صفحات
  • صفحه اول
  • جام جهانی
  • منهای فوتبال
  • فوتبال ایران
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و پنجاه و سه - ۱۳ تیر ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و پنجاه و سه - ۱۳ تیر ۱۴۰۵ - صفحه ۳

رهبر شهید در وسعت یک پدر مهر ورزید

فریبا محمدیان
معاون توسعه ورزش بانوان وزارت ورزش

این روزها، شهر دیگر تنها مجموعه‌ای از خیابان و میدان نیست؛ هر کوچه، رودی از دلتنگی است و هر گام، روایتی از وفاداری. مردمی آمده‌اند تا آخرین سلام را به مردی بگویند که سال‌ها، قامت استوار ایران بر شانه‌های حکمت، ایمان و صبر او تکیه داشت، امروز بر دوش این ملت، تنها پیکر مطهر یک شهید جاری نیست؛ گویی قلب ایران است که تا پایان تاریخ، با شکوهی آمیخته به اشک، تا افق بدرقه می‌شود.
سنگینی این وداع، نه از فقدان که از عظمت جای خالی پدری است که سایه‌اش، مأمن آرام دل‌های نه یک ملت و کشور که مردم آزاده جهان بود. بعضی مردان در وسعت یک زمان نمی‌گنجند. تاریخ برای آنان خانه نیست، تنها گذرگاهی است تا بذر عزت را در جان‌ها بکارند.
این عروج، در حقیقت پیروزی همان حقیقتی بود که هرگز نتوانستند بر آن چیره شوند، چرا که روزی در صدد بودند حقیقت را زیر پای سم اسبان پنهان کنند و امروز در هزاره سوم و در عصر تکنولوژی، توهم داشتند که حقیقت زیر باران موشک‌ها و بمب‌ها، نه تنها پنهان، بلکه نابود می‌شود، اما زهی خیال باطل و در همین تقابل میان توهم دشمن و حقیقت ماندگار، چهره‌ او نورانی‌تر شد و نامش ماندگارتر.
رهبر فرزانه‌ای که اقتدار و صلابت را نه در کلام، بلکه در عمل به نمایش گذاشت و پدری را نه در نسبت، که در مهر بی‌دریغ به فرزندان این سرزمین یافت و هرگاه سخن از دختران ایران به میان می‌آمد، روشنی امید در نگاهش موج می‌زد. او باور داشت که شکوه ایران، تنها در مرزهای جغرافیا خلاصه نمی‌شود، بلکه در اراده‌ دخترانی متجلی است که با ایمان، نجابت و استقامت، پرچم این سرزمین را بر بلندای جهان به اهتزاز درمی‌آورند.
او می‌دانست هر سکوی قهرمانی، تنها یک پیروزی ورزشی نیست، بلکه تجلی عزت زن ایرانی و شکفتن ظرفیت نسلی است که آینده این سرزمین را با ایمان و غیرت خواهد ساخت. در هر مدال طلایی، درخشش ایمان زنان این خاک را می‌دید و حامی بی‌صدا اما استوار تمام کسانی بود که در سکوت، برای سربلندی ایران می‌جنگیدند.
امروز، بانوان ورزشکار ایران، بیش از همیشه، جای خالی آن نگاه پدرانه را احساس می‌کنند؛ نگاهی که خستگی سال‌ها تلاش را با لبخندی گرم به امید بدل می‌کرد و هر افتخار فردی را، افتخار تمام ایران می‌دانست. این بدرقه، تنها بدرقه یک پیکر نیست؛ تشییع یک عصر است.
تا وقتی دختری از این سرزمین با غرور بر سکوی قهرمانی می‌ایستد و تا وقتی نام ایران با عزت در جهان طنین می‌اندازد، نفس حضورت در این سرزمین جاری است. و چه باشکوه است مردی که در قامت یک رهبر زیست، در وسعت یک پدر مهر ورزید و در بلندای شهادت، به‌عنوان آقای شهیدان، جاودانه شد.

جستجو
آرشیو تاریخی