چرا بوکاجونیورز فقط یک باشگاه نیست؟
داستان محبوبیت جهانی غول آرژانتینی
فرخ حسابی
خبرنگار
در فوتبال جهان، بخش عمده باشگاههای موسوم به «ابرقدرت» در اروپا قرار دارند: از رئال مادرید و بارسلونا گرفته تا منچستریونایتد، لیورپول، میلان، یوونتوس و بایرن مونیخ. قدرت اقتصادی، قراردادهای تلویزیونی و حضور ستارههای بزرگ باعث شده این باشگاهها میلیونها هوادار در سراسر جهان داشته باشند. با این حال، در خارج از اروپا باشگاههایی وجود دارند که توانستهاند فراتر از موفقیتهای ورزشی، به پدیدههایی فرهنگی تبدیل شوند.
در میان آنها، شاید هیچ باشگاهی به اندازه بوکاجونیورز نتوانسته چنین هویت قدرتمند و ماندگاری برای خود بسازد؛ باشگاهی که شهرتش تنها به جامها و ستارههایش محدود نمیشود و پیراهن، ورزشگاه، هواداران و حتی تاریخ اجتماعی آن، بخشی از افسانه بوکا را تشکیل میدهند.
پیراهنی که داستان یک شهر را روایت میکند
بوکا در سال ۱۹۰۵ توسط پنج جوان از خانوادههای مهاجر ایتالیایی بنیان گذاشته شد. این باشگاه در ابتدا پیراهنی سیاه و سفید داشت، اما پس از شکست در یک مسابقه و اختلاف بر سر رنگ لباس، تصمیم گرفته شد رنگهای تیم از پرچم کشتی بعدی که وارد بندر «لا بوکا» میشود، انتخاب شود.
کشتی بعدی متعلق به سوئد بود و به این ترتیب آبی و طلایی به رنگهای همیشگی بوکا تبدیل شدند. چند سال بعد، نوار طلایی افقی در میانه پیراهن قرار گرفت و به یکی از شناختهشدهترین نمادهای فوتبال جهان تبدیل شد.
این رنگها به مرور با هویت محله لا بوکا و بخشهایی از طبقه کارگر بوئنوسآیرس پیوند خوردند. لقب «لوس ژنِیزِس» نیز به ریشههای جنوایی بنیانگذاران باشگاه اشاره دارد.
بومبونرا
اگر پیراهن بخشی از هویت بوکا باشد، ورزشگاه «لا بومبونرا» قلب این هویت است.
ساخت ورزشگاه کنونی از سال ۱۹۳۸ آغاز و نخستین بار در سال ۱۹۴۰ افتتاح شد. طراحی خاص آن و محدودیت فضای اطراف زمین باعث شد ساختاری متفاوت شکل بگیرد؛ ورزشگاهی با شکل منحصربهفرد که سکوهایش به زمین بسیار نزدیک
هستند.
ظرفیت فعلی حدود ۵۷ هزار نفر است؛ رقمی که در مقایسه با برخی ورزشگاههای بزرگ اروپا چندان چشمگیر به نظر نمیرسد. اما آنچه لا بومبونرا را متفاوت میکند، تعداد صندلیها نیست؛ فضای حاکم بر ورزشگاه است.
هواداران از نخستین تا آخرین دقیقه میخوانند، میرقصند، طبل میزنند و پرچمهای عظیم را به حرکت درمیآورند. هنگام پرش هماهنگ هزاران نفر، حتی سازه ورزشگاه نیز میلرزد. جمله معروف «لا بومبونرا نمیلرزد، میتپد» دقیقاً به همین ویژگی اشاره دارد.
حتی دیهگو مارادونا نیز بارها از تأثیر روانی این ورزشگاه بر بازیکنان حریف سخن گفته بود. برای بسیاری از فوتبالدوستان، حضور در لا بومبونرا نه صرفاً تماشای یک مسابقه، بلکه تجربهای است که باید یک بار در زندگی آن را لمس کرد.
نیمه به علاوه یک
رئیس سابق بوکا، آلبرتو آرماندو، عبارت معروف «نیمه به علاوه یک» را برای توصیف تعداد هواداران بوکا به کار برد؛ ادعایی اغراقآمیز که به یکی از شعارهای ماندگار باشگاه تبدیل شد.
در کنار این هواداران، گروه سازمانیافته «لا دوسه» یا «دوازدهمین نفر» قرار دارد؛ گروهی که ریشههای آن به دهههای ابتدایی قرن بیستم بازمیگردد و بعدها به یکی از نمادهای فرهنگ هواداری بوکا تبدیل شد.
البته داستان لا دوسه تنها به شور و وفاداری محدود نمیشود و این گروه در مقاطع مختلف با اتهامهایی مانند خشونت، فساد و بازار سیاه بلیت نیز مواجه بوده است. با این حال، در فرهنگ فوتبالی بوکا، هوادار همچنان بخشی جداییناپذیر از هویت باشگاه محسوب میشود.
رقابتی که آرژانتین را به دو قسمت تقسیم میکند
هیچ چیز به اندازه سوپرکلاسیکو میان بوکا و ریورپلاته به افسانه این باشگاهها اضافه نکرده است.
