از ته‌سیگار مارادونا تا جوراب‌های کروس

گنجینه عجیب یک کلکسیونر فوتبال!

ایمان گودرزی
خبر‌نگار


  اگر قرار باشد تنها یک وسیله، میزان شیفتگی گابریل بوستامانته به جمع‌آوری یادگاری‌های فوتبال را نشان دهد، آن یک ته‌سیگار متعلق به دیه‌گو مارادوناست. مارادونا پس از شکست دورادوس دِ سینالوآ در فینال پلی‌آف لیگ دسته دوم مکزیک در سال ۲۰۱۹، در حالی که سیگار می‌کشید، ورزشگاه را ترک کرد. بوستامانته او را دید و لحظه‌ای بعد، وقتی اسطوره آرژانتینی ته‌سیگارش را زیر اتوبوس تیم انداخت، خود را روی زمین انداخت تا آن را بردارد. مارادونا با تعجب از او پرسید چه می‌کند و بوستامانته پاسخ داد: «دیه‌گو، دی‌ان‌ای تو داخل این سیگار است؛ باید نگهش می‌داشتم.» واکنش مارادونا هم به همان اندازه عجیب و بامزه بود. او رو به دستیارش کرد و گفت: «این مرد بیشتر از من به درمان احتیاج دارد!» سپس عینک آفتابی‌اش را از چشم برداشت و به بوستامانته هدیه داد. این فقط یکی از صدها داستانی است که بوستامانته ۵۹ ساله درباره مجموعه شگفت‌انگیزش تعریف می‌کند؛ مجموعه‌ای متشکل از بیش از ۲۰ هزار یادگار فوتبالی که در زیرزمین خانه‌اش در مونتری مکزیک نگهداری می‌شود. در میان این گنجینه، پیراهن دوران جوانی آندرس اینیستا در بارسلونا، جوراب‌هایی که تونی کروس در آخرین بازی لالیگایی خود برای رئال مادرید به پا داشت، با لکه‌های چمن همچنان روی آن و حتی چند ساعت رولکس دیده می‌شود؛ ساعت‌هایی که مارادونا در دوران هدایت دورادوس به بازیکنانش هدیه داده بود. همان مارادونایی که به استفاده همزمان از دو ساعت رولکس، روی هر دو مچ دست، شهرت داشت. اما شاید عجیب‌ترین بخش این مجموعه، اسناد تاریخی آن باشد. در میان آنها، نامه‌ای رسمی از ژائو هاولانژ، رئیس وقت فیفا، در سال ۱۹۸۶ به رئیس کونکاکاف دیده می‌شود که در آن درخواست انتقال ۲۵ هزار دلار به جک وارنر، رئیس وقت فدراسیون فوتبال ترینیداد و توباگو، برای حل مشکلات مالی آن فدراسیون مطرح شده است. بوستامانته درباره انگیزه اصلی خود می‌گوید: «بزرگترین علاقه من روایت داستان‌های فوتبال است. دوست دارم تاریخ این ورزش را کشف کنم، درباره آن حرف بزنم و آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. می‌خواهم نسل‌های جدید اسطوره‌هایی مثل آلفردو دی‌استفانو، فرانس پوشکاش و جرج بست را بشناسند.» شاید جالب باشد که بسیاری از مردم مونتری، یکی از میزبانان جام جهانی ۲۰۲۶، حتی از وجود چنین گنجینه‌ای خبر ندارند. برای رسیدن به آن باید از یک ایست بازرسی عبور کرد و وارد پارکینگی متروکه شد؛ ساختمانی که از بیرون بیشتر به یک پناهگاه هسته‌ای شباهت دارد تا موزه فوتبال. اما در زیرزمین، دنیایی متفاوت انتظار بازدیدکنندگان را می‌کشد؛ ردیف‌هایی از کفش‌های نایکی، آدیداس، پوما و آمبرو که روزی بر پای بزرگترین ستاره‌های فوتبال بوده‌اند و قفسه‌ای عظیم مملو از پیراهن‌هایی با نام‌هایی چون پله، دیه‌گو مارادونا، لامین یامال، لوکا مودریچ و ده‌ها اسطوره دیگر. گنجینه‌ای که شاید ارزش مادی آن قابل محاسبه نباشد، اما برای عاشقان فوتبال، هر کدام از این یادگارها بخشی از حافظه جاودان این ورزش محسوب می‌شود. گردش در این گنجینه با وسایل داوری آغاز می‌شود؛ یک پیراهن داور فیفا، کارت زرد و قرمز و یک سوت که روی میز قرار گرفته‌اند. بوسـتامانته توضیح می‌دهد این وسایل متعلق به ادگاردو کودسال است؛ داوری که در فینال جام جهانی ۱۹۹۰، با اخراج پدرو مونسون از آرژانتین، اولین کارت قرمز تاریخ فینال‌های جام جهانی را نشان