از 2014 تا 2026 وداع با رؤیای صعود
چند سانتیمتر آرزوی یک ملت را بر باد داد!
مهدی طارمی پس از سوت پایان بازی در ورزشگاه سیاتل، بیرمق روی چمن دراز کشیده بود و با چشمانی خیره به آسمان، غرق در اندوهی عمیق بود. تیم ملی ایران که او بازوبند کاپیتانیاش را بر بازو داشت، در آخرین دیدار مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶ برابر مصر به تساوی ۱-۱ رسید؛ نتیجهای که رؤیای صعود تاریخی ایران را نقش بر آب کرد. اگر ایران پیروز میشد، برای نخستین بار در هفت حضور خود راهی مرحله یکهشتم نهایی میشد. طارمی در این مسابقه یک پنالتی را از دست داد و در دقایق پایانی نیز با گلی که میتوانست حکم صعود را امضا کند، به دلیل آفساید مردود کرد. او دقایقی طولانی روی چمن ماند؛ در حالی که علیرضا جهانبخش تلاش میکرد او را آرام کند. هرچند طارمی دقایقی بعد در گفتوگو با خبرنگاران با مناعت طبع از «انرژی مثبت» رختکن سخن گفت.
اما روز شنبه ناامیدی بیشتری به همراه داشت. ایران برای صعود نیاز داشت غنا بر کرواسی غلبه کند، اما نتیجه برعکس شد. همچنین ایران امیدوار بود ازبکستان برابر جمهوری دموکراتیک کنگو امتیاز بگیرد، اما کنگوییها پس از عقب افتادن، بازی را به سود خود برگرداندند و حتی برنامه حضور مدیران فدراسیون در تمرین و متعاقباً خود تمرین تیم ملی را لغو کردند. دردناکتر از همه، گل دقیقه ۹۳ ریاض محرز بود که الجزایر را ۳ بر ۲ از اتریش پیش انداخت و ایران را امیدوار کرد؛ اما تنها دو دقیقه بعد، اتریش گل تساوی را زد تا رؤیای صعود برای همیشه به پایان برسد. این ناکامی، یادآور سناریوهای تلخ گذشته بود؛ سال ۲۰۱۴ با نبوغ مسی، ۲۰۱۸ با تساوی برابر پرتغال و ۲۰۲۲ با شکست مقابل آمریکا؛ اما این بار سرنوشت ایران کاملاً به نتایج سایر تیمها وابسته بود و هیچ کمکی از راه نرسید. بازیکنان ایران روی تخته رختکن در سیاتل نوشتند: «فوتبال فقط رقابت برای نتیجه نیست؛ آزمونی برای شخصیت است.»
این جام جهانی، آزمونی فوقالعاده دشوار برای تیم ملی بود. ایران پس از صعود، با محدودیتهای ناشی از فرمان منع سفر دولت آمریکا روبهرو شد. همزمان با آغاز آمادهسازی، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد که به شهادت صدها تن، از جمله دانشآموزان بیگناه مدرسهای در میناب انجامید. تیم ملی به دلیل صادر نشدن ویزا ناچار شد اردوهای خود را در ترکیه و سپس تحت حفاظت نیروهای مسلح در مکزیک برگزار کند.
دولت آمریکا برای ۱۱ نفر از اعضای کادر پشتیبانی از جمله مسئولان رسانهای ویزا صادر نکرد. بازیکنان بارها در فرودگاهها با بازرسیهای سختگیرانه مواجه شدند و برخی مقامات آمریکایی تهمت حضور عناصر تروریستی در همراهان تیم ملی مطرح کردند! در بیرون ورزشگاهها نیز اعتراضاتی علیه تیم شکل گرفت و ساعاتی پیش از دیدار با مصر نیز خبر دور تازه حملات آمریکا به وطن منتشر شد. در چنین شرایطی، طارمی تنها یک پیام برای تیم داشت: «بدوید.» او پیش از دیدار با بلژیک خواست بدون ترس بازی کنند.
شاید بتوان درباره کیفیت فنی تیم بحث کرد، اما نمیتوان تلاش بازیکنان را نادیده گرفت. اما این پرسش باقی ماند که آیا ایران واقعاً بدون ترس بازی کرد؟
در بسیاری از دقایق حساس، بهویژه نیمه دوم دیدار برابر مصر، تیم ملی کمتر نشانی از میل به حمله داشت. ایران با وجود برتری عددی مقابل بلژیک، فرصتهای اندکی خلق کرد و حتی برابر نیوزیلند، تیمی با رتبهای بسیار پایینتر، اجازه داد جریان بازی در اختیار حریف باشد. حملات جدی ایران اغلب در دقایق پایانی شکل گرفت؛ گویی نه از روی جسارت، بلکه از سر اجبار و ترس از حذف.
سرنوشت ایران با اختلاف چند سانتیمتر رقم خورد؛ گل شجاع خلیلزاده برابر مصر و گل طارمی مقابل بلژیک به دلیل آفساید مردود شد. پنالتی طارمی و ضربه سر سعید عزتاللهی که به تیر خورد، میتوانستند تاریخ را تغییر دهند. امیر قلعهنویی پس از بازی گفت: «فقط به خاطر چند سانتیمتر،5، 10، 30 سانتیمتر، گلهای ما مردود شد. واقعاً از این بدشانسی غمگین هستم.» ایران دومین تیم مسن جام بود و رامین رضاییان پس از مسابقه گفت: «واقعاً نمیدانم مشکل فوتبال ما چیست. فقط از مردم ایران عذرخواهی میکنم، چون آنها سزاوار شادی بیشتری هستند.» طارمی نیز با «فاجعه» خواندن شرایط لجستیکی گفت: «ما فرصت ریکاوری نداشتیم، نیروی پشتیبانی کافی نداشتیم. همیشه شکایت میکنیم، اما هیچکس به ما کمک نمیکند.» و در نهایت، روز شنبه نیز کمکی از داخل زمین نرسید تا نسل بالای ۳۰ سال فوتبال ما از جام جهانی 2018 تا جام جهانی 2026 با کولهباری از حسرتِ چند سانتیمتری، به خانه بازگردد.
