چرا طارمی باید تمام بضاعت ما در فوتبال ملی باشد
عابدینی:جام جهانی تور تفریحی نیست که توریست ببریم
امیر عابدینی مصاحبه جالبی درباره حذف تیم ملی از جام جهانی انجام داده که مهمترین جملاتش را میخوانید.
نمیدانم چرا ما اینقدر قانع هستیم. بضاعت ما خیلی بیشتر از این است که با نتایج کنونی شادی کنیم. ما واقعاً سطحمان این است که به جمع ۴۸تیم برویم و خوشحال شویم؟ به ۳۲تیم نرسیم و باز هم خوشحال باشیم و بگوییم چون شکست نخوردهایم، یعنی موفق بودهایم؟
سازمان هدایتی تیم ملی مشکل داشت. این سازمان که دقیقاً مسئولیتش با فدراسیون فوتبال است، در جایی لوث شد. کجا؟ جایی که برخی آمدند و گفتند که اگر آن اتفاق بیفتد به مسابقات نمیرویم و اگر فلان اتفاق بیفتد، میرویم. فدراسیونها محل تخصصی هستند. فوتبال نخبههای بسیاری دارد؛ اگر نمیتوانیم از آنها استفاده کنیم، مشکل در رأس است. اگر بگویند در فوتبال ایران کارشناس وجود ندارد، من میگویم نه، اینطور نیست. ما بلد نیستیم و علمش را نداریم که از آنها به بهترین شکل استفاده کنیم.
آیا فدراسیون فوتبال، چند ماه قبل از شروع مسابقات، فکر تشکیل یک ستاد یا کمیته برای جام جهانی را کرد یا نکرد؟ اگر کرد، چه عملیاتی انجام شد؟ اگر مثبت بود، چرا اینقدر حاشیه داشتیم؟ من قبول دارم که شرایط بحرانی جنگ تحمیلی روی کشور سایه انداخته بود، اما فراموش نکنیم که ما ۸ سال با یک دیوانه جنگ میکردیم که نمیدانستیم از هوا حمله میکند یا از زمین. از بدترین عوامل هم استفاده میکرد، آن هم غیرمتعارف مانند بمبهای شیمیایی. ما اما زندگی کردیم، سفر رفتیم، مسابقه برگزار کردیم و قهرمانی هم داشتیم.
ما برخی اوقات قصور خود را نمیبینیم. مثلاً پیش از اینکه بگوییم چرا پنالتی گل نشد، میپردازیم به این موضوع که چرا گل شجاع آفساید شد؟ ما برخی از بازیکنان بزرگ را به جام جهانی نمیبریم و تمام بضاعتمان میشود آقای طارمی. شما ببینید که طارمی پشت پنالتی ایستاده و به جای تمرکز کردن و نفس عمیق کشیدن، دارد ابروهایش را درست میکند. خواهش میکنم نگاه کنید، آدمی که بضاعت گل زدن دارد و ملت باورش دارد، ببینید در آن لحظه تمرکزش روی چه موضوعی است. در نتیجه پنالتی خراب میشود. دروازهبان حریف به نفع ما کار کرد و اشتباهات فراوانی داشت، اما نتوانستیم از آنها استفاده کنیم، البته نخواستیم.
ما خودمان میتوانستیم صعود کنیم، اما از موقعیتها استفاده نکردیم. آیا در بازی اول باید مساوی میکردیم؟ تمام فکر و ذکرمان را باید روی پیروزی مقابل نیوزیلند میگذاشتیم. اصلاً مگر میشود برای تمام بازیهایمان یک نسخه بپیچیم؟ آقای قلعهنویی؛ شما در ۱۰دقیقه پایانی بازی با مصر به بچهها اجازه دادی خودشان باشند. آن زمانی که خودشان بودند، مصر را به عقب راندیم. خودت ترسیدی و بچهها را هم ترساندی. علیرضا جهانبخش چرا در دقیقه۹۰ وارد زمین شد؟ برای اینکه شتاب حمله بیشتر شود؛ خب چرا در دقیقه۹۰؟ چرا دقیقه۸۰ نه؟ قایدی چرا نبود؟ این ترس و وحشت بود که باعث شد مدافعان ما با همان آرایش در زمین بمانند و در نیمه دوم فقط ۱۰دقیقه فوتبال بازی کنیم.
خوشبختانه هنوز آلزایمر نگرفتهایم و مصاحبه سرمربی تیم ملی یادمان نرفته است. ایشان بعد از قرعهکشی خیلی شاد بود و میگفت میتوانیم از مرحله گروهی صعود کنیم. حتی قبل از شروع جام جهانی هم گفت حداقل ۵ امتیاز میگیریم. واقعاً بلژیک، بلژیک همیشگی بود؟ یا مصر زمانی که محمد صلاح را بیرون کشید، نشانی از یک تیم پرصلابت داشت؟ مصر به ما گفت بیا گل بزن، نرفتی بزنی آقای قلعهنویی؟ بعد از بازی هم فقط در بهت بودیم و این دفعه عدم نتیجهگیری را گردن خدا انداختیم. همه قبلیها را کنار گذاشتیم و دیدیم فقط خدا مانده است.
من اعتقاد دارم که غیرت و تعصب داشتیم، اما برنامه نه. اصلاً یک سؤال؛ یکی به من میتواند بگوید روزبه چشمی را چرا به جام جهانی بردند؟ یک جوان را نمیتوانستیم جای روزبه که آسیب دیده بود، ببریم؟ مگر میخواهیم توریست ببریم و تور تفریحی بگذاریم؟ اینجا ورزش است؛ حسن یزدانی هم باشی اما آسیب ببینی، نمیتوانی روی تشک بروی.
