سه شکست متوالی و بدون گل زده؛ ملوان در منطقه سقوط
کشتی مازیار به گل نشست
محسن ذاکری
خبرنگار
لیگ بیستوششم برای ملوان بندرانزلی آنطور که هواداران این تیم انتظار داشتند، آغاز نشده است؛ تیمی که به واسطه پیشینه، هویت و جایگاه ویژهاش در فوتبال ایران همواره یکی از نامهای قابل احترام فوتبال کشور بوده، حالا پس از پنج هفته در رتبه شانزدهم جدول 18 تیمی ایستاده و خطر سقوط را بیش از هر زمان دیگری نزدیک خود میبیند. چهار تیم این فصل راهی دسته پایینتر خواهند شد و همین مسأله، شرایط تیمهای نیمه پایینی جدول را به مراتب حساستر کرده است.
البته برای ارزیابی وضعیت امروز ملوان نمیتوان تنها به جدول ردهبندی نگاه کرد. این تیم فصل را در شرایطی آغاز کرد که بلاتکلیفی مدیریتی و مالکیتی، زمان آمادهسازی را از کادر فنی گرفت. مازیار زارع در فاصله کمتر از 20 روز تا آغاز مسابقات، در عمل فرصت چندانی برای ساختن تیمی با تفکرات مورد نظرش را نداشت و طبیعی است که چنین شرایطی روی کیفیت فنی، هماهنگی بازیکنان و نتیجهگیری ابتدایی فصل اثر بگذارد؛ اما این توضیح، تنها بخشی از واقعیت است و نمیتواند برای همیشه بهانهای برای نتایج ضعیف باشد.
ملوان فصل جدید را با کسب چهار امتیاز از دو مسابقه اول برابر صنعت نفت آبادان و ذوبآهن اصفهان آغاز کرد. همین شروع، این امید را ایجاد کرد که تیم زارع با وجود مشکلات پیشفصل بتواند آرامآرام به ثبات برسد، اما سه شکست متوالی مقابل فجرسپاسی، پرسپولیس و نساجی، ورق را برگرداند. نگرانکنندهتر از خود شکستها، ناتوانی ملوان در گلزنی در این سه مسابقه بود؛ تیمی که در سه بازی متوالی حتی یکبار هم موفق به باز کردن دروازه حریفان نشد.
این روند نشان میدهد مشکل ملوان صرفاً بدشانسی یا اشتباهات مقطعی نیست. تیم زارع در فاز هجومی با کمبود ایده و کیفیت مواجه است و در چنین شرایطی، قرار گرفتن در منطقه سقوط چندان عجیب به نظر نمیرسد. ملوان برای فرار از بحران نیازمند تغییر در روند بازی و نتیجهگیری است، نه صرفاً انتظار برای اینکه شرایط به شکل خودکار بهتر شود.
یکی از مهمترین مشکلات ملوان را باید در بازار نقلوانتقالات جستوجو کرد. این تیم برخلاف برخی رقبا نتوانست در تابستان مهرههای شاخص و تعیینکنندهای جذب کند. حتی ظرفیت ویژه ملوان برای استفاده از بازیکنان سرباز نیز نتوانست به تقویت قابل توجه فهرست این تیم منجر شود. در نتیجه، زارع مجبور شده بخش قابلتوجهی از امید خود را به بازیکنان جوان و کمتجربه گره بزند.
جوانگرایی به خودی خود ایراد نیست؛ اتفاقاً ملوان بهعنوان باشگاهی ریشهدار میتواند یکی از بهترین بسترهای فوتبال ایران برای پرورش استعدادها باشد. مشکل از جایی آغاز میشود که تیمی با هدف بقا در لیگ برتر، همزمان فاقد چند بازیکن باتجربه و اثرگذار باشد و انتظار داشته باشد بازیکنان جوان در کوتاهترین زمان ممکن نقش ناجی را ایفا کنند. جوانها برای رشد به زمان، ثبات و حمایت نیاز دارند و نمیتوان تمام فشار نجات تیم را روی دوش آنها گذاشت.
