قلعهنویی به آخر خط مربیگری رسید
13 سال تهی از دستاورد
حمیدرضا عرب / آخرین باری که امیر قلعهنویی توانست جامی را به ویترین افتخاراتش اضافه کند، به لیگ دوازدهم برمیگردد. همان فصلی که استقلال با هدایت او قهرمان لیگ برتر شد.
از آن روز تا به امروز، سیزده سال گذشته است. دورانی که در آن قلعهنویی روی نیمکت تیمهای مختلف نشست، بودجههای قابل توجهی در اختیار داشت، ستارههای زیادی جذب کرد، اما هیچ جامی به دست نیاورد.
این یک واقعیت آماری است. واقعیتی که امروز و پس از حذف تیم ملی از جام جهانی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.
قلعهنویی پس از آن قهرمانی، دو فصل دیگر نیز در استقلال ماند. اما دیگر نتوانست موفقیت گذشته را تکرار کند. استقلال از کورس قهرمانی عقب ماند و در نهایت همکاری دو طرف به پایان رسید. شاید همان نقطه، آغاز دورهای بود که امروز میتوان آن را طولانیترین دوران بدون دستاورد یکی از پرافتخارترین مربیان فوتبال ایران نامید.
پس از استقلال، او هدایت تراکتور، ذوبآهن، سپاهان و گلگهر را بر عهده گرفت و در همه این تیمها امکانات مناسب، بودجههای سنگین و بازیکنان مطرح در اختیارش قرار داشت. با این حال، نتیجه نهایی تفاوتی با سالهای قبل نداشت. نه جامی به دست آمد و نه پروژهای ماندگار شکل گرفت. تیمهای قلعهنویی معمولاً فصل را با امید آغاز کردند و با حسرت به پایان رساندند.
با وجود این کارنامه فدراسیون فوتبال در تصمیمی که از همان ابتدا محل بحث بود، هدایت تیم ملی را به او سپرد.
در شرایطی که پس از پایان دوران طولانی کارلوس کیروش، فوتبال ایران به دنبال تعریف یک مسیر تازه بود، انتخاب قلعهنویی برای بسیاری از کارشناسان پرسش برانگیز به نظر میرسید.
زیرا اگر قرار بود معیار، عملکرد سالهای اخیر مربیان ایرانی باشد، گزینههای دیگری نیز وجود داشتند که با دستاوردهای تازهتر و موفقیتهای بیشتر میتوانستند در اولویت قرار بگیرند. مربیانی که در سالهای اخیر جام گرفته بودند و روند رو به رشدی را پشت سر گذاشته بودند. یکی مانند گلمحمدی.
قلعه نویی اما این فرصت را به دست آورد. شاید خودش نیز تصور میکرد تیم ملی بهترین فرصت برای پایان دادن به سالهای بدون جام باشد. اما نخستین آزمون بزرگ، جام ملتهای آسیا بود. جایی که ایران بار دیگر از رسیدن به فینال بازماند و رؤیای قهرمانی به پایان رسید. پس از آن اما صعود به جام جهانی رقم خورد. نقطهای که هرچند ارزشمند بود، اما با توجه به افزایش سهمیه آسیا به هشت و نیم تیم، کمتر کسی آن را یک دستاورد استثنایی تلقی میکرد.
خود قلعهنویی نیز بیشتر از صعود، روی عبور از مرحله گروهی جام جهانی تأکید داشت. او بارها از این هدف سخن گفت و امیدوار بود نامش به عنوان نخستین سرمربی ایرانی که تیم ملی را از مرحله گروهی جام جهانی بالا برده است، ثبت شود. اما همین نگاه نیز از سوی بسیاری از کارشناسان مورد نقد قرار گرفت. آنها معتقد بودند در جام جهانی ۴۸ تیمی، با افزایش تعداد تیمهای صعودکننده، عبور از مرحله گروهی دیگر آن دستاورد تاریخی گذشته نیست و معیار موفقیت باید رسیدن به مراحل بالاتر باشد. با این حال، حتی همان هدف نیز محقق نشد. تیم ملی با سه تساوی متوالی از جام جهانی کنار رفت. تیمی که اگر در دیدار برابر ضعیفترین حریف گروه به پیروزی میرسید، امروز میتوانست در مرحله بعد حضور داشته باشد. اما فرصت از دست رفت و پرونده ایران بدون حتی یک پیروزی بسته شد.
در این میان، مقایسه عملکرد قلعهنویی با کارلوس کیروش نیز اجتناب ناپذیر است. تیمهای کیروش در جامهای جهانی ۳۲ تیمی، در گروههایی دشوارتر به میدان رفتند. ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ چهار امتیاز گرفت و تا آستانه صعود پیش رفت. در جام جهانی ۲۰۲۲ نیز سه امتیاز به دست آورد. این در حالی است که قلعهنویی در جام جهانی با تعداد تیمهای بیشتر و شرایط متفاوت و گروهی آسانتر، نتوانست حتی یک برد به دست آورد.
درعین حال مهمترین انتقاد به دوران حضور قلعهنویی در تیم ملی، فقط نتایج نیست. او در این مدت نه نسل تازهای را به فوتبال ایران معرفی کرد، نه تحول محسوسی در سبک بازی تیم ملی به وجود آورد. تیم ملی همچنان فوتبالی محتاط، مبتنی بر واکنش و کم ریسک ارائه داد. سبکی که سالها پیش با کیروش دیده بودیم، با این تفاوت که آن تیم در مسابقات بزرگ، نتایج قابل دفاعتری کسب میکرد.
اکنون یک سؤال جدی پیش روی فوتبال ایران قرار دارد. آیا مربیای که سیزده سال است هیچ جامی نبرده و در مهمترین آزمون ملی خود نیز به هدف نرسیده، همچنان بهترین گزینه برای ادامه این مسیر است؟
فوتبال حرفهای بیش از هر چیز بر پایه کارنامه قضاوت میشود. کارنامه امیر قلعهنویی در سیزده سال اخیر دورانی طولانی و بدون دستاورد بوده است و شاید همین، مهمترین دلیلی باشد که فدراسیون فوتبال باید درباره آینده نیمکت تیم ملی، با نگاهی متفاوت تصمیم بگیرد.
