قصه تکراری که هر چهار سال یکبار میان فدراسیون فوتبال و باشگاهها تکرار میشود
استعدادسوزی، دستاورد یک جنجال بیحاصل!
محمدرضا رحیم پور
خبرنگار
کمتر از سه هفته تا آغاز بیستمین دوره بازیهای آسیایی در ناگویا و آیچی ژاپن باقی مانده است، اما تیم ملی فوتبال امید ایران بار دیگر با چالشی آشنا و تکراری روبهرو شده است؛ اختلاف میان فدراسیون فوتبال و باشگاههای لیگ برتری بر سر در اختیار قرار دادن بازیکنان.
این بار، اختلافها به باشگاههای استقلال، تراکتور و گلگهر رسیده است؛ باشگاههایی که بهدلیل همزمانی بازیهای آسیایی با هفتههای نخست لیگ نخبگان و لیگ قهرمانان سطح۲ آسیا، اعلام کردهاند بازیکنان خود را در اختیار تیم امید قرار نخواهند داد. در سوی مقابل، فدراسیون فوتبال با صدور بیانیههای هشدارآمیز، باشگاهها را به جریمه و محرومیت تهدید کرده است.
ولی آنچه این اختلاف را از یک مناقشه معمولی میان فدراسیون و باشگاهها فراتر میبرد، یک واقعیت حقوقی است؛ بازیهای آسیایی در تقویم رسمی «فیفادی» قرار ندارد و همین مسأله، اختیار فدراسیون برای اجبار باشگاهها به آزادسازی بازیکنان را محدود میکند.
بیانیهای با ضمانت اجرایی محدود
فدراسیون فوتبال در بیانیه اخیر خود تأکید کرده است، باشگاهها موظفند بازیکنان دعوتشده به تیم امید را در اختیار حسین عبدی، سرمربی این تیم قرار دهند. ولی آنچه در عمل رخ داده، نشان میدهد میان موضع رسمی فدراسیون و شرایط واقعی باشگاهها فاصله وجود دارد.
باشگاه تراکتور صراحتاً اعلام کرده است، با حضور امیرحسین حسینزاده در تیم ملی امید برای بازیهای ناگویا موافق نیست. مدیرعامل این باشگاه نیز با اشاره به حضور همزمان تراکتور در سه جبهه لیگ برتر، لیگ نخبگان آسیا و جام حذفی، برنامه فشرده مسابقات را دلیل مخالفت با رهاسازی این بازیکن عنوان کرده است.
حسینزاده تنها بازیکن رده بزرگسالان در فهرست نهایی تیم امید برای ناگویا است و غیبت او میتواند بر کیفیت خط حمله تیم حسین عبدی تأثیر بگذارد. اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم او آقای گل دو فصل متوالی لیگ برتر بوده، سابقه بازی در جام جهانی را دارد و در دو هفته ابتدایی فصل نیز دو گل بهثمر رسانده است.
در چنین شرایطی، مخالفت باشگاه تراکتور با آزادسازی بازیکن اصلی خود، با توجه به برنامه فشرده این تیم، قابل پیشبینی بود. مسأله اصلی اما این است که چرا چنین اختلافی تا این مرحله پیش رفته و چرا پیش از اعلام فهرست نهایی تیم امید، راهکاری برای حل آن پیدا نشده است.
مشکل تنها به باشگاههای داخلی محدود نمیشود. باشگاههای خارجی مانند الوحده و شبابالاهلی امارات نیز که مبین دهقان و رضا غندیپور را در اختیار دارند، الزامی به تبعیت از بیانیه فدراسیون فوتبال ایران ندارند؛ چراکه تابع نظام حقوقی فوتبال ایران نیستند و مقررات حاکم بر فوتبال بینالمللی و تعهدات باشگاهی خود را ملاک قرار میدهند.
بنابراین، زمانی که حتی باشگاههای داخلی با استناد به نبود فیفادی میتوانند در برابر آزادسازی بازیکنان مقاومت کنند، انتظار همکاری باشگاههای خارجی بدون توافق قبلی، دشوارتر خواهد بود.
در چنین شرایطی، مسأله اصلی به شکاف میان تصمیم فدراسیون و توان اجرای آن بازمیگردد. صدور بیانیه میتواند موضع رسمی یک نهاد را مشخص کند، اما بهتنهایی نمیتواند ضمانت اجرایی ایجاد کند.