در این میان، مسئولیت مازیار زارع نیز قابل چشمپوشی نیست. زارع برای ملوان فقط یک سرمربی معمولی نیست؛ او بخشی از هویت سالهای اخیر این باشگاه است و ارتباط عاطفی عمیقی با انزلی و هواداران ملوان دارد. همین موضوع میتواند، هم یک امتیاز بزرگ باشد و هم فشار مضاعفی ایجاد کند. هواداران از او انتظار دارند علاوه بر شناخت فوتبال، شخصیت و روحیه ملوان را نیز به تیم منتقل کند. البته زارع پیش از این نشان داده توان عبور از شرایط دشوار را دارد. در لیگ بیستودوم، ملوان تحت هدایت او در پنج هفته اول تنها دو امتیاز گرفت، اما در ادامه فصل توانست شرایط را تغییر دهد و در نهایت رتبه دوازدهم را به دست آورد و در لیگ برتر باقی بماند. از سوی دیگر، او در لیگ بیستوچهارم نیز شروعی بسیار بهتر داشت و از پنج مسابقه ابتدایی 10 امتیاز کسب کرد. بنابراین سابقه او نشان میدهد که نمیتوان صرفاً بر اساس یک شروع ضعیف درباره تواناییهایش قضاوت نهایی کرد.
با این حال، فوتبال امروز ملوان به نقطهای رسیده که دیگر فرصت آزمون و خطا چندان زیاد نیست. چهار تیم سقوط میکنند و فاصله امتیازی در پایین جدول میتواند با چند نتیجه تغییر کند. دو مسابقه پیش از فیفادی مقابل مس شهربابک و فولاد خوزستان برای ملوان اهمیتی فراتر از دو بازی معمولی دارد. این مسابقات میتواند مشخص کند تیم زارع قادر است از چالش خارج شود یا نه. خود زارع نیز پس از شکست در دربی شمالی اعلام کرده اگر نتواند شرایط را اصلاح کند، کنار خواهد رفت. این موضع، از یک سو نشاندهنده مسئولیتپذیری اوست، اما از سوی دیگر نشان میدهد فشار موجود در انزلی به مرحله جدی رسیده است، ولی جدایی زارع در مقطع فعلی لزوماً بهترین راهحل نیست. ملوان پیش از این نیز از بیثباتی و تأخیر در شکلگیری تیم آسیب دیده و تغییر سرمربی، آنهم بدون داشتن نقشه روشن برای ادامه فصل، میتواند بحران را عمیقتر کند.
مسأله اصلی این است که باشگاه باید هرچه سریعتر درباره آینده تیم تصمیم بگیرد. اگر قرار است زارع ادامه دهد، باید از او حمایت واقعی شود؛ از تأمین نیازهای فنی گرفته تا ایجاد ثبات مدیریتی. در مقابل، اگر مدیران باشگاه به این نتیجه رسیدهاند که مسیر همکاری به پایان رسیده، باید هرچه زودتر و با انتخابی حسابشده تصمیم بگیرند، نه اینکه ملوان هفتههای بیشتری را در بلاتکلیفی سپری کند. ملوان برای فوتبال ایران فقط یک تیم فوتبال نیست؛ باشگاهی با ریشه، هوادار و هویت مشخص است که حضورش در لیگ برتر به مسابقات رنگ و اعتبار میدهد. سقوط این تیم، آنهم در فصلی که چهار تیم قرار است از لیگ برتر جدا شوند، اتفاق کوچکی نخواهد بود.
اکنون توپ در زمین مازیار زارع و مدیران ملوان است. زارع فرصت بازگشت دارد، اما این فرصت نامحدود نیست. دو بازی آینده میتواند نقطه شروع یک بازگشت باشد یا سرآغاز تصمیمی بزرگ در نیمکت ملوان. آنچه مسلم است اینکه ملوان برای فرار از منطقه قرمز، بیش از هر چیز به تصمیم درست، ثبات و یک واکنش فوری نیاز دارد؛ چرا که در لیگ بیستوششم، شاید دیگر فرصتی برای جبران اشتباهات امروز وجود نداشته باشد.
