرمان به پایان رسید و در گروهی دیگر، مسابقات پس از یک وقفه چندماهه از سر گرفته شد. فرانسه یکی از معروف‌ترین نمونه‌های گروه نخست بود. لیگ این کشور در شرایطی متوقف شد که پاری‌سن‌ژرمن صدرنشین بود و در نهایت قهرمانی این تیم اعلام شد. در بلژیک نیز کلوب بروژ در صدر جدول قرار داشت و با وجود نیمه‌تمام ماندن فصل، قهرمان معرفی شد. در اسکاتلند هم سلتیک به عنوان تیم صدرنشین عنوان قهرمانی را به دست آورد اما همه کشورها چنین تصمیمی نگرفتند.
هلند نمونه مهمی از رویکرد دوم بود. رقابت‌های لیگ این کشور بدون معرفی قهرمان پایان یافت. آژاکس صدرنشین بود، اما به دلیل شرایط جدول و اختلاف بسیار کم با آلکمار، تصمیم گرفته شد فصل بدون قهرمان باقی بماند. این تصمیم البته با واکنش‌های مختلفی همراه شد. یکی از صریح‌ترین واکنش‌ها از سوی حکیم زیاش، وینگر مراکشی وقت آژاکس، مطرح شد.
زیاش که تیمش به لطف تفاضل گل بیشتر نسبت به آلکمار صدرنشین اردیویسه بود، در گفت‌وگو با شبکه AD هلند با اعتراض به این تصمیم پرسید، چرا صدرنشینی و تفاضل گل که در فوتبال همواره یکی از معیارهای تعیین تیم برتر بوده، در این شرایط نادیده گرفته شده است؟ او ضمن تأکید بر اینکه ترجیح می‌داد آژاکس قهرمانی را در زمین قطعی کند، معتقد بود اگر قرار باشد تیمی شایسته قهرمانی دانسته شود، آژاکس باید این عنوان را به دست آورد.
اوکراین نیز پس از آغاز جنگ با روسیه در سال ۲۰۲۲ با شرایطی کاملاً متفاوت روبه‌رو شد. مسابقات متوقف شد و شاختار دونتسک که در صدر جدول قرار داشت، بدون دریافت عنوان قهرمانی فصل را به پایان رساند.
در مقابل، یک الگوی سوم نیز وجود داشت؛ ادامه مسابقات. انگلیس در دوران کرونا تصمیم گرفت پس از یک وقفه چندماهه مسابقات را از سر بگیرد. نتیجه این تصمیم، تکمیل فصل و قهرمانی لیورپول بود؛ تیمی که پس از سه دهه انتظار، جام قهرمانی را به‌صورت رسمی و در چهارچوب مسابقات به دست آورد.
بنابراین، هیچ قانون جهانی واحدی وجود ندارد که بگوید در تمام لیگ‌های نیمه‌تمام باید صدرنشین قهرمان شود یا نباید قهرمان معرفی شود. نکته تعیین‌کننده این است که تصمیم باید بر اساس مقررات داخلی، شرایط مسابقات و معیارهای از پیش تعیین‌شده اتخاذ شود.

ایران؛ نه کاملاً هلند، نه کاملاً فرانسه
تصمیم فوتبال ایران از نظر ظاهری به مدل هلند و اوکراین نزدیک است؛ یعنی فصل نیمه‌تمام بدون قهرمان به پایان رسیده است اما شرایط ایران با هر دو کشور تفاوت‌هایی دارد.
در هلند، شرایط جدول و فاصله بسیار کم میان تیم‌های مدعی، امکان استدلال‌های متفاوت را افزایش داده بود. در اوکراین نیز جنگ شرایطی فوق‌العاده و استثنایی ایجاد کرده بود و ادامه مسابقات عملاً امکان‌پذیر نبود. در ایران نیز شرایط خاصی وجود داشته که باعث توقف مسابقات شده است. بنابراین فدراسیون می‌تواند استدلال کند که ادامه رقابت‌ها از نظر اجرایی امکان‌پذیر نبوده است اما اعتراض استقلال اساساً درباره چرایی توقف مسابقات نیست؛ درباره تبعات توقف است. این باشگاه می‌پرسد پس از نیمه‌تمام ماندن لیگ، چرا برای تعیین سرنوشت تیم‌ها از یک معیار واحد استفاده نشده است؟ اگر جدول نیمه‌تمام است، باید چهارچوب تصمیم‌گیری درباره تمام پیامدهای آن روشن و یکپارچه باشد. اگر جدول معتبر است، باید در تعیین قهرمان نیز مورد توجه قرار گیرد. همین نقطه است که اختلاف استقلال و فدراسیون را از یک اختلاف ساده ورزشی به یک مناقشه بالقوه حقوقی تبدیل می‌کند.

