شکست قهرمان جهان یا ناک اوت حقیقت؟
بوکس ایران، گروگان دستاوردسازی
فائزه زمانی
خبرنگار
کمتر از دو ماه تا شروع بازیهای آسیایی ناگویا باقی مانده؛ آوردگاهی که میتواند عیار واقعی بوکس ایران را مشخص کند. با این حال، آنچه این روزها از فدراسیون بوکس دیده میشود، بیشتر شبیه تلاش برای ساختن یک ویترین پرزرقوبرق است تا آمادهسازی تیمی که باید در مهمترین میدان آسیا روی رینگ برود.
در شرایطی که انتظار میرود تمام تمرکز روی رفع ضعفهای فنی، برنامهریزی دقیق و آمادهسازی ملیپوشان باشد، همچنان روایتسازی از مدالهای تورنمنتهای کماعتبار و حتی بزرگسازی حریفان در اولویت قرار گرفته است. آخرین نمونه، مسابقات بینالمللی ایروان است؛ جایی که امیررضا ملکخطابی پدیده سنگینوزن بوکس ایران، با عملکردی قابل توجه موفق شد مدال طلای وزن +۹۰ کیلوگرم را به دست بیاورد. او در دیدار نهایی، نماینده میزبان را در کمتر از یک دقیقه از پیش رو برداشت و قهرمان شد؛ موفقیتی که بدون تردید برای این بوکسور جوان به جای خود ارزشمند اسنت. اما ماجرا از جایی محل بحث میشود که دستگاه تبلیغاتی فدراسیون مثل همیشه تلاش کرده ارزش این پیروزی را فراتر از واقعیت نشان دهد. در اطلاعرسانیها از شکست یک قهرمان جهان صحبت شده است؛ ادعایی که با بررسی سوابق حریف ارمنستانی همخوانی ندارد. رزومه این بوکسور نشان میدهد او نه ستاره شناختهشده بوکس ارمنستان است و نه در سطحی قرار دارد که بتوان چنین عنوانی را برایش به کار برد. در واقع، چهره شاخص ارمنستان در این وزن هوسپیان نیست و داویت چالویان با یک مدال نقره و برنز جهان مطرحترین بوکسور اخیر ارمنیها در سنگین وزن است. همین تفاوت میان واقعیت و روایت رسمی، انتقادهای زیادی را به دنبال داشته است. این اولین بار هم نیست که فدراسیون بوکس با بزرگنمایی نتایج یا کیفیت رقبا، تلاش میکند تصویری موفقتر از شرایط موجود ارائه دهد. حتی برخی از چهرههای باسابقه این رشته، از جمله احسان روزبهانی کاپیتان سابق تیم ملی، اخیراً نسبت به این روند انتقاد کرده و هشدار داده که چنین رویکردی نه تنها کمکی به پیشرفت بوکس نمیکند، بلکه باعث دور شدن مدیران از مشکلات واقعی میشود. واقعیت این است که بوکس ایران سالهاست از روزهای اوج خود فاصله گرفته است. کافی است نگاهی به نتایج اخیر تیم ملی انداخته شود؛ از ناکامی مقابل رقبایی که روزگاری همسطح یا حتی پایینتر از ایران محسوب میشدند تا عملکردی که در میدانهای اخیر حتی رقابتهای سطح پایین کشورهای اسلامی انتظارات را برآورده نکرد.
اینها نشانههایی هستند که نمیتوان با چند تیتر تبلیغاتی یا بزرگنمایی یک مدال، آنها را پنهان کرد. حالا مهمترین آزمون پیش روی شاگردان همایون امیری، بازیهای آسیایی ناگویاست؛ رقابتهایی که آخرین مدال بوکس ایران در آن به ۱۲ سال قبل برمیگردد.
در شرایطی که قرار بود با توجه به عملکرد نامطلوب تیم ملی بوکس در رقابتهای اخیر، سهمیه محدودی به این رشته برای حضور در ناگویا اختصاص پیدا کند، با حمایت کمیته ملی المپیک سهمیههای بیشتری در اختیار این رشته قرار گرفته و حالا وقتش رسیده که بوکسورها برادری خود را ثابت کنند که البته با چنین شرایطی کار خیلی دشوار است.
هیچ تردیدی در استعداد و آینده روشن امیررضا ملکخطابی وجود ندارد و طلای او هم ارزش فنی خود را دارد، اما تفاوت بزرگی میان تقدیر از یک قهرمانی و ساختن روایتی اغراقآمیز از آن وجود دارد.
بوکس ایران امروز بیشتر از هر زمان دیگری به صداقت، برنامهریزی و واقعبینی نیاز دارد. اگر قرار است این رشته دوباره به جمع مدعیان آسیا بازگردد، مسیر آن از پذیرش واقعیتها میگذرد، نه از بزرگنمایی موفقیتهای مقطعی.
حالا پاسخ تمام سؤالها در ناگویا داده خواهد شد. اگر بوکس ایران مدعی است، باید در همان رینگی بدرخشد که بهترینهای آسیا حضور دارند. آنجا دیگر نه تیترهای پرطمطراق کارساز است و نه دستاوردسازی رسانهای؛ فقط مشتهایی که به هدف مینشینند، نتیجه را
رقم خواهند زد.
