در حافظه موقت ذخیره شد...
عملکرد یوزها خوب بود اما دستاورد نبود
حماسهسازی ممنوع!
ایران در این تورنمنت در گروهی قرار گرفت که بسیاری از کارشناسان و اهل فن، آن را یکی از مناسبترین و در دسترسترین قرعههای این دوره از جام جهانی ارزیابی میکردند. سه تساوی پیدرپی برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر، حاصل کار شاگردان امیر قلعهنویی بود؛ نتایجی خنثی که در نهایت به حذف زودهنگام ایران انجامید.
اهمیت و عمق این ناکامی زمانی بیشتر و نمایانتر میشود که بدانیم جام جهانی ۲۰۲۶ با فرمت جدید و گسترده برگزار شد و برای نخستین بار در تاریخ، حتی هشت تیم برتر سوم گروهها نیز راهی مرحله حذفی میشدند! به همین دلیل، حذف از چنین گروهی صرفاً یک ناکامی معمولی و سنتی نیست، بلکه از دست رفتن فرصتی طلایی و تاریخی است که در دورههای گذشته اساساً وجود خارجی نداشت و تکرار آن شاید سالها زمان ببرد.
البته این نخستین بار نیست که فوتبال ایران با صخره ناکامی روبهرو میشود. سالهاست که مشکلات مدیریتی، محدودیتهای حاد زیرساختی، ضعف مفرط در برنامهریزی کلان و چالشهای کهنه فنی، مسیر پیشرفت فوتبال کشور را دشوار کرده است. از سوی دیگر، تیم ملی پیش از آغاز مسابقات و حتی در جریان تورنمنت نیز با مسائل مختلفی، از کارشکنیهای مربوط به سفر و ویزا گرفته تا دشواریهای اجرایی، دستوپنجه نرم کرد. این واقعیتها ابداً قابل انکار نیستند و بدون تردید بر راندمان هر تیمی تأثیر منفی میگذارند. اما پذیرش و فرافکنی این مشکلات فرامتنی، نباید به معنای کاهش سطح انتظار جامعه از پیراهن تیم ملی باشد. مسئولیت کادرفنی و هدایت تیم ملی با آگاهی کامل از همین شرایط و کمبودها پذیرفته میشود و طبیعتاً عیار نتایج نیز باید بر همان اساس مورد ارزیابی و مؤاخذه قرار گیرد. در فوتبال حرفهای و بیرحم امروز، تلاش و دوندگی ارزشمند است، اما «نتیجه» بخش جداییناپذیر و ملاک نهایی قضاوت خواهد بود.
واقعیت این است که صرف حضور در جام جهانی، دیگر نمیتواند سقف مطالبه و آرزوی هواداران پرشمار فوتبال ایران را برآورده کند. فوتبال ایران سالهاست از مرحله اثبات شایستگی برای حضور در این رقابتها عبور کرده و اکنون انتظار عمومی و منطقی جامعه، صعود از مرحله گروهی و یقه گرفتن از قدرتهای بزرگ فوتبال جهان است. هر زمان این هدف استراتژیک محقق نشود، نقد فنی، جراحی تاکتیکی و مطالبهگری نیز امری طبیعی و پویا خواهد بود؛ همان اتفاقی که در تمامی کشورهای صاحبفوتبال نیز پس از ناکامی تیمهای ملیشان رخ میدهد و صندلیها را به لرزه درمیآورد.
تاریخ فوتبال ایران نیز به وضوح نشان داده است که موفقیتهای ماندگار و ابدی، تنها با نتیجه قطعی در زمین مسابقه شکل میگیرند. صعود تاریخی به جام جهانی ۱۹۹۸ و آنچه بعدها به «حماسه ملبورن» شهرت یافت، تنها یک پیروزی فوتبالی نبود؛ آن موفقیت مرزی تازه و تراز جدیدی برای فوتبال ایران ترسیم کرد و به همین دلیل در حافظه جمعی مردم ماندگار شد.
نیز تیم ملی شایسته احترام است؛ احترامی برای بازیکنانی که با وجود همه دشواریهای لجستیکی برای پیراهن ایران جنگیدند. اما احترام با حماسهسازی تفاوت بنیادین دارد. حماسه زمانی شکل میگیرد که نتیجهای تاریخی و صعودی بزرگ به دست آمده باشد، نه زمانی که فرصتی ارزشمند و بینظیر بهراحتی از دست رفته است.