 

پیشنهاد سپاهان و تراکتور؛ پلی‌آف سه‌جانبه
در سوی دیگر ماجرا، سپاهان و تراکتور نیز طبیعتاً نمی‌خواهند قهرمانی بدون ادامه رقابت‌ها به تیم صدرنشین واگذار شود. این دو تیم با توجه به فاصله 2 امتیازی خود با استقلال، خواهان تعیین تکلیف قهرمانی از طریق مسابقات رودررو شده‌اند. پیشنهاد برگزاری یک تورنمنت سه‌جانبه، اگرچه در نگاه اول می‌تواند راهی برای تعیین قهرمان در زمین مسابقه به نظر برسد، اما در عمل با پرسش‌ها و مشکلات جدی روبه‌رو است. نخست اینکه چنین تورنمنتی در قوانین و ساختار اصلی لیگ تعریف نشده است. دوم اینکه تیم‌ها در زمان برگزاری احتمالی این رقابت‌ها دیگر الزاماً همان تیم‌های فصل گذشته نیستند. سوم اینکه مشخص نیست چرا باید تنها سه تیم بالای جدول فرصت تعیین قهرمان داشته باشند و تکلیف سایر تیم‌ها با همان منطق چگونه باید مشخص شود. چهارم اینکه حتی اگر این سه تیم مسابقاتی جدید برگزار کنند، این رقابت‌ها بخشی از فصل اصلی لیگ نخواهند بود. در نتیجه، فدراسیون با پذیرش چنین پیشنهادی ممکن است از یک بحران وارد بحرانی دیگر شود.

 

یک سؤال ساده اما سرنوشت‌ساز
شاید تمام این پرونده را بتوان در یک سؤال خلاصه کرد؛ اگر لیگ بیست‌وپنجم تمام نشده است، پس چرا بخشی از نتایج آن نهایی شده است؟ این پرسش، قلب اختلاف میان استقلال و فدراسیون فوتبال است. اگر مسابقات نیمه‌تمام تلقی شوند، می‌توان گفت قهرمان مشخص نیست. اما اگر جایگاه تیم‌ها در جدول برای سهمیه‌های آسیایی و سقوط تعیین‌کننده باشد، عملاً بخشی از نتایج لیگ نهایی تلقی شده است. در چنین شرایطی، فدراسیون باید توضیح دهد چه مرزی میان «اعتبار جدول» و «عدم اعتبار جدول» وجود دارد. البته ممکن است پاسخ این باشد که قوانین مسابقات برای سهمیه‌ها و سقوط، مقررات متفاوتی نسبت به قهرمانی دارند. اگر چنین است، همین مقررات باید به‌صورت شفاف برای افکار عمومی و باشگاه‌ها توضیح داده شود. مشکل فوتبال ایران در چنین پرونده‌هایی گاهی نه خود تصمیم، بلکه نبود توضیح روشن درباره چرایی تصمیم است.

 