ریور نیز مانند بوکا زمانی در محله لا بوکا حضور داشت، اما بعدها به منطقه مرفهتر نونیز نقل مکان کرد. همین موضوع به شکلگیری تصویری کمک کرد که بوکا را باشگاه مردم و ریور را باشگاه طبقات مرفه معرفی میکرد؛ تصویری که البته امروز بیش از حد سادهانگارانه است و هر دو باشگاه فراتر از مرزهای طبقاتی هوادار دارند.
با این حال، رقابت آنها همچنان یکی از شدیدترین دشمنیهای فوتبالی جهان است. در سال ۲۰۱۸، حتی فینال کوپا لیبرتادورس میان دو تیم به دلیل حمله هواداران ریور به اتوبوس بوکا به تعویق افتاد و در نهایت در مادرید برگزار شد.
از مارادونا تا ریکلمه
بوکا در طول تاریخ میزبان ستارههای بزرگی بوده، اما نام دیهگو مارادونا جایگاه ویژهای دارد. او در سال ۱۹۸۱ به بوکا پیوست و خیلی زود به یکی از محبوبترین بازیکنان تاریخ باشگاه تبدیل شد. مارادونا پس از دوران حضورش در اروپا نیز دوباره به بوکا بازگشت و تا پایان دوران بازی، ارتباط عاطفی خود را با این باشگاه حفظ کرد.
پس از مرگ او در سال ۲۰۲۰، بوکا با خاموش کردن چراغهای ورزشگاه و روشن گذاشتن تنها چراغ جایگاه اختصاصی مارادونا، ادای احترام تأثیرگذاری به اسطوره خود داشت.
اما اگر از هواداران بوکا درباره بزرگترین بازیکن تاریخ باشگاه سؤال شود، نام خوان رومن ریکلمه احتمالاً در صدر فهرست قرار میگیرد. هافبک خلاق آرژانتینی در دو دوره حضورش، یکی از نمادهای اصلی بوکا در دوران طلایی اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ بود و همراه تیم چندین جام از جمله دو قهرمانی متوالی لیبرتادورس را به دست آورد.
قهرمانی مقابل رئال مادرید
یکی از بزرگترین لحظات تاریخ بوکا در سال ۲۰۰۰ رقم خورد؛ زمانی که این تیم در جام بینقارهای به مصاف رئال مادرید پرستاره رفت.
رئال با بازیکنانی چون ایکر کاسیاس، روبرتو کارلوس، فرناندو ایهرو، کلود ماکهلهله، رائول و لوئیس فیگو وارد میدان شد، اما بوکا با هدایت کارلوس بیانکی و رهبری ریکلمه، همه معادلات را برهم زد.
مارتین پالرمو در همان دقایق ابتدایی دو گل زد و اگرچه رئال یکی از گلها را جبران کرد، بوکا در نهایت پیروز شد و جام را به آرژانتین برد. تصاویر جشن هواداران در بوئنوسآیرس و تجمع گسترده آنها در اطراف ابلیسک، به بخشی از تاریخ باشگاه تبدیل شد.
پالرمو؛ نماد مبارزه و وفاداری
در میان ستارههای تاریخ بوکا، مارتین پالرمو داستانی متفاوت دارد. مهاجمی که شاید از نظر تکنیکی در سطح برخی دیگر از اسطورههای باشگاه نبود، اما با قدرت بدنی، جنگندگی و شخصیتش به قهرمانی محبوب تبدیل شد.
او با ۲۳۶ گل در ۴۰۴ بازی، بهترین گلزن تاریخ بوکا است. یکی از مشهورترین لحظات او در سال ۲۰۰۰ رقم خورد؛ زمانی که پس از ماهها دوری به دلیل مصدومیت، مقابل ریور به میدان آمد و در دقایق پایانی گل سوم بوکا را به ثمر رساند.
پالرمو بعدها با تجربه اتفاقات تلخ شخصی و مصدومیتهای سنگین نیز بارها به میدان بازگشت و همین روحیه مبارزهطلبانه باعث شد هواداران بوکا او را نماد واقعی پیراهن آبی و طلایی بدانند.
افسانهای که هنوز ادامه دارد
در کنار مارادونا، ریکلمه و پالرمو، بازیکنانی مانند کارلوس توز، آنتونیو راتین، سیلویو مارزولینی، هوگو گاتی، روبرتو موئوژو، سباستیان باتالیا و هوگو ایبارا نیز در تاریخ بوکا جایگاه ویژهای دارند.
توز در سه دوره برای بوکا بازی کرد و با گلها، جامها و جشنهای خاص خود مقابل ریور به یکی از محبوبترین چهرههای نسل جدید تبدیل شد.
اکنون بوکا قصد دارد ورزشگاه افسانهای خود را نیز توسعه دهد و ظرفیت لا بومبونرا را افزایش دهد؛ اتفاقی که میتواند بر جذابیت جهانی این باشگاه بیفزاید.
بوکا جونیورز شاید از نظر منابع مالی و قدرت بازار نتواند با غولهای اروپایی رقابت کند، اما در یک زمینه دستکم مدعی جدی است؛ هویت. ترکیبی از تاریخ مهاجران، رنگهای منحصربهفرد، ورزشگاهی افسانهای، هوادارانی پرشور، رقابتی تاریخی و ستارههایی که بخشی از فرهنگ فوتبال شدهاند. به همین دلیل است که بوکا برای بسیاری از فوتبالدوستان، پیش از آنکه یک باشگاه باشد، یک تجربه و یک فرهنگ
است.
