صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • پرسپولیس
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و هشتاد و دو - ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و هشتاد و دو - ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - صفحه ۸

وقتی غول‌های اروپا متحد می‌شوند

مانور قدرت باشگاه‌ها در قاره سبز

اتحادیه باشگاه‌های فوتبال اروپا که پیش‌تر با نام اختصاری ECA شناخته می‌شد و اکنون به EFC تغییر نام داده، امروز نه‌فقط یک نهاد صنفی، بلکه به‌عنوان یکی از قدرتمندترین بازیگران حکمرانی فوتبال در جهان شناخته می‌شود؛ تشکلی که صدای واحد باشگاه‌ها را در برابر نهادهای بالادستی چون یوفا و فیفا نمایندگی می‌کند. این در حالی است که در فوتبال باشگاهی ایران، فقدان یک اتحادیه مستقل و اثرگذار همچنان به‌عنوان یکی از خلأهای ساختاری جدی، باشگاه‌ها را در موقعیتی منفعل و بی‌دفاع قرار داده است.
در اکتبر ۲۰۲۵ و در جریان سی‌ودومین مجمع عمومی این نهاد در شهر رم، ECA با یک بازنویسی برند تاریخی به EFC تغییر هویت داد؛ تغییری که صرفاً یک جابه‌جایی نام نبود، بلکه نشانه‌ای از تحول در رویکرد و مأموریت سازمان به‌شمار می‌رفت. شعار «بازگشت به فوتبال» و تمرکز بر منافع ساختاری باشگاه‌ها، نشان‌دهنده درکی عمیق از نیازهای روز فوتبال حرفه‌ای است. در نقطه مقابل، فوتبال ایران همچنان از نبود یک استراتژی کلان برای دفاع از منافع باشگاه‌ها رنج می‌برد و تصمیم‌گیری‌ها اغلب بدون مشارکت واقعی ذی‌نفعان اصلی انجام می‌شود.
ریشه‌های شکل‌گیری این اتحادیه به سال ۲۰۰۸ بازمی‌گردد؛ زمانی که با هدف ایجاد همگرایی میان باشگاه‌های مردان و زنان و تثبیت نقش آنها در تصمیم‌سازی‌های بین‌المللی تأسیس شد. اما آنچه این نهاد را به جایگاه فعلی رساند، توانایی در نوسازی و بازتعریف خود در بزنگاه‌های تاریخی بود؛ امری که در نشست رم به اوج رسید. حضور بیش از ۷۰۰ نماینده از ۵۵ کشور، این مجمع را به بزرگ‌ترین گردهمایی تاریخ باشگاهی فوتبال بدل کرد. مقایسه این سطح از مشارکت با وضعیت ایران، که حتی در ایجاد یک تشکل پایدار و مورد اجماع میان باشگاه‌ها ناکام مانده، گویای فاصله‌ای عمیق و نگران‌کننده است.
در دو سال اخیر، EFC رشدی چشمگیر در جذب اعضا داشته و اکنون بیش از ۸۰۰ باشگاه از ۵۵ کشور را در بر می‌گیرد. نکته قابل توجه، حضور ۱۳۹ باشگاه فوتبال زنان در این ساختار است؛ نشانه‌ای روشن از تعهد به توسعه متوازن و برابری جنسیتی. در مقابل، فوتبال ایران هنوز در تعریف جایگاه حرفه‌ای برای فوتبال زنان و ادغام آن در ساختار باشگاهی با چالش‌های جدی مواجه است و از این منظر نیز از استانداردهای جهانی فاصله دارد.
ساختار این اتحادیه به‌گونه‌ای طراحی شده که حتی باشگاه‌های کوچک نیز در کنار غول‌های چندمیلیاردی از حق رأی و تریبون برخوردارند؛ الگویی از دموکراسی نهادی که به توزیع عادلانه قدرت کمک می‌کند. این در حالی است که در ایران، باشگاه‌های کوچک نه‌تنها صدایی در سیاستگذاری ندارند، بلکه اغلب قربانی تصمیمات متمرکز و غیرشفاف می‌شوند.
در رأس این تشکل، ناصر الخلیفی، مدیر باشگاه پاری‌سن‌ژرمن، قرار دارد؛ چهره‌ای که با حضور همزمان در کمیته اجرایی یوفا و شورای فیفا، قدرت چانه‌زنی اتحادیه را به سطحی بی‌سابقه رسانده است. ورود مدیرانی چون جوزپه ماروتا به هیأت‌مدیره نیز نشان‌دهنده توازن قدرت میان قطب‌های مختلف فوتبال اروپاست. در قیاس، فوتبال ایران از فقدان مدیران تأثیرگذار در سطوح بین‌المللی رنج می‌برد و همین مسأله، قدرت لابی‌گری باشگاه‌ها را به حداقل رسانده است. در حوزه اقتصادی، EFC دستاوردهایی داشته که عملاً معادلات درآمدی فوتبال اروپا را تغییر داده است. تأسیس شرکت مشترک تجاری با یوفا، باشگاه‌ها را از مصرف‌کنندگان صرف به شرکای واقعی در درآمدزایی تبدیل کرده است. همچنین تخصیص سالانه بیش از ۴۴۰ میلیون یورو به‌عنوان صندوق همبستگی، نشان‌دهنده تلاش برای کاهش شکاف مالی میان باشگاه‌هاست. در ایران اما، نه‌تنها چنین سازوکارهایی وجود ندارد، بلکه بسیاری از باشگاه‌ها با بحران‌های مالی مزمن، بدهی‌های انباشته و وابستگی به منابع ناپایدار دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
توافق تاریخی با فیفا برای اختصاص ۳۵۵ میلیون دلار به برنامه مزایای باشگاه‌ها در جام جهانی ۲۰۲۶ و همچنین ۲۵۰ میلیون دلار برای جام جهانی باشگاه‌ها، نمونه‌ای دیگر از قدرت چانه‌زنی این اتحادیه است. در سوی دیگر، باشگاه‌های ایرانی حتی در دریافت ابتدایی‌ترین حقوق خود از محل حضور بازیکنان در رقابت‌های بین‌المللی با مشکلات جدی مواجه‌اند.
با این حال، EFC نیز بدون چالش نیست. نقش این اتحادیه در مهار پروژه سوپرلیگ و حفظ وحدت باشگاه‌ها، اگرچه موفقیت‌آمیز بود، اما نشان داد که شکاف‌های پنهان همچنان وجود دارند. بحران فشردگی تقویم مسابقات و افزایش فشار بر بازیکنان، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های امروز فوتبال اروپا تبدیل شده است. همچنین پدیده مالکیت چندباشگاهی، نگرانی‌هایی درباره تضاد منافع ایجاد کرده که نیازمند قانونگذاری دقیق‌تر است. اتحادیه باشگاه‌های فوتبال اروپا با عبور از یک ساختار سنتی، به نهادی تبدیل شده که نه‌تنها از منافع اعضای خود دفاع می‌کند، بلکه در شکل‌دهی آینده فوتبال جهانی نقش‌آفرین است. این در حالی است که فوتبال باشگاهی ایران، در غیاب یک تشکل مستقل، همچنان با پراکندگی، ضعف در چانه‌زنی و ناتوانی در صیانت از حقوق خود مواجه است. شاید مقایسه این دو مسیر، بیش از هر تحلیل دیگری نشان دهد که بدون سازمان‌یافتگی، حتی پرطرفدارترین ورزش کشور نیز در برابر تصمیمات کلان، بی‌صدا و بی‌دفاع باقی خواهد ماند.
جستجو
آرشیو تاریخی