حذف دو یا سه بازیکن قطعی است
قلعهنوییمیماند،جوانگراییهمنمیکند
رضا حمیدی
خبرنگار
بعد از ناکامی تیم ملی در جام جهانی و ناتوانی در صعود از مرحله گروهی آن هم جام جهانی 48 تیمی صحبت از حفظ قلعهنویی و جوانگرایی در تیم ملی میشود حتی در برخی روایتها از کنار گذاشتن ۱۲بازیکن نیز گفته شده است. اما پرسش مهم این است که آیا این بار قرار است اتفاق متفاوتی رخ دهد یا دوباره با همان وعدههای همیشگی روبهرو هستیم؟!
برای اینکه به ذات این ماجرا پی ببریم باید به گذشته نهچندان دور رجوع کنیم. به جام ملتهای آسیای دوره قبل در قطر. این نخستین بار نیست که قلعهنویی از جوانگرایی حرف میزند. بعد از شکست برابر قطر و حذف از جام ملت های آسیا نیز او همین وعده را مطرح کرد. آن زمان اعلام شد تیم ملی وارد یک دوره پوستاندازی خواهد شد و بازیکنان جوان فرصت بیشتری پیدا میکنند.
در عمل هیچ اتفاقی رخ نداد
اما حقیقتاً بهواسطه اسامی که راهی جام جهانی شدند، نهتنها پوستاندازی بزرگی رخ نداد، بلکه تیم ملی با یکی از مسنترین فهرستهای تاریخ خود راهی جام جهانی شد. همان بازیکنانی که سالها ستون اصلی تیم ملی بودند، دوباره در ترکیب قرار گرفتند و تغییرات بسیار محدود بود. حتی بازیکنانی که در جام ملتها هم در تیم ملی نبودند این بار پیرتر از قبل در اسکواد جام جهانی قرار گرفتند. بنابراین طبیعی است که حالا هم بسیاری با تردید به این وعده تازه نگاه کنند.
وضعیت نیمکت هم
مشخص است
نکته مهم دیگر این است که هنوز وضعیت نیمکت تیم ملی برای جام ملت های آسیا به طور رسمی مشخص نشده است. البته از مدتها قبل گفته میشود امیر قلعهنویی پیش از جام جهانی نیز از مهدی تاج برای ادامه همکاری اطمینان گرفته بود و بعید به نظر میرسد تغییری روی نیمکت تیم ملی ایجاد شود.
اگر این تحلیل درست باشد، باید انتظار داشت همان تفکر قبلی نیز ادامه پیدا کند. دکترینی که بیش از هر چیز به نتیجه کوتاهمدت فکر میکند و معمولاً ریسک استفاده گسترده از بازیکنان جوان را نمیپذیرد.
در فوتبال حرفهای نیز وقتی یک سرمربی احساس امنیت میکند، معمولاً کمتر حاضر میشود دست به تغییرات بنیادین بزند. مخصوصاً زمانی که زمان آمادهسازی برای یک تورنمنت بزرگ محدود باشد.
قلعهنویی حتی خود را به واسطه این اطمینان ملزم به پاسخگویی هم نمیداند چه رسد به اینکه بخواهیم برنامه او را برای جوانگرایی در آینده باور کنیم.
فاصله حرف تا عمل
این روزها از کنار گذاشتن ۱۲بازیکن صحبت میشود، اما واقعیت این است که هیچ سند رسمی و هیچ اظهارنظر قطعی از سوی کادرفنی درباره اسامی این بازیکنان وجود ندارد.
بیشتر این گمانهزنیها در فضای رسانهای شکل گرفته است و هنوز نمیتوان با قاطعیت گفت چه کسانی از تیم ملی کنار خواهند رفت.
حتی درباره بازیکنانی که بیش از دیگران نامشان مطرح میشود نیز هیچ قطعیتی وجود ندارد. برای مثال بعید نیست شجاع خلیلزاده همچنان در فهرست تیم ملی باقی بماند. همانطور که درباره بسیاری از بازیکنان باتجربه دیگر نیز نمیتوان حکم قطعی صادر کرد. اگر قرار باشد تغییری هم صورت بگیرد، احتمالاً محدود خواهد بود.
ممکن است بازیکنانی مانند احسان حاجصفی، علیرضا جهانبخش یا روزبه چشمی دیگر در فهرست نهایی حضور نداشته باشند، هر چند درباره همین نفرات نیز نمیتوان با اطمینان صحبت کرد.
از سوی دیگر شناختی که از شیوه مربیگری قلعهنویی وجود دارد، نشان میدهد او معمولاً به بازیکنان باتجربه اعتماد بیشتری دارد. در مسابقات بزرگ نیز ترجیح میدهد از نفراتی استفاده کند که سالها در تیم ملی حضور داشتهاند. به همین دلیل احتمال اینکه بخش عمده اسکلت فعلی تیم ملی حفظ شود، بسیار بیشتر از آن است که شاهد یک انقلاب فوتبالی باشیم.
نتیجه مهم تر از ساختن آینده
یکی از ویژگیهای قلعهنویی در تمام سالهای مربیگریاش این بوده که بیش از هر چیز به نتیجه فکر کرده است.
این نگاه شاید در فوتبال باشگاهی قابل درک باشد، اما در تیم ملی شرایط متفاوت است. تیم ملی فقط برای امروز ساخته نمیشود. باید برای دو سال بعد، چهار سال بعد و حتی جامهای جهانی آینده نیز برنامه داشته باشد.
قلعهنویی در واقع همان بازیکنانی را با خود به جام جهانی برد که سالها زیر نظر کیروش در تیم ملی حضور داشند ودر واقع بازیکنان او بودند. دستپروردههای او...
افکار عمومی منتظر
عملگرایی است
افکارعمومی، کارشناسان، اهل فن و حتی هواداران عادی فوتبال ایران دیگر فقط با شنیدن وعدهها قانع نمیشوند. آنها یک بار بعد از جام ملتهای آسیا همین صحبتها را شنیدند، اما در نهایت اتفاق متفاوتی رخ نداد. حالا هم هیچ تصمینی وجود ندارد که قلعهنویی کاری برای آینده فوتبال ایران کند. همانگونه که وقتی سرمربی استقلال بود کاری نکرد و وقتی از استقلال به سپاهان رفت همه ستارههای آن فصل را با خود به سپاهان برد.
اصولاً قلعهنویی با همین شیوه در همه سالهای مربیگری خود فعالیت کرده و چندان به فکر مربیان بعد از خود نیست. کمااینکه به فکر نزدیکترین دستیارش صمد مرفاوی بعد از فصل هشتم نیز نبود واو را بدون ستاره و بازیکن با تیمی تهی از بازیکنان در فصل هشتم لیگ برتر تنها گذاشت.
اکنون نیز اگر با تردید نسبت به برخی خبرها درباره قلعهنویی که قصد جوانگرایی در تیم ملی دارد نگریسته میشود بهواسطه همین سابقه تاریک است. هرچند که اصل ماندن قلعهنویی در تیم ملی آن هم بدون دستاورد وبدون صعود از جام جهانی 48 تیمی نیز خود یک مسأله مهم است که باید به آن بهطور کارشناسی ورود کرد و دربارهاش به کنکاش پرداخت.
