در حافظه موقت ذخیره شد...
هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال و یک تصمیم ضروری و مهم
ریاستهای ابدی در هیأتها تمام میشود؟
ماندن مدیران در صندلی ریاست هیأتهای فوتبال برای سالهای طولانی. گاهی ده سال، گاهی پانزده سال و حتی بیشتر از بیست سال. عجیب نیست؟!
در این راستا سؤال ساده است. یک رئیس هیأت فوتبال بعد از بیست سال چه کار تازهای برای فوتبال یک استان میتواند انجام دهد که در این همه سال انجام نداده است؟!
مدیریت اگر قرار است اثرگذار باشد، باید خروجی داشته باشد. باید برنامه محور و کاربردی باشد. باید نتیجه بدهد و بعد جای خود را به فکر تازهتر و نیروی تازهنفستر بدهد. نمیشود یک نفر سالها در یک صندلی بماند و نسلهای مختلف جوانان استان پشت درهای مدیریت فوتبال منتظر بمانند تا شاید روزی نوبت آنها برسد.
به نظر میرسد دوازده سال برای یک رئیس هیأت فوتبال کافی باشد. مدیری که سه دوره فرصت داشته، باید بتواند برنامههایش را اجرا کند، ساختارها را تغییر دهد، زیرساخت جدید بسازد، فوتبال پایه را تقویت کند و اگر موفق بود، کارنامهای روشن از خود بهجا بگذارد. بعد از آن دیگر باید اجازه دهد فرد دیگری وارد میدان شود. این نه بیاحترامی به مدیر قبلی است و نه نفی تجربه او. این معنای طبیعی گردش قدرت است. چرا باید جوانی که سالها در فوتبال فعالیت کرده، تجربه دارد، ایده دارد و تشنه کار و خدمت است، همیشه پشت خط بماند. چرا باید صندلی ریاست یک هیأت فوتبال به موقعیتی تبدیل شود که یک نفر بتواند سالهای طولانی آن را در اختیار داشته باشد. فوتبال برای حرکت کردن به خون تازه نیاز دارد. مدیر تازه یعنی نگاه تازه، ایده تازه و شاید حتی جسارت بیشتر برای عبور از مشکلات قدیمی. اکنون طرح محدود کردن ریاست هیأتهای فوتبال به سه دوره در دستور کار قرار گرفته و جلسه هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال میتواند نقطه مهمی برای تعیین تکلیف این موضوع باشد. نکته اساسی اما اجرای قانون از گذشته است. اگر قرار باشد محدودیت سه دوره فقط برای آینده اعمال شود، ممکن است همان مدیرانی که سالها در قدرت بودهاند، دوباره از مسیرهای قدیمی برای ماندن استفاده کنند. فوتبال استانها به مدیر مادامالعمر احتیاج ندارد. حتی یک مدیر بسیار موفق هم نمیتواند تا ابد بهترین گزینه باشد. دوازده سال زمان کمی نیست. بعد از آن باید میدان را به نسل تازه سپرد. اگر فدراسیون فوتبال واقعاً به آینده فوتبال کشور فکر میکند باید این قانون را جدی تصویب و اجرا کند. هم برای جلوگیری از لابیهای فرسایشی و هم برای اینکه هیچ صندلیای در فوتبال ایران، ارث پدری هیچ مدیری نباشد. وقت آن رسیده که در رگهای فوتبال استانها خون تازه جاری شود. جوانها را باید دید. آنها را باید وارد میدان کرد. فوتبال ایران بیش از صندلیهای قدیمی، به فکرهای تازه نیاز دارد.
