کالبدشکافی هزینههای سنگین حملونقل هوایی باشگاههای ایران
سوخت 360 میلیاردی در آسمان لیگ
محمدرضا رحیمپور
خبرنگار
لیگ برتر فوتبال ایران تنها میدان نبرد تاکتیک مربیان، جنگهای روانی کنفرانسهای خبری و تکنیک ستارهها در مستطیل سبز نیست؛ بلکه در پشت صحنه این رقابت جذاب و پرحاشیه، جنگی خاموش، فرسایشی و بیرحمانه در جریان است که هر فصل میلیاردها تومان از بودجه محدود و رنجور باشگاهها را میبلعد. در ساختار اقتصادی فوتبال ایران که اکثر باشگاهها از درآمدزاییهای استاندارد جهانی نظیر حق پخش تلویزیونی، کپیرایت فروش پیراهن و بلیتفروشی مدرن محروم هستند، هزینههای اسکان، تغذیه، خدمات پزشکی و حملونقل سالهاست به یکی از چالشهای اصلی و کمرشکن مدیران مالی تبدیل شده است. اما در میان این صورتحسابهای سنگین و تمامنشدنی، «پروازهای چارتر» و بلیتهای هواپیما سهمی حیاتی و البته بسیار پرهزینه دارند؛ هزینهای که با جهشهای مداوم نرخ تورم، آزادسازی قیمت بلیتها و چالشهای کمبود صندلی در خطوط هوایی، هر فصل سنگینتر و خفهکنندهتر از گذشته روی دوش باشگاهها سنگینی میکند.
صندلیهای 400 میلیونی
اگر قیمت پایه و متوسط هر صندلی در یک پرواز داخلی را برای یک ورزشکار یا همراه، بهطور میانگین ۱۰ میلیون تومان محاسبه کنیم و کاروان اعزامی هر تیم را حداقل شامل 40 نفر (بازیکنان اصلی و ذخیره، کادر فنی، تیم پزشکی، ماسورها، تدارکات، مدیر رسانهای و سرپرست) در نظر بگیریم، هزینه خرید بلیت برای یک سر پرواز به رقم چشمگیر
400 میلیون تومان میرسد. از آنجا که هر مسابقه خارج از خانه مستلزم یک پرواز رفت و یک پرواز برگشت است، هزینه جابهجایی هوایی برای هر بازی میهمان بهطور ناخالص به رقمی حدود 800 میلیون تومان بالغ میشود که به صورت تقریبی اگر هزینه سفر هر باشگاه لیگ برتری را در جریان بازیهای بیرون از خانه 20 میلیارد تومان برای یک فصل در نظر بگیریم و این مبلغ را به تعداد 18 تیم حاضر در لیگ برتر اضافه کنیم 360 میلیارد تومان صرف هزینه خرید بلیت هواپیما میشود که این مبلغ در صورت پرواز چارتر بیش از این خواهد بود.
البته در مسیرهای کوتاه زیر ۴۰۰ کیلومتر یا شهرهای همجوار، برخی باشگاهها برای صرفهجویی مالی و فرار از هزینههای پرواز، به ناوگان جادهای متوسل میشوند. اما توزیع پراکنده و نامتوازن جغرافیایی تیمها در پهنه جغرافیایی ایران نشان میدهد که اکثر باشگاهها برای حفظ شادابی بازیکنان و جلوگیری از خستگی مفرط، چارهای جز تسلیم شدن در برابر قیمتهای خطوط هوایی ندارند.
ماراتن خستگی؛ ذوبآهن رکورددار سفرهای جادهای و هوایی
اما ماجرای پرهزینه لجستیک تنها به بلیت هواپیما ختم نمیشود. جدول مسافتهای جادهای و هوایی نشان میدهد که تیم مس شهر بابک با طی کردن مسافتی حدود ۹ هزار کیلومتر در طول یک فصل، رکورددار مطلق خستگی سفر، معطلی در فرودگاهها و طی مسافت در فوتبال ایران است و عاملی که مصافهای سفری این تیم را بیشتر میکند، بحث نبود فرودگاه در شهر بابک است و این تیم باید برای هر پرواز یا به کرمان برود و یا به سیرجان. پس از ذوبآهن، تیمهای ذوبآهن اصفهان، سپاهان، گلگهر و چادرملو در رتبههای بعدی پرمسافرترین تیمها قرار دارند. این آمار و ارقام خیرهکننده نشان میدهد حتی اگر بخشی از این مسیرها به پرواز تبدیل نشوند، فشار روانی، خستگی عضلانی و آسیبهای جسمانی ناشی از سفرهای طولانیمدت برای برخی باشگاهها به مراتب بیشتر و شکنندهتر از سایر رقباست؛ موضوعی که مستقیماً روی افت کیفی بازیها در نیمه دوم مسابقات اثرگذار است.
کابوس ارزی در آسیا؛ وقتی سفرهای بینالمللی بودجه را میبلعند
چالش اصلی و کمرشکن مالی اما زمانی رخ مینماید که نمایندگان ایران وارد رقابتهای بینالمللی و آسیایی میشوند. سه نماینده فوتبال ایران شامل استقلال و تراکتور در لیگ نخبگان آسیا و گلگهر سیرجان در لیگ قهرمانان آسیا ۲، بار مالی بسیار سنگینتری را روی دوش خود احساس میکنند.