جامی که روی زمین ماند
لیگ بیست‌وپنجم در شرایطی به پایان رسیده که یک تیم صدرنشین دارد، اما قهرمان ندارد. استقلال با ۴۱ امتیاز و 2 امتیاز اختلاف نسبت به نزدیک‌ترین تعقیب‌کنندگان، فصل را در صدر جدول متوقف‌شده به پایان رساند، اما قرار نیست جام قهرمانی را بالای سر ببرد. فدراسیون فوتبال می‌گوید تصمیم بر اساس مصوبه هیأت‌رئیسه اتخاذ شده و پرونده بسته است. استقلال اما معتقد است پرونده هنوز بسته نشده و می‌توان آن را در مسیر حقوقی دنبال کرد. در سوی دیگر، سپاهان و تراکتور نیز خود را محق می‌دانند که برای قهرمانی شانس داشته باشند.
به این ترتیب، فوتبال ایران در شرایطی قرار گرفته که هیچ‌یک از طرف‌های اصلی ماجرا احساس نمی‌کنند تمام خواسته‌شان برآورده شده است. شاید در نهایت استقلال جام نگیرد و تصمیم فدراسیون پابرجا بماند. شاید هم اعتراض این باشگاه وارد مرحله تازه‌ای شود و پای مراجع حقوقی داخلی یا بین‌المللی به پرونده باز شود. اما فارغ از اینکه پایان این داستان چه خواهد بود، لیگ بیست‌وپنجم یک درس مهم برای فوتبال ایران دارد؛ برای روزهای عادی قانون نوشتن کافی نیست؛ قوانین فوتبال باید برای روزهای غیرعادی نیز پاسخ داشته باشند.
جنگ، بحران، بیماری، مسائل امنیتی و حوادث پیش‌بینی‌نشده ممکن است هر مسابقه‌ای را نیمه‌تمام بگذارند. آنچه یک لیگ حرفه‌ای را از یک رقابت آماتور جدا می‌کند، تنها کیفیت بازیکنان و مربیان نیست؛ بلکه کیفیت تصمیم‌گیری در همین لحظات دشوار است. اگر قرار است جدول معتبر باشد، باید معیار اعتبار آن روشن باشد. اگر قرار است جدول معتبر نباشد، این بی‌اعتباری باید برای همه تصمیمات اعمال شود. و اگر قرار است قهرمان نداشته باشیم، باید از ابتدا برای چنین شرایطی مقررات شفاف وجود داشته باشد. پرونده لیگ بیست‌وپنجم شاید با یک مصوبه بسته شده باشد، اما بحثی که ایجاد کرده هنوز ادامه دارد.
استقلال ممکن است جام نگیرد؛ اما پرسشی که درباره این جام مطرح کرده، به این سادگی از بین نخواهد رفت؛ وقتی فوتبال نیمه‌تمام می‌ماند، عدالت را باید در زمین جست‌وجو کرد یا در جدول؟
پاسخ به این سؤال نه فقط سرنوشت یک جام، بلکه می‌تواند شکل تصمیم‌گیری فوتبال ایران در بحران‌های آینده را نیز تعیین کند.

 

مسأله‌ای بزرگ‌تر از یک جام
ممکن است در نگاه اول، تمام این اختلاف صرفاً دعوایی بر سر یک جام به نظر برسد. اما واقعیت فراتر از آن است.
قهرمانی برای یک باشگاه فقط یک عنوان تشریفاتی نیست. این عنوان بر ارزش تجاری باشگاه، جایگاه تاریخی تیم، قراردادهای اسپانسرینگ، اعتبار بین‌المللی، آمار بازیکنان و مربیان و حتی روایت تاریخی هواداران تأثیر می‌گذارد.
برای استقلال نیز موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد. این تیم هنگام توقف لیگ با ۴۱ امتیاز در صدر جدول قرار داشت و اکنون باید فصل را بدون جام قهرمانی به پایان برساند. از سوی دیگر، اگر فدراسیون قهرمانی استقلال را اعلام می‌کرد، اعتراض تراکتور و سپاهان قابل پیش‌بینی بود. بنابراین فدراسیون در هر دو حالت با یک طرف ناراضی مواجه می‌شد. مسأله اصلی این است که کدام تصمیم از نظر حقوقی، مدیریتی و ورزشی قابلیت دفاع بیشتری دارد؟

 

آیا تاریخ دوباره تکرار می‌شود؟
فوتبال ایران در سال‌های گذشته بارها با پرونده‌هایی مواجه شده که اختلاف میان باشگاه‌ها و نهادهای مدیریتی به کشمکش‌های طولانی تبدیل شده است. پرونده لیگ بیست‌وپنجم نیز می‌تواند یکی دیگر از همین نمونه‌ها باشد. اگر استقلال از پیگیری منصرف شود، تصمیم فدراسیون به عنوان تصمیم نهایی فصل ثبت خواهد شد. اما اگر باشگاه وارد مسیر حقوقی شود، ماجرای لیگ بیست‌وپنجم ممکن است برای مدت طولانی ادامه پیدا کند. در این میان، یک نکته مهم وجود دارد: حتی اگر یک مرجع حقوقی در نهایت رأیی به نفع یکی از طرفین صادر کند، بخشی از آسیب واردشده به اعتبار مسابقات ممکن است قابل بازگشت نباشد.
زیرا بهترین لیگ، لیگی نیست که در آن همیشه همه از تصمیم نهایی راضی باشند؛ بهترین لیگ، لیگی است که همه پیش از شروع مسابقات بدانند قواعد بازی چیست.

جستجو
آرشیو تاریخی