نیم نگاه
وقتی رسانه ملی از ادبیات حرفهای فاصله میگیرد
آدرس غلط روی آنتن زنده
حذف تیم ملی فوتبال ایران از گردونه رقابتهای جامجهانی ۲۰۲۶، رویدادی تلخ و سنگین اما از نظر منطق فوتبال، قابلپذیرش و بخشی از فرآیند این تورنمنت بیرحم است؛ اما آنچه در این میان به هیچ عنوان قابل هضم نیست، نه اصل حذف، بلکه واکنشهای عجیب، شتابزده و دور از شأن برخی از چهرههای رسانه ملی به این اتفاق است.
مجری ویژه برنامه جام جهانی شبکه 3 سیما، پس از پایان مسابقه و تساوی ۳-۳ اتریش و الجزایر (نتیجهای که عملاً با معادلات خود، کار ایران را در گروه J تمام کرد)، واکنشی از خود بروز داد که نهتنها از متر و معیارهای یک مجری حرفهای فرسنگها به دور بود، بلکه بار دیگر این علامت سؤال بزرگ را ایجاد کرد که رسانه ملی تا چه اندازه میتواند به جای تحلیل خاکستری و واقعبینانه، به تزریق تفکرات غیرواقعی و توهم توطئه به ذهن مخاطب بپردازد.
قطعاً همه ما ایرانی هستیم و همه ما دوست داریم تیم ملی از گروهش صعود کند اما اینکه محمد حسین میثاقی به عنوان یک مجری در اظهاراتی عجولانه و بدون پشتوانه فنی، این مسابقه پرگل را «غیرعادی و بودار» توصیف کرد و با گفتن کنایههایی نظیر «نمیتوانم بگویم تبانی، اما بو داشت»، ذهن میلیونها بیننده خسته و ناامید ایرانی را به سمت سناریوی یک توطئه خیالی سوق داد. او در بخش دیگری از اظهاراتش، پا را فراتر گذاشت و پرسید: «این هد بود یا تبانی؟».
کسی منکر زحمات تیم اجرای برنامه و بیخوابیهای آنها نیست اما در سواد رسانه و ادبیات برنامه زنده پر واضح است که نباید به جای حل کردن مسأله، صورت مسأله را خدشهدار کنیم!
اما سؤال استراتژیک اینجاست، مگر تیم ملی ما برای صعود به مرحله بعد، چقدر باید سرنوشت خود را به نتیجهگیری خاص این مسابقه گره میزد؟ آیا تیم ملی پیش از این بازی، در برابر نیوزیلند و سایر رقبای گروه، کار خود را به نحو احسن انجام داده بود؟ واقعیت واضح فوتبال این است که تیم ملی با پیروزی قاطع برابر نیوزیلند میتوانست مسیر صعود خود را بدون هیچگونه اما و اگری هموار کند و نیازی به معجزات ناشی از نتیجه یک مسابقه دیگر نداشته باشد. اما تریبون برنامه جام جهانی با این ادبیات، این پیام نادرست را به جامعه تزریق کرد که گویی سرنوشت فوتبال ایران در دستان اتریش و الجزایر رقم خورده است؛ ادعایی که نهتنها فاقد وجاهت فنی است، بلکه نوعی فرافکنی، گریز از واقعیتهای ساختاری و عدم پذیرش لغزشهای خودی است.
تیم ملی ایران در این جام جهانی در بسیاری از دقایق نشان داد که پتانسیل صعود را دارد و با تمام توان برابر نیوزیلند و رقبا ظاهر شد؛ از همین رو، هیچ نیازی به اتهامات بیاساس و دامن زدن به شایعات تبانی برای توجیه نتایج وجود نداشت. آنچه در شرایط کنونی از جامجم و شبکه 3 انتظار میرود، کالبدشکافی منطقی، آنالیز ساختاری و نقد دور از شائبه است، نه پناه گرفتن پشت تئوریهای توطئه که تنها به تضعیف روحیه ملی و القای ناامیدی دامن میزند.
ادبیات به کار گرفته شده در این ویژهبرنامه، نهتنها کیفیتی در سطح رسانه ملی نداشت، بلکه به ویترین و اعتبار این رسانه نزد مخاطبان عام و خاص لطمه زد. وقت آن رسیده است که صداوسیما به جای حاشیهسازی و فرار از واقعیتهای فوتبال روز دنیا، به وظیفه ذاتی و اصلی خود - یعنی اطلاعرسانی صحیح، سالم و تحلیل کارشناسانه- بازگردد. کنشگری در فوتبال امروز، نیازمند متانت و سواد رسانهای است، نه رفتارهای هیجانی.