با فرض برگزاری مسابقات در کشورهای همجوار و ثالث (مانند عراق و شهر بغداد) و با همان فرمول استاندارد کاروان 40 نفره و قیمت حدودی محدوده ۱۰ میلیونی برای هر بلیت رفت و برگشت ساده، هزینه هر سفر آسیایی حداقل 800 میلیون تومان خواهد بود. اگر هر تیم در مرحله نخست گروهی یا لیگی ۶ بازی را در کشور ثالث میزبانی کند، ۴.۲ میلیارد تومان دیگر فقط به هزینههای پروازی اضافه میشود.
با این حساب، مجموع هزینه پروازهای داخلی و آسیایی تراکتور تبریز و گلگهر سیرجان از مرز چشمگیر ۱۴ میلیارد تومان عبور میکند و استقلال تهران نیز باید بیش از ۱۲ میلیارد تومان فقط برای خرید بلیت هواپیما در یک فصل کنار بگذارد. نکته نگرانکننده اینجاست که این ارقام منحصراً مربوط به بلیت هواپیما بوده و هزینههای گزاف رزرو هتلهای پنجستاره بینالمللی، ترانسفر فرودگاهی و شهری، تغذیه اختصاصی، عوارض خروج، اخذ ویزا و جریمه بار اضافه تجهیزات سنگین پزشکی و تمرینی را شامل نمیشود.
در فوتبال حرفهای و مدرن، خرید بلیت هواپیما تنها قله یک کوه یخ شناور از هزینههای لجستیکی است. هنگامی که یک تیم برای یک بازی میهمان آماده میشود، زنجیرهای از هزینههای سنگین جانبی آغاز میشود از رزرو حداقل ۱۸ تا ۲۰ اتاق دو تخته و سوئیت برای کادر فنی به مدت دو شب در هتلهای چهار یا پنجستاره گرفته تا هزینه تغذیه و رژیم غذایی و سفارش وعدههای غذایی اختصاصی با نظارت مستقیم پزشک و متخصص تغذیه تیم که هزینهای چند برابری نسبت به منوی عادی هتلها دارد و جابهجایی صدها کیلوگرم بار شامل لباسها، توپها، وسایل ماساژ، مکملها و تجهیزات پزشکی که نیازمند پرداخت جریمههای بار اضافه در فرودگاههاست.
با اضافه کردن این موارد به فاکتور پروازها، رقم واقعی هزینههای سفر یک باشگاه لیگ برتری در طول یک فصل، به راحتی از مرز ۳۰ تا ۵۰ میلیارد تومان عبور میکند؛ رقمی سرسامآور که در برخی باشگاههای کمدرآمد، معادل ۳۰ درصد از کل بودجه بستهشده برای یک سال شمسی است!
راهکار چیست؟ ضرورت مدیریت اقتصادی و حمایت سازمان لیگ
افزایش مداوم و بیضابطه هزینههای حملونقل و اسکان، اهمیت مدیریت هوشمندانه اقتصادی در فوتبال ایران را بیش از هر زمان دیگری آشکار کرده است. در شرایطی که اکثر باشگاهها با محدودیت شدید منابع مالی و قوانین سختگیرانه سقف بودجه دستوپنجه نرم میکنند، بخش قابل توجهی از سرمایهشان صرف هزینههایی میشود که هیچ ارتباط مستقیمی با ارتقای سطح فنی، جذب بازیکن باکیفیت یا توسعه زیرساختها ندارد. شاید زمان آن فرا رسیده باشد که سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال ایران با نسخهبرداری از الگوهای موفق خارجی، وارد عمل شوند. عقد قراردادهای سراسری و کلان با شرکتهای بزرگ هواپیمایی و زنجیرههای هتلداری، ایجاد بستههای حمایتی و تخفیفهای ویژه برای تیمهای لیگ برتری و حتی تسهیل در تأمین پروازهای اختصاصی (چارتر) میتواند بخشی از این فشار مالی خردکننده را کاهش دهد. چنین اقدام ساختاری و هوشمندانهای نه تنها به مدیریت بهتر هزینههای باشگاهها کمک میکند، بلکه منابع مالی آزادشده را به سمت تقویت آکادمیها، بهبود کیفیت چمن ورزشگاهها و سرمایهگذاری روی استعدادهای بومی سوق خواهد داد. آنچه امروز در جدول هزینههای سفر لیگ برتر دیده میشود، تنها یک نمونه کوچک از واقعیتهای تلخ و عریان اقتصاد فوتبال ایران است. واقعیتی که صریحاً گوشزد میکند موفقیت در لیگ برتر، فقط به فرم بازی ستارهها یا تاکتیک مربیان روی تخته سیاه بستگی ندارد؛ بلکه مدیریت هزینهها و فتح معادلات مالی در آسمانها نیز به همان اندازه در بالا رفتن جام قهرمانی تعیینکننده است.
