شکست در هفته سوم فاجعه نیست اما این نمایش نگرانکننده بود
تارتار- پرسپولیس؛ سایههای تردید
محمد قراگزلو
خبرنگار
شکست در هفته سوم مقابل تیم پرستاره تراکتور تبریز که خیلی زیرکانه بازی کرد و در تمام طول بازی نخواست تا مشتش را باز کند اصلاً عجیب نیست و با در نظر گرفتن تمام تغییرات در پرسپولیس اعم از کادرفنی و نیمی از اسکواد، میتوان بهراحتی هضمش کرد اما آنچه مورد نقد و بررسی قرار میگیرد مدل باختن و نحوه توجیه آن است.
مهدی تارتار و کادرفنی پرسپولیس باید بپذیرند که مقابل تراکتور نهچندان باکیفیت با احتیاط بیش از حد وارد میدان شدند و هرگز دست از این احتیاط نکشیدند. پرسپولیس در شروع مسابقه محتاط بود، در میانه دیدار هم محتاط بود و در پایان مسابقه هم با تمام قوا حمله نمیکرد و باز هم احتیاط حرف اول را میزد. کافی است به آن موقعیت گل آخر شهرآبادی دقت کنید و ببینید چند نفر در محوطه جریمه تراکتور یا نزدیک محوطه هستند و بعد از خودتان بپرسید آیا تیمی که برای رهایی از شکست فقط 5دقیقه زمان دارد باید اینقدر بینظم و بیبرنامه و کمتعداد حمله کند و باز هم جانب احتیاط را کنار نگذارد؟
سیستم پایه پرسپولیس بهگونهای بود که تصور میشد تارتار و کادرش با یک ارنج تهاجمی وارد میدان شدهاند اما اصلاً اینطور نبود. بهصورت کلی سیستم 3-3-4 یک سیستم تهاجمی به حساب میآید اما واقعیت این است که هر سه هافبک میانی پرسپولیس پوزیشنی تدافعی و نیمهتدافعی داشتند. در واقع پرسپولیس از یک هافبک پست شش (پورعلی) و دو هافبک پست8 (خدابندهلو و لطیفیفر) استفاده کرد و هیچکدام از این سه نفر حضور فعالی در حمله نداشتند و به محوطه جریمه حریف نزدیک نمیشدند.
در عین حال بیفوما و محبی که وینگر بودند در زمان دفاع و حمله بعضاً به مرکز زمین شیفت میشدند و همکاریهای آنها با علیپور که در نیمه نخست دو، سه بار نتیجه داد دیگر تکرار نشد، چراکه این سه نفر در یکسوم تدافعی حریف تنها بودند و عقب بازی کردن تیم و ترس از «پشت خوردن» کاری کرد تا فاصله خطوط پرسپولیس زیاد شود و تیم تارتار هیچوقت نتواند به اندازه حتی 5دقیقه مستمر حریفش را تحت فشار بگذارد و موقعیت بسازد.
نکته اینجاست که با تمام تغییرات رخ داده در نیمه دوم نیز کیفیت تیم پرسپولیس در فاز حمله بهتر نشد. تارتار در این بازی از هر پنج تعویض خود استفاده کرد و تغییر سیستم هم داد اما هرگز شکل تیم او بهتر نشد و در نهایت با یک اشتباه گل هم خورد تا اولین شکست را خیلی سادهتر و خندهدار از حد تصور پذیرا باشد. در عین حال باید بپذیریم که نمیتوان گفت این نتیجه کاملاً ناعادلانه است و شکست حق پرسپولیس نبوده چراکه این تیم در تمام طول مسابقه نمایش امیدوارکننده و چشمگیری ارائه نداد و تغییرات هم نتوانست شرایط را بهبود بخشد.
پرسپولیس باخت اما تارتار درباره کیفیت پایین نمایش تیمش حرفی نزد. سرمربی پرسپولیس مسئولیت شکست را پذیرفت و از هواداران عذرخواهی کرد که اینها نکات مثبتی است اما هرگز به نمایش ضعیف تیمش اشارهای نداشت و البته بحث جوانگرایی و تاوان بازی دادن به جوانها را پیش کشید که چندان منطقی به نظر نمیرسد. این درست که ایری 22ساله با اشتباه مهلکش زمینهساز دریافت گل دقیقه90 شد و شهرآبادی 21ساله دو موقعیت خوب گلزنی را از دست داد اما تیم پرسپولیس در این مسابقه بهصورت کلی تیم جوانی نبود و در ترکیب اولیه جز دو بازیکن 23ساله و دو بازیکن 26ساله بقیه نفرات 30سال یا بیشتر سن داشتند.
حتی اگر توجیه تارتار درباره تاوان بازی دادن به جوانها منطقی و پذیرفتنی باشد چیزی از اصل قضیه که همان احتیاط بیش از حد و نمایش ضعیف در طول مسابقه بود را تغییر نمیدهد کمااینکه با 5تعویض و تغییر سیستم، تیم او هرگز شکل و شمایل بهتری پیدا نکرد و بهجای رسیدن به گل برتری، دروازهاش را هم باز شده دید. بدتر اینکه بعد از دریافت گل نیز هیچگونه آرامش و نظمی در تیم پرسپولیس دیده نشد و تنها یک موقعیت با کار انفرادی شهرآبادی بهدست آمد و از فرم بازی مشخص بود این تیم توان جبران مافات را ندارد.
پرسپولیس باخت و طبیعتاً شکست در هفته سوم مقابل تیم پرستاره تراکتور فاجعه نیست اما اول اینکه برای قهرمانی و مدعی بودن باید در بیشتر بازیهای بزرگ فصل (شش مسابقه با سه مدعی دیگر قهرمانی) برنده بود یا حداقل در این تقابلها شکست نخورد. دوم اینکه فرم بازی و کیفیت تیم با چنین اسکوادی پذیرفتنی نیست و وقتی با وجود این همه تغییر حین مسابقه نیز شرایط تغییر نمیکند یعنی باید نگران بود و مسئول رفع این نگرانی کسی نیست جز مهدی تارتار. در نظر داشته باشید که این اولین بازی دشوار و تقابل با تیمهای پرستاره بود و اگر قرار باشد شرایط فنی تیم در چنین مسابقات مهم و نزدیکی به همین منوال باشد امیدواریها خیلی زود جای خود را به ناامیدی میدهد.
