از جام ملتهای ۲۰۰۷ تا جام ملتهای ۲۰۲۷
چرخه ناتمام ژنرال
مرتضی طهوری/ فوتبال گاهی بیش از آنکه به تاکتیک وابسته باشد، اسیر تاریخ است. بعضی اتفاقها آنقدر شبیه هم تکرار میشوند که این پرسش را به وجود میآورند؛ آیا واقعاً چیزی تغییر کرده یا فقط سالها گذشته است؟ برای امیر قلعهنویی، جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ میتواند یادآور همان نقطهای باشد که بیست سال پیش، نخستین تجربه حضورش روی نیمکت تیم ملی را به پایان رساند.
سال ۲۰۰۷، ایران با هدایت قلعهنویی در جام ملتهای آسیا حاضر شد. تیم ملی در طول مسابقات شکست نخورد، اما در مرحله یکچهارم نهایی مقابل کرهجنوبی، پس از ۱۲۰ دقیقه تلاش، در ضربات پنالتی حذف شد. حذفی که نه با شکست در جریان بازی، بلکه با ناکامی در رسیدن به هدف همراه بود. همان روزها انتقادها آغاز شد، فشار رسانهای بالا گرفت و در نهایت، قلعهنویی از تیم ملی کنار رفت.
حالا نزدیک به دو دهه از آن روزها گذشته و سرنوشت، بار دیگر او را در موقعیتی مشابه قرار داده است.
جام جهانی ۲۰۲۶ نیز برای ایران با یک آمار ویژه به پایان رسید؛ تیم ملی در سه مسابقه شکست نخورد، اما موفق هم نشد. سه تساوی برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر، سه امتیاز و در نهایت حذف از مرحله گروهی؛ نتیجهای که یک بار دیگر این حقیقت را یادآوری کرد که در فوتبال، شکستناپذیری الزاماً به معنای موفقیت نیست.
شباهت میان این دو مقطع، فقط در آمار خلاصه نمیشود. در هر دو دوره، تیم ملی از نظر فنی لحظات امیدوارکنندهای داشت، اما در رسیدن به هدف نهایی ناکام ماند. در سال ۲۰۰۷ رؤیای قهرمانی آسیا از دست رفت و در سال ۲۰۲۶ رؤیای صعود به مرحله حذفی جام جهانی محقق نشد. تفاوت زمان و مکان، نتوانسته ماهیت ماجرا را تغییر دهد؛ نتیجه نهایی همچنان با انتظار فوتبال ایران فاصله دارد.
اما شاید مهمترین تفاوت، واکنش سرمربی باشد.
قلعهنویی هنوز هم وقتی صحبت از جام ملتهای ۲۰۰۷ میشود، بیش از آنکه به مسائل فنی آن دوره بپردازد، از فضای انتقادی آن سالها سخن میگوید؛ از صدها مقالهای که به گفته او علیهاش نوشته شد و هجمههایی که تحمل کرد. طبیعی است که هر مربی روایت خود را از گذشته داشته باشد، اما در فوتبال حرفهای، مرور گذشته زمانی ارزشمند است که به شناخت اشتباهات و اصلاح مسیر منجر شود.
جام جهانی ۲۰۲۶ نیز پرسشهای فنی مهمی را پیش روی کادر فنی قرار داده است. تیم ملی بدون شکست حذف شد، اما در دفاع تیمی آسیبپذیر بود، در استفاده از موقعیتها کارایی لازم را نداشت و در لحظات سرنوشتساز نتوانست نتیجه را به سود خود تغییر دهد. اینها موضوعاتی هستند که پاسخ آنها در زمین مسابقه پیدا میشود، نه در بازخوانی انتقادهای سالهای گذشته.
اکنون همه نگاهها به جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ دوخته شده است؛ تورنمنتی که شاید مهمترین آزمون دوران مربیگری امیر قلعهنویی باشد. برخلاف جام جهانی که صعود به آن با فرمت جدید تا حدی در دسترستر شده، در جام ملتها تنها یک معیار وجود دارد؛ قهرمانی. سالهاست که فوتبال ایران در حسرت فتح آسیا مانده و هر سرمربی با همین مطالبه روی نیمکت تیم ملی مینشیند.
بعید هم به نظر میرسد که فدراسیون فوتبال در آستانه جام ملتها به فکر تغییر سرمربی باشد. تغییرات در این مقطع، بیش از آنکه فرصت ایجاد کند، ممکن است به تیم ملی آسیب بزند. بنابراین، احتمال فراوان این است که پروژه قلعهنویی تا پایان جام ملتهای ۲۰۲۷ ادامه پیدا کند. همین موضوع، اهمیت این رقابتها را برای سرمربی تیم ملی دوچندان میکند.
اما ادامه همکاری، به معنای ادامه همان مسیر گذشته نیست. اگر قرار باشد تجربه ۲۰۰۷ تکرار نشود، تیم ملی باید در برخی رویکردهای فنی و مدیریتی تغییر کند. فوتبال امروز آسیا با بیست سال پیش تفاوتهای اساسی دارد؛ رقبا جوانتر، سریعتر و سازمانیافتهتر شدهاند و صرف تکیه بر تجربه یا انگیزه، برای رسیدن به جام کافی نیست.
شاید بزرگترین درس این بیست سال همین باشد؛ تاریخ زمانی تکرار میشود که از آن درس نگیریم. جام ملتهای ۲۰۲۷ میتواند نقطه پایان یک چرخه تکراری باشد یا آغاز تکرار دوباره همان داستانی که از سال ۲۰۰۷ در ذهن فوتبال ایران باقی مانده است. انتخاب میان این دو مسیر، بیش از هر کس، به تصمیمها و رویکرد امیر قلعهنویی و مجموعه فوتبال ایران بستگی دارد.