داد. او در دقایق پایانی همان مسابقه، گوستاوو دزوتی را هم با دریافت کارت زرد دوم از زمین اخراج کرد. بعد از آن، بوسـتامانته رمزی را روی صفحه‌کلید کنار دیوار وارد می‌کند و در اتاقی باز می‌شود که ارزشمندترین بخش این مجموعه در آن نگهداری می‌شود. یک گوشه به دیه‌گو مارادونا اختصاص دارد و همان سیگار نیمه‌کاره معروف هم آنجاست. گوشه‌ای دیگر پر از یادگاری‌های پله است. در مرکز اتاق هم مجموعه‌ای از پیراهن‌های فوتبال انگلیس قرار دارد. او از داخل یک کشو دمپایی‌های رئال مادرید تونی کروس را بیرون می‌آورد و بعد با خنده پیراهن ادواردو کاماوینگا را جلو می‌گیرد و می‌گوید: «می‌خواهید بوی کاماوینگا را حس کنید؟» بوسـتامانته از 8 سالگی در شهر تامپیکوی مکزیک، جمع‌آوری پیراهن فوتبال را آغاز کرد. او به بازیکنان تیم محلی پیشنهاد می‌داد ماشین‌های‌شان را بشوید و در عوض، پیراهن‌شان را بگیرد. وقتی از او می‌پرسند چرا به جمع‌آوری پیراهن علاقه‌مند شد، پاسخ می‌دهد: «هر پیراهن یک دنیا خاطره با خودش دارد. اینکه بازیکن در آن مسابقه چطور بازی کرده، گل زده یا نه، تیمش برنده شده یا نه؛ همه آن خاطره‌ها در همان تکه پارچه ثبت شده‌اند. همین برایم جذاب بود.» بعد از مدتی دیگر از بازیکنان تامپیکو پیراهن خودشان را نمی‌خواست؛ از آنها می‌خواست پیراهن‌هایی را که با بازیکنان تیم‌های بزرگتر عوض کرده بودند، برایش بیاورند. وقتی در ۱۸ سالگی برای ادامه تحصیل به مونتری رفت، حدود ۵۰۰ پیراهن در خانه مادرش جمع کرده بود. پس از آن مدتی از این کار فاصله گرفت، مهندس مخابرات شد، ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. اما علاقه‌اش هیچ‌وقت از بین نرفت. او کم‌کم شبکه‌ای از دوستان و آشنایان در دنیای فوتبال ساخت تا در مأموریتش، یعنی حفظ تاریخ فوتبال، به او کمک کنند.
  او می‌گوید امضای روی پیراهن‌ها برایش اهمیت چندانی ندارد، مگر اینکه متعلق به بزرگترین ستاره‌های فوتبال باشد. برخلاف بسیاری از مجموعه‌داران، اجازه می‌دهد خانواده و دوستانش پیراهن‌ها را از نزدیک ببینند، لمس کنند و حتی بپوشند. تنها حدود پنج درصد از پیراهن‌های مجموعه را از حراجی‌ها خریده و بقیه را از طریق ارتباطاتش در فوتبال، به‌ویژه در اروپا، به دست آورده است. بیش از ۷۰ پیراهن را نیز از رنه فندریکن، ستاره سابق بلژیک، گرفته که یکی از آنها پیراهن کنی داگلیش در فینال جام باشگاه‌های اروپا در سال ۱۹۷۸ مقابل کلوب بروژ است. یکی از عجیب‌ترین بخش‌های مجموعه او، ۱۲ جفت پیراهنی است که دو بازیکن پس از پایان یک مسابقه با هم تعویض کرده‌اند و بوسـتامانته توانسته هر دو پیراهن آن تعویض را جمع‌آوری کند. او در برگزاری نمایشگاه‌های فوتبال در مکزیک و اروپا هم مشارکت داشته و حالا پسرش، گابریل، به همراه چهار نفر دیگر در نگهداری این مجموعه عظیم به او کمک می‌کنند تا این میراث ادامه پیدا کند. بوسـتامانته درباره علاقه عجیبش می‌گوید: «دوستانم می‌گویند اینها فقط چند تکه پارچه قدیمی هستند و ارزشی ندارند. اما هر کسی سرگرمی خودش را دارد؛ یکی گلف بازی می‌کند، یکی به لاس‌وگاس می‌رود و قمار می‌کند و من هم تاریخ فوتبال را جمع می‌کنم.» به‌یادماندنی‌ترین خاطره او، دیدار با لوتار ماتئوس در خانه‌اش در مونیخ بود؛ جایی که توانست توپ طلای سال ۱۹۹۰ اسطوره آلمان را از نزدیک لمس کند. وقتی از او می‌پرسند آیا وسوسه نشده بود از ماتئوس بخواهد توپ طلا را هم به مجموعه‌اش اضافه کند، با لبخند پاسخ می‌دهد: «هرگز؛ چنین درخواستی بی‌احترامی بود.»

جستجو
آرشیو تاریخی