عبدی کوتاه آمد، هفته هفتم سر وقت برگزار میشود
جشنواره بلاتکلیفی در لیگ برتر
سینا حسینی
خبرنگار
فوتبال ایران باز هم در برنامهریزی غافلگیرمان کرد؛ البته نه از آن غافلگیریهایی که نتیجهاش یک اتفاق مثبت باشد. این بار قرار بود هفته هفتم لیگ برتر بهدلیل برگزاری اردوی تیم ملی امید لغو شود، اما تنها یک روز پس از اعلام این تصمیم، ورق برگشت و همان هفتهای که قرار بود به تعویق بیفتد، دوباره به برنامه مسابقات برگشت. اتفاقی که بیش از آنکه نشانه انعطاف باشد، تصویری روشن از آشفتگی در تصمیمگیری میان فدراسیون فوتبال، سازمان لیگ، تیم ملی امید و باشگاههاست. روز سهشنبه جلسهای میان مسئولان سازمان لیگ، فدراسیون فوتبال و حسین عبدی برگزار شد تا درباره سرنوشت لیگ برتر و برنامه آمادهسازی تیم امید برای بازیهای آسیایی ناگویا تصمیمگیری شود. حسین عبدی دلایل خود را برای برگزاری زودتر اردو مطرح کرد و طبیعتاً تأکید داشت که برای آمادهسازی تیمش به تمام بازیکنان دعوتشده نیاز دارد. از سوی دیگر، سازمان لیگ هم استدلالهای خودش را داشت؛ استدلالهایی که اتفاقاً نمیتوان بهسادگی ردشان کرد.
لیگ برتر ۱۸تیمی در سالی که تقویم فوتبال ایران بهشدت فشرده است، به اندازه کافی با مشکل زمانبندی مواجه خواهد بود. طبق برنامه ارائهشده از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا، فدراسیون فوتبال تا ۹تیر ۱۴۰۶ برای معرفی نمایندگان ایران در لیگ قهرمانان آسیا یک و دو فرصت دارد. بنابراین هر مسابقهای که به تعویق بیفتد، در ادامه یک دردسر جدید برای سازمان لیگ ایجاد میکند. مسأله فقط برگزاری یک هفته نیست؛ وقتی بازیها روی هم تلنبار شوند، باید جایی برای آنها پیدا کرد و تقویم فعلی هم آنقدر کشش ندارد که بتوان بیحساب مسابقات را جابهجا کرد. از سوی دیگر، معوق شدن هفته هفتم به معنای آن بود که بازیکنان تیم ملی بزرگسالان نیز تا آغاز فیفادی حدود ۲۰روز از شرایط مسابقه دور بمانند. پس سازمان لیگ در مخالفت با تعویق این هفته، فقط از منافع باشگاهها دفاع نمیکرد و استدلالی مرتبط با تیم ملی بزرگسالان هم داشت.
نکته اما اینجاست که چرا این مسائل پیش از اعلام لغو هفته هفتم بررسی نشده بود؟ چرا باید یک تصمیم رسمی گرفته شود و فقط یک روز بعد، همان تصمیم تغییر کند؟ اگر برگزاری هفته هفتم از ابتدا ضروری بود، چه ضرورتی داشت که مسابقات لغو شوند؟ و اگر اردو و آمادهسازی تیم امید آنقدر اهمیت داشت که هفته هفتم را کنار بزند، چه اتفاقی افتاد که ناگهان همهچیز تغییر کرد؟
در نهایت قرار شد هفته هفتم برگزار شود و با ۱۱باشگاهی که بازیکن در تیم امید دارند تماس گرفته شود تا آنها بعد از هفته ششم، نفرات ملیپوش خود را در اختیار حسین عبدی قرار دهند. بنابراین اردو از ۱۶شهریور آغاز خواهد شد و تیم امید راهی تایلند میشود؛ اردویی که فعلاً حتی بازی دوستانه مشخصی هم ندارد. در این میان، باشگاهها نیز کاملاً محق هستند. آنها برای حضور در لیگ هزینه کردهاند، بازیکن در اختیار دارند و نمیتوانند هر زمان که تیمهای ملی تصمیم جدیدی گرفتند، برنامه خود را تغییر دهند. مشکل دقیقاً همینجاست؛ هزینه این بلاتکلیفیها را نباید باشگاهها بپردازند. وقتی قرار است تیم امید در یک تورنمنت مهم شرکت کند، باید از ماهها قبل، برنامه اردو، تعداد بازیکنان، زمان مسابقات لیگ و حتی فیفادیها مشخص شده باشد، نهاینکه یک روز لیگ تعطیل شود و روز بعد دوباره به جدول برگردد.
بدتر از همه اینکه با چنین شرایطی نمیتوان انتظار ویژهای از تیم امید در بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا داشت. تیمی که برنامه آمادهسازیاش با برنامه لیگ در تضاد است، بازیکنانش تا آخرین لحظه درگیر باشگاهها هستند و حتی درباره زمان برگزاری اردو نیز تصمیم نهایی در دقیقه۹۰ گرفته میشود، چطور باید برای موفقیت در یک تورنمنت بزرگ آماده شود؟ حتی اگر بپذیریم که ماندن بازیکنان در کوران مسابقات برای خودشان مفیدتر است، باز هم این سؤال پابرجاست؛ چرا این تصمیم از ابتدا به شکل منطقی اتخاذ نشد؟ چرا باید تیم امید، باشگاهها و حتی سازمان لیگ قربانی نبود یک برنامه مشخص باشند؟
فوتبال ایران سالهاست از فشردگی تقویم گلایه میکند، اما بخش مهمی از این فشردگی محصول همان تصمیمهای دقیقه نودی است. وقتی برنامهریزی وجود نداشته باشد، هر تصمیم جدید، تصمیم قبلی را نقض میکند و در نهایت هیچکس نمیداند دقیقاً باید برای چه چیزی آماده شود. این بار هفته هفتم لیگ برتر قربانی این سردرگمی شد؛ فردا شاید نوبت تیم امید باشد و در نهایت اگر نتیجه ناگویا مطابق انتظار نبود، همه بهدنبال مقصر بگردند؛ در حالی که بخشی از پاسخ را باید در همین روزهای پر از بلاتکلیفی جستوجو کرد.
