قدرت واقعی درون توست
مجید سلطانی
خبرنگار
هنوز تهماندههای اضطرابی که برایمان ساختند، باقی مانده است.
به ما گفته بودند اگر بریز و بپاش نباشد، اگر خریدهای خارجی نباشد، اگر دلارهای ریزودرشت نباشد، روزگارتان سیاه است و ما هم باورمان شد که اینگونه است.
باور کردیم که ما هیچ نیستیم. پذیرفتیم که فوتبال ما مایه ندارد، استعداد ندارد، رونق ندارد، زیبایی هم ندارد، اگر سفره خارجیهای لیگ اعم از مربی و بازیکن جمع شود.
اما حقیقت این نبود. تازه بخش کوچکی از حقیقت را یافتهایم که تاریک کردن صحنه با خاموش بودن آن تفاوتی فاحش دارد. صحنه را تاریک کردند تا هنرنمایی و باله زیبای آنها را نبینیم. اجازه ندادند جوانها خودنمایی کنند، چون میلیاردها پول دلالی نابود میشد، اگر جوانهای بیادعای ارزان، وارد گود میشدند.
این میدان پر از سمهای کشنده، فوتبال ما را بلعید و آنقدر ذهن ما را خراش داد تا باورمان شد، مادر این فوتبال دیگر هیچ استعداد نابی متولد نمیکند.
و دامنه این باور غلط آنقدر وسیع شد که برای تغییر نسل در تیم ملی هم ترسو شدیم. پذیرفتیم که این فوتبال دیگر بازیکن جوان و قلدر ندارد. حالا اتفاقی که ابتدا گمان میکردیم نابودمان میکند، دریچههای روشنی را بهروی ما باز کرده است.
اگر دوباره تسلیم باورهای غلط نشویم، میتوانیم حقیقت را با همه زیباییهایش ببینیم. فوتبالی که روزگاری به ما علی پروین، ناصر حجازی و حسن روشن داد، علی دایی، مهدی مهدویکیا، کریم باقری و سردار آزمون و مهدی طارمی را هم داد. چشمه این فوتبال هنوز میجوشد. کافی است خودمان را باور داشته باشیم و به سرمایه و انرژی واقعی درونمان اعتماد کنیم.
این باور درست، ما را به موفقیت و قدرت میرساند. میتوانیم با تکیه بر این جوانها به چند هدف بزرگ برسیم؛ لیگ و تیم ملی را جوان کنیم، زمینه تولد و درخشش استعدادها را فراهم و بساط دلالها را از سفره فوتبال ایران جمع کنیم.
