مثل یک اسطوره
مجید سلطانی
خبرنگار
فرانکو بارزی برای دیدن دربی ایران به تهران آمده بود. فرصتی طلایی فراهم شد تا در پشت صحنه برنامه زاویه که آن روزها در تلویزیون روی آنتن میرفت، با او ملاقات کنم. مردی که با مثلث افسانهای هلند، قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شده بود را بسیار متواضعتر از تصوراتم دیدم. بسیار ساده آمد و بیتکبر به همه پرسشها پاسخ داد. در پایان برنامه پرسیدم اگر به شبکه «رای» ایتالیا رفته بودید، چند یورو میگرفتید؟ او که بدون دریافت حتی یک یورو آمده بود، با لبخند پاسخ داد، اینجا میهمان شما بودم و خیلی هم خوش گذشت.
بعدها متوجه شدم هزینه چنین برنامههایی در اروپا برای ستارههای سرشناس و اسطورهها بین 5 تا 10 هزار یورو است.
پس از آن برنامه شیفته شخصیت بارزی شدم. دربارهاش زیاد خواندم و هرچه بیشتر میخواندم و پیش میرفتم، شیفتهتر میشدم. مردی که او را در ایتالیا به غیرت و وفاداری میشناختند، برای من مظهر تواضع شده بود. هرگز جایی نخواندم که او سهمی برای خود در فوتبال ایتالیا طلب کرده باشد.
روزهای طلایی میلان با او گذشت و 81 بار پیراهن تیم ملی ایتالیا را به تن کرده بود؛ اما هرگز سهمی نخواست و مطالبهای نداشت. همیشه کنار میایستاد و از ادعاهای دور از منطق، پرهیز میکرد.
فرانکو بارزی برای من نمونه اسطورههایی بود که محترمانه زندگی میکنند و محترمانهتر میروند. رفتارش به گونهای بود که وادار به احترام میشدی.
مردی که 700 بازی برای میلان انجام داد و بازیکن قرن این باشگاه بزرگ شد، هرگز نگفت و نخواست که جایی میان پستهای پولساز باشگاه داشته باشد. هرگز افتخار و نام باشگاه را مصادره نکرد. هرگز ادعایی در مورد فوتبال ایتالیا نداشت و هیچگاه با تحقیر دیگران، برای خود جایگاه و پایگاهی نساخت.
بارزی دیروز چشم بر این جهان بست؛ در 66 سالگی که برای پیشکسوتان فوتبال زود است. فرانکو واقعاً بزرگ بود و در حد نام و شأن خود زندگی کرد و رفت؛ دقیقاً مثل یک اسطوره.
