حجت کریمی هم برای سهراب پیام انگیزشی داد
پنجره بسته و آرزوهای رمانتیک آقای رئیس برای رقبا!
جواد نکونام سرمربی تراکتور شد و علی تاجرنیا، سرپرست مدیرعاملی باشگاه استقلال، در واکنش به این ماجرا در شبکههای اجتماعی نوشت: «هر استقلالی، هر کجا که باشد و به هر جایگاهی برسد، موفقیتش باعث خوشحالی و افتخار ماست. موفقیت هر یک از استقلالیهای سابق، موفقیت بخشی از خانواده بزرگ استقلال است و برای آنها آرزوی سربلندی و توفیق دارم.»
شاید در نگاه نخست، این جملات دوستانه و حتی قابل احترام به نظر برسد، اما وقتی گوینده این جملات سرپرست مدیرعاملی یکی از بزرگترین باشگاههای فوتبال ایران است، ماجرا به شکل دیگری برابرمان قدعلم می کند.
مسأله اینجاست که تاجرنیا دیگر یک هوادار عادی استقلال نیست که بتواند بدون در نظر گرفتن مسئولیت حقوقی و مدیریتی خود، برای رقبای استقلال آرزوی موفقیت کند. البته هواداران استقلال هم چنین نمیکنند و بعید است حتی با وجود آگاهی از سوابق مربیان دیگر تیمها در استقلال برایشان آرزوی توفیق داشته باشند چون اینجا حقیقتاً بحث رقابت در میان است و اولویت استقلال است.
نکونام اکنون سرمربی تیمی است که یکی از رقبای استقلال در فوتبال ایران محسوب میشود. بنابراین طبیعی نیست که برای یکی از رقبای جدی استقلال در فصل جاری از سوی سرپرست مدیرعاملی استقلال آرزوی توفیق شود. سؤال این است که آیا حجت کریمی برای سهراب بختیاریزاده تا کنون آرزوی موفقیت کرده است؟
بحث بر سر دشمنی با نکونام یا نادیده گرفتن سابقه استقلالی او نیست. اتفاقاً احترام به پیشکسوتان و بازیکنان سابق استقلال روشی پسندیده است. اما مرز میان احترام به یک استقلالی سابق و آرزوی موفقیت برای او در تیم رقیب اساساً بسیار متفاوت است.
اگر قرار باشد صرفاً به دلیل اینکه یک مربی یا بازیکن در گذشته پیراهن استقلال را بر تن کرده، مدیرعامل استقلال برای موفقیت او در تیم رقیب آرزوی موفقیت کند، این منطق درباره تعداد قابل توجهی از مربیان و بازیکنان حاضر در لیگ برتر قابل تعمیم خواهد بود. در چنین شرایطی باید پرسید: آیا مدیر استقلال باید برای موفقیت همه استقلالیهای سابق در تیمهای رقیب هم پیام تبریک و آرزوی موفقیت منتشر کند؟
و باز هم اینجا این سؤال به وجود میآید که آیا مدیران دیگر تیمهای لیگ برتری نیز برای سهراب بختیاریزاده آرزوی موفقیت کردهاند؟
مدیری که مسئولیت اداره باشگاه استقلال را بر عهده دارد، باید بیش از هر چیز منافع و جایگاه باشگاه خود را نمایندگی کند. تعارفات شخصی و روابط دوستانه را میتوان در فضای خصوصی حفظ کرد، اما وقتی یک مدیر ارشد باشگاه در فضای عمومی و رسانهای سخن میگوید، هر کلمه او میتواند به عنوان موضع رسمی باشگاه تلقی شود.
از سوی دیگر، حضور پرتعداد تاجرنیا در فضای رسانهای و انتشار مداوم توییتها نیز خود به موضوعی قابل تأمل تبدیل شده است.
باشگاهی در ابعاد استقلال دارای مدیر روابط عمومی، مدیر رسانه و مجموعهای از مشاوران و نیروهای رسانهای است. بنابراین این پرسش مطرح میشود که چرا با وجود چنین تشکیلاتی، سرپرست مدیرعاملی باشگاه شخصاً و با این حجم وارد فضای رسانهای میشود؟
آیا وظیفه مدیر ارشد باشگاه، حضور روزانه و مستقیم در شبکههای اجتماعی است یا باید بخش مهمی از ارتباطات رسانهای از مسیر یک ساختار حرفهای و عبور کند؟
اگر باشگاه استقلال برای رسانه و روابط عمومی خود ساختار دارد، پس این ساختار دقیقاً چه زمانی باید به کار بیاید؟ آیا قرار نیست مشاوران رسانهای پیش از انتشار مواضع حساس، تبعات آن را بررسی کنند؟
به هرحال لازم است که مدیر باشگاه استقلال قدری با تامل بیشتر در فضای رسانهای حاضر شود. هیچ مدیری در سطح لیگ برتر برای سهراب بختیاریزاده آرزوی توفیق نکرده و تاجرنیا نباید با این استراتژی برای استقلال هزینه بتراشد و خودش را میان هواداران به یک چهره خام و فاقد استراتژی حرفهای تبدیل کند.
استقلال به مدیری نیاز دارد که در میدان مدیریت، تصمیمهای حرفهای بگیرد و در میدان رسانه نیز بداند چه چیزی را، چه زمانی و با چه ادبیاتی باید مطرح کند. تعدد توییتها و حضور پررنگ رسانهای، بهخودیخود نشانه مدیریت قوی نیست؛ گاهی مدیریت حرفهای دقیقاً در سکوت کردن و واگذار کردن سخن گفتن به ساختار رسانهای باشگاه معنا پیدا میکند.
