توخل بالاخره به حقیقتی آشکار اعتراف کرد
فوتبال انگلیس، بیگانه با کنترل بازی
فرخ حسابی
خبرنگار
شکست انگلیس برابر آرژانتین در نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۲۶ شاید از نظر نتیجه چندان ناامیدکننده نبود، اما اظهارات توماس توخل پس از این مسابقه، بحثهای فراوانی را در فوتبال این کشور به راه انداخت. سرمربی آلمانی سهشیرها جملهای گفت که بسیاری از رسانهها و هواداران انگلیسی را خشمگین کرد: «کنترل بازی با توپ در DNA فوتبال انگلیس نیست.»
در نگاه اول، این جمله برای کشوری که مهد فوتبال مدرن محسوب میشود، توهینآمیز به نظر میرسد، اما واقعیت این است که توخل بیش از آنکه منتقد فوتبال انگلیس باشد، تصویری دقیق از آنچه امروز در لیگ برتر این کشور جریان دارد، ارائه کرده است.
انگلیس در جام جهانی عملکرد قابل قبولی داشت و تا نیمهنهایی پیش رفت، اما مقابل آرژانتین نتوانست از برتری یک بر صفر خود محافظت کند. تیم توخل در دقایق پایانی دو گل دریافت کرد و از رسیدن به فینال بازماند. او دلیل این اتفاق را ناتوانی بازیکنانش در حفظ مالکیت توپ و کنترل جریان مسابقه دانست؛ مشکلی که ریشه آن را باید در ساختار فوتبال انگلیس جستوجو کرد.
فوتبال انگلیس طی سالهای اخیر تغییرات قابل توجهی داشته است. لیگ برتر بیش از هر زمان دیگری به لیگی مبتنی بر سرعت، دوندگی و فشار شدید تبدیل شده است. پرسینگ بیامان، انتقالهای سریع و نبردهای فیزیکی جای خود را به تدریج به هنر حفظ توپ و مدیریت جریان بازی دادهاند.
امروزه حتی مربیانی مانند پپ گواردیولا و میکل آرتتا نیز برای موفقیت در لیگ برتر مجبور شدهاند بخشی از فلسفه مالکانه خود را قربانی شرایط فوتبال انگلیس کنند. اهمیت ضربات ایستگاهی، استفاده از مدافعان قدرتمند و تأکید بیش از حد بر شدت بازی، فوتبال این کشور را از سبک مالکانه اسپانیا و آرژانتین دور کرده است.
نکته جالب اینجاست که با وجود حضور ستارههای فنی در سالهای اخیر، تیم ملی انگلیس هنوز فاقد یک هافبک کلاسیک برای کنترل ریتم بازی است. دکلان رایس، الیوت اندرسون و دیگر هافبکهای نسل جدید انگلیس، بازیکنانی پویا و دونده هستند، اما بیشتر در نقش هافبکهای «باکس تو باکس» میدرخشند. فوتبال انگلیس همچنان بازیکنانی تولید میکند که توانایی پوشش تمام نقاط زمین را دارند، اما کمتر هافبکی در حد و اندازه یک بازیساز کلاسیک و متخصص حفظ مالکیت توپ در آن دیده میشود.
از سوی دیگر، بسیاری از استعدادهایی که قرار بود نسل طلایی فوتبال انگلیس را تشکیل دهند، نتوانستند به سطح مورد انتظار برسند. فیل فودن، کول پالمر، ترنت الکساندر آرنولد، جک گریلیش و میسون مونت هر کدام به دلایل مختلف از اوج فاصله گرفتهاند و تیم ملی انگلیس هنوز نتوانسته از ظرفیت فنی این نسل به بهترین شکل استفاده کند.
توخل البته میتوانست این واقعیت را با ادبیاتی دیپلماتیکتر بیان کند. هدایت تیم ملی انگلیس تنها یک چالش فنی نیست و مدیریت افکار عمومی نیز بخش مهمی از این مسئولیت محسوب میشود. با این حال، او حرف اشتباهی نزد.
سرمربی آلمانی در نخستین حضور خود روی نیمکت انگلیس این تیم را به جمع چهار تیم برتر جهان رساند و در طراحی ساختار تهاجمی تیم نیز موفق عمل کرد. سبک بازی او ترکیبی از ویژگیهای سنتی فوتبال انگلیس و عناصر مدرن فوتبال اروپاست.
شاید تا یورو ۲۰۲۸ نسل جدیدی از هافبکهای انگلیسی بتوانند مشکل مالکیت توپ را برطرف کنند، اما فعلاً باید پذیرفت که فوتبال انگلیس بیش از آنکه برای کنترل مسابقات ساخته شده باشد، برای جنگیدن، دویدن و ضربه زدن در لحظات تعیینکننده شکل گرفته است؛ همان چیزی که توخل آن را «DNA فوتبال انگلیس» مینامد.