کمیته انضباطی و یک اختلاف حقوقی
براساس آییننامه وضعیت و انتقال بازیکنان فیفا (RSTP) و ضمیمه یک آن، باشگاهها تنها در شرایطی موظف به آزادسازی بازیکنان تحت قرارداد خود هستند که دعوت بازیکنان در پنجرههای تقویم بینالمللی صورت گرفته باشد.
بازیهای آسیایی رویدادی است که زیر نظر شورای المپیک آسیا (OCA) برگزار میشود و فیفا آنرا بهعنوان رقابتی که الزام آزادسازی بازیکنان را به همراه داشته باشد، به رسمیت نمیشناسد. همانطور که دبیرکل کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) نیز پیشتر تأکید کرده بود، در پنجرههای غیرفیفادی، آزادسازی بازیکن تصمیمی است که در نهایت برعهده باشگاه قرار دارد.
در چنین شرایطی، بیانیههای فدراسیون و تهدیدهای انضباطی، هرچند میتوانند بیانگر موضع داخلی فدراسیون باشند، لزوماً به معنای برخورداری از ابزار مؤثر برای الزام باشگاهها در سطح بینالمللی نیستند.
مهدی محمدنبی، نایبرئیس فدراسیون، در مراسم بدرقه کاروان ایران از باشگاهها خواسته است بازیکنان را «بدون کموکاست» در اختیار حسین عبدی قرار دهند. همزمان، کمیته انضباطی نیز با استناد به ماده ۸۳ مقررات داخلی، ممانعت از حضور بازیکنان را تخلف دانسته و باشگاهها را به محرومیت تهدید کرده است.
ولی اختلاف میان مقررات داخلی و قوانین بینالمللی موضوعی است که نمیتوان آن را تنها با صدور بیانیه یا تهدید انضباطی حل کرد. مدیران باشگاهها و مشاوران حقوقی و ورزشی آنها نیز بهخوبی از این محدودیتها آگاهند.
در واقع، فدراسیون از یکسو تلاش میکند قوانین داخلی را اجرا کند و از سوی دیگر با محدودیتهایی در چهارچوب مقررات بینالمللی مواجه است. همین دوگانگی، یکی از مهمترین عوامل پیچیده شدن شرایط فعلی تیم امید است.
باشگاهها در خط مقدم اختلاف
کمیته انضباطی تاکنون به استقلال، تراکتور و گلگهر هشدارهای جدی داده است. این باشگاهها در شرایطی با درخواست فدراسیون مواجه شدهاند که خود درگیر رقابتهای فشرده داخلی و آسیایی هستند.
تراکتور موضع صریحتری اتخاذ کرده و مخالفت خود را با حضور امیرحسین حسینزاده اعلام کرده است. حسینزاده، آقای گل دو فصل متوالی لیگ برتر و تنها سهمیه بزرگسال، یعنی بازیکن بالای ۲۳ سال در فهرست حسین عبدی است و برای تراکتور در سه جبهه لیگ برتر، لیگ نخبگان آسیا و جام حذفی اهمیت زیادی دارد.
سابقه حضور حسینزاده در جام جهانی و عملکرد او در هفتههای ابتدایی فصل، از جمله به ثمر رساندن دو گل در دو هفته نخست، اهمیت او را برای باشگاه بیشتر کرده است. در نتیجه، مخالفت تراکتور با آزادسازی این بازیکن، در چهارچوب منافع ورزشی باشگاه قابل درک است؛ هرچند از سوی دیگر، نیاز تیم ملی امید به بازیکنان اصلی نیز مسألهای قابل چشمپوشی نیست.
در فهرست تیم امید همچنین نام مبین دهقان، بازیکن الوحده امارات، و رضا غندیپور، بازیکن شبابالاهلی امارات دیده میشود. غندیپور ۲۰ساله که در بازیهای پیشفصل عملکرد درخشانی داشته، تحت قرارداد باشگاهی است که تابع مقررات فوتبال ایران نیست.
در چنین شرایطی، حل اختلاف میان منافع باشگاه و تیم ملی نیازمند هماهنگی و مذاکره قبلی است؛ موضوعی که به نظر میرسد در این پرونده به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.
اردویی که هنوز کامل نشده است
پیامد این اختلافها در نهایت به اردوی تیم امید رسیده است؛ اردویی که بهدلیل غیبت تعدادی از بازیکنان، از همان ابتدا با مشکل مواجه شده است.
