در حافظه موقت ذخیره شد...
چشمانداز تیره آینده لیگ حرفهای
فوتبال باشگاهی نیازمند جراحی فوری است
شکستهای پرتکرار یا حتی پیروزیهای حداقلی و بیکیفیت در رقابتهای معتبر، نمایشهای بیروح و دور از تاکتیکهای مدرن در بازیهای رسمی و دوستانه و سردرگمی در تدوین راهبردهای فنی، بهتدریج سرمایه اعتماد عمومی نسبت به کادر فنی و بازیکنان ملی را فرسوده است. امروز دیگر بسیاری از هواداران، رؤیاهای پرشور صعود به مراحل حذفی جام جهانی یا قهرمانی در آسیا را در ذهن نمیپرورانند و ناگزیر به پذیرش واقعیتی تلخ شدهاند؛ فوتبال ملی ایران، بهدلیل فقدان ساختارسازی، کمبود دانش فنی روز و بهرهگیری از کادرهای کمتجربه، فاصلهای قابلتوجه با جریان پیشرفت فوتبال مدرن پیدا کرده است.
این پسرفت، در رقابتهای باشگاهی آسیا به شکلی آشکارتر و البته دردناکتر نمایان شد. کارنامه نمایندگان ایران در فصل گذشته، تصویری نزدیک به یک تراژدی کامل بود. پرسپولیس و استقلال در سطح نخست رقابتها (لیگ نخبگان آسیا) و تراکتور و سپاهان در سطح دوم (لیگ قهرمانان آسیا ۲)، همگی در مراحل ابتدایی یا میانی، با ارائه نمایشهایی نهچندان قانعکننده، از گردونه رقابتها کنار رفتند.
این حذفهای همزمان و زودهنگام، علاوه بر کاهش محسوس سهمیههای ایران در فصلهای آتی، نشان داد فاصله ساختاری، فنی و اقتصادی میان لیگ ایران و رقبای آسیایی، به شکافی عمیق تبدیل شده است. نقطه اوج این وضعیت، شکست سنگین تیم صدرنشین و پرمهره لیگ برتر ایران (تراکتور) مقابل تیمی از میانه جدول لیگ عربستان بود؛ رخدادی نمادین که بهخوبی نشان میدهد چگونه درآمدهای تجاری، جذب ستارههای بینالمللی و مدیریت حرفهای در کشورهای منطقه، مسیر رشد را هموار کرده، در حالی که فوتبال ایران همچنان در سایه افتخارات گذشته و وعدههای محققنشده متوقف مانده است.
با مرور این زنجیره چالشها، به نظر میرسد فصلهای پیش روی لیگ برتر و رقابتهای ملی، نه آغازگر دورهای تازه از شکوفایی، بلکه در صورت تداوم روند فعلی، همراه با ثبت رکوردهای منفی جدید خواهند بود. کاهش بیشتر حضور تماشاگران در ورزشگاهها، احتمال ورشکستگی برخی باشگاههای باسابقه، افت محسوس کیفیت فنی مسابقات و پررنگتر شدن حواشی داوری و انضباطی، از جمله تهدیدهایی هستند که فوتبال ایران با آنها مواجه است.
در سوی دیگر، تیم ملی فوتبال ایران در آستانه حضور در رقابتهای جام ملتها قرار دارد؛ تورنمنتی که در سالهای اخیر، بیش از آنکه مایه افتخار باشد، به نمادی از ناکامی و سرخوردگی تبدیل شده است. با توجه به روند نزولی فعلی، نبود برنامهریزی مؤثر برای جوانگرایی و فاصله فنی قابلتوجه با قدرتهای نوظهور آسیا مانند ژاپن، کرهجنوبی، استرالیا و عربستان، دستیابی به قهرمانی چندان محتمل به نظر نمیرسد. ناکامی احتمالی دیگر، میتواند ضربهای جدی به اعتماد عمومی وارد کرده و فوتبال را بیش از پیش از کانون توجه جامعه دور کند.
فوتبال ایران امروز در یک بزنگاه تاریخی قرار گرفته است. از یک سو، فشارهای اقتصادی، این ورزش را از اولویتهای اصلی مردم خارج کرده و از سوی دیگر، ناکارآمدی ساختاری و ضعف نظارتی آن را از رقابت جدی در سطح آسیا بازداشته است. روشن است که با اقدامات مقطعی، تزریق منابع مالی بدون برنامه، تغییرات مکرر مربیان و تکرار شعارهای کلی، نمیتوان امید و پویایی را به این عرصه بازگرداند.
برای احیای سرمایه اجتماعی فوتبال، انجام اصلاحات بنیادین ضروری است. نخستین گام، کاهش نقش مستقیم دولت و نهادهای عمومی در مدیریت باشگاهها و حرکت بهسوی واگذاری واقعی به بخش خصوصی توانمند و سازوکارهای هواداری است؛ اقدامی که میتواند به شفافیت مالی و پاسخگویی مدیریتی بینجامد. در ادامه، تعیین تکلیف حقوقی و اجرایی حق پخش تلویزیونی، از طریق تدوین قوانین الزامآور و ایجاد سازوکار توزیع عادلانه درآمدهای رسانهای میان فدراسیون و باشگاهها، باید بهطور جدی دنبال شود.
در کنار این موارد، نوسازی زیرساختها اهمیت ویژهای دارد؛ از بازسازی استادیومهای قدیمی و تجهیز آنها به فناوریهای نوین مانند VAR گرفته تا جذب سرمایهگذاران برای ایجاد مجموعههای مدرن ورزشی مطابق با استانداردهای کنفدراسیون فوتبال آسیا زیرا ورزشگاه، نخستین نقطه تماس هوادار با فوتبال است و میتواند تجربهای تازه و امیدبخش برای بازگشت مخاطبان فراهم آورد.
فوتبال ایران، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند تصمیمهای شجاعانه، برنامهریزی بلندمدت و پرهیز از روزمرگی است؛ در غیر این صورت، خطر از دست رفتن جایگاه اجتماعی و رقابتی آن، بیش از پیش جدی خواهد بود.
