ضرورت ایجاد تغییر در والیبال
مجید سلطانی
خبرنگار
سالها قبل، محمدرضا یزدانی خرم رئیس وقت و فقید فدراسیون والیبال تصمیم گرفت والیبال نوین را در ایران متولد کند. نه آنکه فکر کنید تا پیش از آن، والیبال نداشتیم. والیبال با شکل و فرمت امروزی نبود.
برای این منظور، ایوان بوگانیکف ستاره والیبال شوروی سابق و لتونی فعلی به ایران آمد تا نسلسازی کند. اینکه این معمار والیبال نوین ایران در پی چه پروسه و فرایندی انتخاب شد، نمیدانیم؛ اما او آمد و استعدادها را در نقاط مختلف ایران کشف کرد. نسل اول والیبال ایران از جمله بهنام محمودی (اولین والیبالیست ایرانی که سرویس پرشی زد) حاصل کار و استعدادشناسی بوگانیکف بود.
سالها گذشت و پس از یزدانی خرم، داورزنی به والیبال آمد و مسیر درستی که برای والیبال طراحی شده بود را به زیبایی ادامه داد تا این مسیر به تولد نسل طلایی والیبال ایران منجر شود؛ نسلی که سعید معروف و همه ستارههای آن زمان را در دل خود داشت و به افتخارات بیشماری رسید.
بعد از خاموشی آن آسمان پرستاره، ضرورتی غیرقابل انکار برای تغییر در بدنه تیم به وجود آمد.
تغییرات نیمبند با حفظ مهرههای قدیمی گرهگشا نشد و چند بار به بر هم خوردن آرامش و نظم اردو توسط همان مهرههای قدیمی کشید.
با ورود روبرتو پیاتزا به ایران، همه امیدوار شدند و به چشم خولیو ولاسکو (موفقترین و محبوبترین مربی 20 سال اخیر تیم ملی ایران) به او نگاه میکردند.
تیم ملی جوان شد اما تیمی نشد که روحیه جنگندگی، مقاومت و میل به پیروزی در آن خودنمایی کند.
تیم ملی اصول اولیه حضور در میان تراز اولیهای والیبال دنیا را داراست اما دلیلی نمیبیند خود را به میان 7 کشور بزرگ جهان والیبال بکشاند. شاید نقطه ضعف بزرگ این تیم، راحت امتیاز دادن و به آسانی تسلیم شدن است.
خیز محسوس والیبال موجب شد این ورزش در خانوادههای ورزشدوست ایرانی اعتبار، جایگاه و منزلتی پیدا کند اما نمایشهای دو فصل اخیر تیم ملی در لیگ ملتها آن چیزی نیست که شور و کشش ایجاد کند و همه پای تلویزیون میخکوب شوند.
ضرورتی که تقوی رئیس فدراسیون والیبال و پیاتزا با آن مواجهند، تغییر در رویه فعلی است چون با این شیب ملایم، والیبال از دایره رشتههای محبوب خانوادههای ایرانی خارج میشود.