شامگاه شنبه ۷شهریور، در حالی که قرار بود ۲۳بازیکن در هتل المپیک حاضر شوند، تنها سهیل صحرایی و مسعود محبی خود را به کادرفنی معرفی کردند.
بازیکنانی مانند پوریا لطیفیفر، پوریا شهرآبادی و دانیال ایری از پرسپولیس، به همراه فرهان جعفری و فرزین معاملهگری از ملوان، بهدلیل درگیری تیمهای باشگاهی خود در هفته چهارم لیگ برتر از حضور در اردو بازماندند. این وضعیت در حالی رخ داده است که فدراسیون فوتبال از فروردینماه امسال چهار دوره اردوی تدارکاتی برگزار کرده تا تیمی آماده و قدرتمند راهی ناگویا شود. ولی در آستانه مسابقات، بخشی از این برنامهریزیها تحت تأثیر مشکلات مربوط به آزادسازی بازیکنان قرار گرفته است. حسین عبدی اکنون باید تیمی را آماده مسابقات کند که هنوز ترکیب کامل خود را در اختیار ندارد. این مسأله نهتنها از نظر فنی، بلکه از منظر آمادهسازی و هماهنگی تیم نیز میتواند چالش ایجاد کند.
ساختار واکنشی و گروه مرگ
بحران فعلی تیم امید را نمیتوان تنها به اختلاف چند باشگاه با فدراسیون محدود کرد. این اتفاق بار دیگر موضوع نحوه تصمیمگیری و برنامهریزی در فوتبال ایران را مطرح کرده است.
ابراهیم شکوری، رئیس کمیته فنی و توسعه فدراسیون، درباره شرایط تیم امید گفته است: «من تازه میفهمم چرا تیم امید سالهاست به المپیک صعود نمیکند.»
تیم ملی ایران در بازیهای آسیایی در گروهی سخت با چین، کره شمالی و امارات همگروه است. در شرایطی که رقبای آسیایی با برنامهریزی و ترکیب مناسب وارد مسابقات خواهند شد، تیم ایران هنوز با مسأله غیبت برخی بازیکنان اصلی مواجه است.
این وضعیت بیش از هر چیز ضرورت برنامهریزی پیشگیرانه را نشان میدهد. در فوتبال روز دنیا، فدراسیونها برای مسابقات خارج از فیفادی، از ماهها قبل با باشگاهها مذاکره میکنند، تفاهمنامههای لازم را تنظیم و تقویم مسابقات را هماهنگ میکنند و در صورت امکان، مشوقهای مالی یا امتیازی برای جلب همکاری باشگاهها در نظر میگیرند.
در فوتبال ایران اما بار دیگر همان الگوی آشنا تکرار شده است؛ ابتدا فهرست تیم ملی اعلام میشود، سپس باشگاهها مخالفت میکنند، فدراسیون بیانیه صادر میکند و در نهایت، تیم ملی با ترکیبی ناقص وارد مرحله آمادهسازی میشود.
چرا تصمیمگیریها
به جنجال ختم میشود؟
بخش مهمی از مشکل را باید در نحوه تصمیمگیری هسته مدیریتی فدراسیون جستوجو کرد. صدور بیانیههایی که از نظر مقرراتی با محدودیتهای اجرایی مواجهند، نمیتواند جایگزین مذاکره و برنامهریزی قبلی شود.
فدراسیون فوتبال اغلب تصمیمات مهم را بدون هماهنگی کافی با باشگاهها اتخاذ میکند. در چنین شرایطی، بهجای آنکه مدیران باشگاهها از ماهها قبل در جریان برنامههای تیم ملی قرار بگیرند و درباره نحوه آزادسازی بازیکنان به توافق برسند، فهرست نهایی بازیکنان منتشر شده و اختلاف آشکار میشود.
عدم شفافیت در تقویم رقابتها و نبود برنامهریزی زودهنگام نیز از عوامل تشدید این مشکلات است. اگر فدراسیون از ماهها قبل با باشگاهها مذاکره میکرد و برای جبران غیبت بازیکنان از جمله تعویق برخی مسابقات داخلی یا ارائه مشوقهای مالی و امتیازی، به تفاهم میرسید، بخشی از تنشهای فعلی قابل پیشگیری بود.
