خدمات جنگ تحمیلی
مجید سلطانی
خبرنگار
جنگ رمضان که به ایران تحمیل شد، واهمهای به جان اهالی فوتبال افتاد که نکند این جنگ به قیمت پایان فوتبال ایران تمام شود. هفتهها گذشت.... تیم ملی به جام جهانی رفت و در سکوتی بیتکرار، تیمها آماده لیگ جدید شدند. تفاوتها آنقدر زیاد بود که نمیشد شمرد. از تعداد تیمها تا تعداد بازیکنان خارجی و مربیان به صفر رسیده غیرایرانی. لیگ شروع شد و تیمها تلاش کردند خود را با وضعیت جدید اقتصادی کشور منطبق کنند. در میانه بحران و فشار و تنگناهای موجود، فرصتی طلایی ایجاد شد تا چشم مربیان لیگ برتری، به استعدادهای جوان و ارزان باز شود. بازیکنانی که با وجود تواناییهای بالا، در گذشته پشت بازیکنان 34 ساله و مدعی و گرانقیمت متوقف مانده بودند، این فصل اجازه خودنمایی پیدا کردند. میدانداری کردند، درخشیدند و چشمها را خیره ساختند. دو تیم پرطرفدار تهرانی دست از لجاجت برای استخدام مربیان خارجی گرانقیمت برداشتند و دو مربی جوان استخدام کردند. مربیانی که شجاعت استفاده از بازیکنان جوان را داشتند و این کار را هم کردند. دو تیم چهره عوض کردند.
بازیکنان پا به سن گذاشتهای که برخی، کنار گذاشتن آنها را فاجعه میخواندند، مجبور شدند از این دو تیم فاصله بگیرند و پایان این پروسه، پوستاندازی هر دو تیم بود. حتی هوادارانی که سخت، دلباخته بازیکنان پابه سن گذاشته و مشهور بودند، آرام آرام به ترکیب جدید عادت کردند و فرم تازه تیمهای محبوب خود را پسندیدند. گرچه 2 هفته، زمان مناسبی برای تحلیل کلی یک فصل نیست؛ اما با توجه دقیق به بازیهایی که دیدیم، باید بگوییم انتظار ما از این لیگ، تولد ستارههای فراوان برای آینده فوتبال ایران و تیم ملی است... و این یعنی پایان اضطراب فراوان فوتبالدوستان برای تغییر نسل طلایی فوتبال ما که 4 جام جهانی را تجربه کرد.
