ستارههای کاغذی
خبرنگار
در فوتبال ایران، برای بعضی بازیکنان لیگ برتری، «حرفهای بودن» از لحظه امضای قرارداد شروع میشود و درست همانجا هم تمام میشود. تا پای میز مذاکره میرسند، از حرفهایگری، ارزش برند، رقم قرارداد و شأن فوتبالیست سخن میگویند؛ اما وقتی وارد زمین میشوند، گاهی رفتاری از خود نشان میدهند که بیشتر به دعوای خیابانی شباهت دارد تا فوتبال حرفهای.
ظاهراً در تعریف تازهای که برخی از بازیکنان ایرانی از حرفهایگری ساختهاند، تتوی روی دست، مدل موی عجیب، خودروهای گرانقیمت، لباسهای برند و رقم قرارداد، نشانه حرفهای بودن است. اما احترام به داور، کنترل خشم، رعایت قوانین، مسئولیتپذیری، نظم، آمادگی جسمانی و حفظ شأن بازیکن در زمین، گویا جزو لوازم جانبی محسوب میشود!
این تناقض را نمیتوان نادیده گرفت. بازیکنی که برای یک فصل فوتبال، رقمهای سنگین مطالبه میکند، باید بداند که فقط بابت شوت زدن و پاس دادن پول نمیگیرد؛ او بابت مسئولیتی که در قبال تیم، هوادار و جامعه دارد نیز دستمزد میگیرد. وقتی همان بازیکن با کوچکترین تصمیم داور از کوره درمیرود، با بازیکن حریف درگیر میشود، اعتراض را با فریاد و هل دادن اشتباه میگیرد و کارت قرمز را به بخشی از کارنامه خود تبدیل میکند، دیگر نمیتوان همه چیز را به «هیجان فوتبال» نسبت داد. این، در بسیاری از موارد، چیزی جز ضعف در انضباط و کنترل رفتار نیست.
تلختر اینکه بعضی از همین بازیکنان، پس از چنین رفتارهایی، به جای عذرخواهی و پذیرش مسئولیت، ژست طلبکارانه میگیرند؛ گویی زمین فوتبال ملک شخصی آنهاست و داور، هوادار و قوانین باید خود را با خلقوخوی آنان هماهنگ کنند. این همان جایی است که فاصله فوتبال حرفهای با فوتبال آماتوری آشکار میشود.
نگاهی به سبک زندگی کریستیانو رونالدو نشان میدهد حرفهای بودن یعنی چه. ممکن است درباره شخصیت یا تصمیمهای او اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما نمیتوان انضباط، وسواس در آمادگی جسمانی، رژیم غذایی، تمرین، استراحت و مراقبت از بدن و عملکرد حرفهای او را انکار کرد. رونالدو فقط قرارداد حرفهای ندارد؛ حرفهای زندگی میکند.
مشکل بخشی از فوتبال ایران این است که بازیکن میخواهد دستمزد فوتبال اروپا را بگیرد، اما با انضباط فوتبال محلات زندگی کند. میخواهد قرارداد چند میلیاردی ببندد، اما تحمل یک سوت مخالف را ندارد. میخواهد ستاره باشد، اما مسئولیت ستاره بودن را نمیپذیرد. میخواهد از مزایای شهرت استفاده کند، اما حاضر نیست هزینه رفتاری آن را بپردازد.
بعد هم نباید تعجب کنیم که چرا بسیاری از این بازیکنان، با وجود استعداد فنی و قراردادهای سنگین داخلی، در بازار فوتبال بینالمللی مشتری دندانگیری ندارند. فوتبال دنیا فقط بازیکن تکنیکی نمیخواهد؛ بازیکن حرفهای میخواهد؛ کسی که بتواند خودش را مدیریت کند، نه اینکه هر هفته باشگاه و داور و کمیته انضباطی را مجبور به مدیریت رفتار خودش کند.
وقت آن رسیده که تعریف حرفهایگری را از روی تتو و رقم قرارداد پاک کنیم. بازیکن حرفهای کسی نیست که فقط قرارداد حرفهای امضا کند؛ کسی است که رفتار حرفهای داشته باشد وگرنه گرانترین قرارداد هم نمیتواند یک رفتار آماتوری را حرفهای جلوه دهد.