از سوی دیگر، فقدان یک چهارچوب حقوقی داخلی مدون میان فدراسیون و باشگاهها برای رویدادهای خارج از فیفادی، فدراسیون را در موقعیت دشوارتری قرار میدهد. در بسیاری از کشورهای صاحب فوتبال، فدراسیونها از طریق تفاهمنامههای داخلی یا مقررات مسابقات باشگاهی، سازوکارهایی برای همکاری باشگاهها در چنین شرایطی ایجاد کردهاند.
در فوتبال ایران، نبود چنین سازوکاری باعث شده، فدراسیون در هر بحرانی بیشتر به بیانیه و تهدید انضباطی متوسل شود. در این میان، مدیریت ارتباطات رسانهای نیز اهمیت دارد. وقتی بیانیهای با لحنی قاطع منتشر میشود اما ضمانت اجرایی آن محل پرسش است، طبیعی است که تناقض میان لحن رسمی و واقعیت موجود مورد توجه رسانهها و افکار عمومی قرار گیرد.جنجال اخیر بر سر در اختیار قرار دادن بازیکنان تیم ملی امید برای بازیهای آسیایی ناگویا، بار دیگر فاصله میان تصمیمات فدراسیون و ظرفیت اجرایی آن را نشان داده است. از آنجا که این مسابقات خارج از تقویم رسمی فیفادی برگزار میشوند، فدراسیون برای وادار کردن باشگاههایی مانند تراکتور یا باشگاههای اماراتی به همکاری با محدودیتهای جدی روبهرو است.
پرونده یاسین سلمانی نیز نشان داده است که این مسأله سابقه دارد و تیم امید در سالهای گذشته نیز از اختلافات میان باشگاهها و فدراسیون آسیب دیده است.
در نهایت، مسأله اصلی تنها به یک اردو، یک بازیکن یا یک مسابقه محدود نمیشود. آنچه در این پرونده بیش از هر چیز به چشم میآید، ضعف در ایجاد یک سازوکار پایدار برای هماهنگی میان منافع تیم ملی و باشگاههاست. تا زمانی که فدراسیون فوتبال بهجای تکیه بر بیانیههای واکنشی، به سمت مذاکره پیشینی، دیپلماسی ورزشی و ایجاد چهارچوبهای حقوقی و قراردادی روشن برای مسابقات خارج از فیفادی حرکت نکند، چرخه «دعوت، مخالفت، بیانیه و جنجال» همچنان تکرار خواهد شد. تیم امید در آستانه یک رقابت مهم آسیایی قرار دارد؛ رقابتی که میتوانست حاصل ماهها برنامهریزی و آمادهسازی باشد، اما اکنون بخش مهمی از انرژی آن صرف اختلافی شده است که میشد با هماهنگی زودهنگام و تصمیمگیری دقیقتر از شدت آن کاست.
برش
سایه پرونده یاسین سلمانی
این نخستین بار نیست که تیمهای ملی پایه ایران تحت تأثیر اختلاف میان باشگاهها و فدراسیون قرار میگیرند. پرونده یاسین سلمانی، کاپیتان پیشین تیم ملی امید، نمونهای از این وضعیت است.
زمانی که سلمانی در سپاهان بر سر تمدید قرارداد دچار اختلاف شد، تنشها میان طرفین حتی در فضای مجازی نیز بازتاب پیدا کرد و به آنفالو کردن یکدیگر رسید. در همان مقطع، حضور او در تیم ملی امید عملاً وتو شد و فدراسیون نتوانست شرایطی ایجاد کند که کاپیتان تیم خود را در اختیار داشته باشد.
حضور کوتاهمدت سلمانی در اردوی تیم رضا عنایتی برای بازیهای آسیایی هانگژوی چین و بازگشت او به پرسپولیس نیز در نهایت با مصدومیتش در یکی از بهترین فرمهای فوتبالی او همراه شد.
این پرونده نشان میدهد در فوتبال پایه، اختلاف میان بازیکن و باشگاه میتواند بهسرعت بر حضور ملی او تأثیر بگذارد. بازیکنان جوانی که در مرحله مهمی از مسیر حرفهای خود قرار دارند، همزمان با فشارهای باشگاهی و ملی مواجهند و نبود سازوکار روشن میان فدراسیون و باشگاهها میتواند این شرایط را پیچیدهتر کند.
امروز نیز بازیکنان جوان تیم امید میان دو مطالبه قرار گرفتهاند؛ از یکسو تعهدات باشگاهی و از سوی دیگر رؤیای حضور در تیم ملی و بازیهای آسیایی.
