نگاهی به 12 تعویض قلعهنویی در 270 دقیقه جام جهانی
حمله با ترمزدستی
حمیدرضا عرب
خبرنگار
امیر قلعهنویی از آغاز رقابتها تا پایان مرحله گروهی در سه مسابقه تیم ملی ۱۲ تعویض انجام داده است. تعویضهایی که هر کدام با هدفی واحد صورت گرفت اما در مجموع هیچکدام نتوانستند ریتم و آهنگ کلی بازی ایران را به لحاظ هجومی دگرگون کنند و ساختار ذهنی بازیکنان که بر پایه حفظ نتیجه و دفاع بنا شده، در همه این تعویضها کاملاً نمایان بوده است.
شاید این موضوع بیش از آنکه به کیفیت بازیکنان نیمکتنشین مربوط باشد به تفکری بازگردد که این روزها بر تیم ملی حاکم است. تفکری که بیش از هر چیز بر حفظ ساختار دفاعی و جلوگیری از گل خوردن استوار شده است.
در بازی نخست مقابل نیوزیلند نخستین تعویض در دقیقه ۴۶ انجام شد و مهدی قایدی به جای یوسفی وارد زمین شد. در دقیقه ۵۳ علی علیپور جای شهریار مغانلو را گرفت. در دقیقه ۶۵ احسان حاجصفی به جای قدوس به میدان آمد و در دقیقه۸۰ نیز امیرحسین حسینزاده جای مهدی طارمی را گرفت. مقابل بلژیک نیز قلعهنویی
در دقیقه ۴۶ علیرضا جهانبخش را به جای صالح حردانی وارد زمین کرد. در دقیقه ۶۶ میلاد محمدی جانشین حاجصفی شد. در دقیقه ۷۹ مغانلو بهجای قدوس وارد زمین شد و در دقیقه ۸۵ حسینزاده جای عزتاللهی را گرفت. در دیدار با مصر نیز دقیقه ۴۶ صالح حردانی بهجای کنعانیزادگان به میدان آمد. در دقیقه ۶۷ مغانلو جای قدوس را گرفت و در دقیقه ۹۰ نیز جهانبخش جانشین محمد محبی شد.
مرور این تعویضها یک نکته مهم را آشکار میکند. با وجود ورود مهرههای هجومیتر اما شکل بازی تیم ملی تغییر محسوسی ندارد و ایران همچنان با همان الگوی قبلی بازی میگند؛ اول دفاع، بعد ضدحمله.
سپس امید بستن به ضربات ایستگاهی، ارسال از جناحین یا استفاده از اشتباه حریف. حتی در مسابقه با نیوزیلند که ایران تمایل بیشتری به فوتبال رو به جلو داشت نیز اصل اساسی حفظ تعادل دفاعی بود.
همین مسأله نشان میدهد که تعویضها بیش از آنکه برای تغییر جریان مسابقه انجام شوند در راستای حفظ ساختار تاکتیکی تیم بودهاند. بازیکنی که وارد زمین میشود باید خود را با سیستم تطبیق دهد نه اینکه سیستم برای او تغییر کند. به همین دلیل ورود قایدی. حسینزاده یا علیپور نیز نتوانست چهره هجومیتری از تیم ملی ارائه دهد.
یکی از بحـــــثبرانگیـــــزتریـــــــــن تصمیمهای قلعهنویی در بازی با مصر رقم خورد و تعویض دقیقه۹۰ علیرضا جهانبخش سؤالهای زیادی را ایجاد کرد. در شرایطی که بازیکنانی مانند مهدی قایدی، مهدی ترابی، امیرحسین حسینزاده و علی علیپور روی نیمکت حاضر بودند، بسیاری انتظار داشتند یکی از این بازیکنان وارد میدان شود تا در دقایق پایانی فشار بیشتری روی دروازه مصر ایجاد شود. اما قلعهنویی جهانبخش را انتخاب کرد.
این انتخاب را میتوان از زاویه تفکر سرمربی تحلیل کرد. جهانبخش اگرچه از نظر آمادگی مسابقه شرایط ایدهآلی نداشت اما بازیکنی باتجربه است. بازیکنی که وظایف دفاعی را نیز به خوبی میشناسد. در بازگشت به عقب منظم عمل میکند و احتمال اشتباه تاکتیکی او کمتر است. به نظر میرسد قلعهنویی در آن دقایق بیش از آنکه به فکر خلق موقعیت باشد به حفظ تعادل تیم و کنترل دقایق پایانی فکر میکرد.
ورود مغانلو نیز در همین چهارچوب معنا پیدا میکند. مغانلو مهاجمی نیست که با سرعت یا دریبل جریان مسابقه را تغییر دهد. او مهاجمی است که در محوطه جریمه خطرناک ظاهر میشود و البته بیشتر روی ارسالها. ضربات ایستگاهی و توپهای دوم حساب باز میکند. بنابراین حتی تعویضهای هجومی ایران نیز با کمترین میزان ریسک انجام شده است.
این نگاه محافظهکارانه حتی مقابل بلژیک 10نفره نیز دیده شد. در آن میدان انتظار میرفت تیم ملی با حضور بازیکنان هجومیتر فشار بیشتری ایجاد کند اما در عمل همچنان منتظر تکموقعیتها ماند. ایران کمتر با پاسهای عمقی یا حملات ترکیبی دفاع حریف را تحت فشار قرار داد و بیشتر روی ارسالها و ضربات ایستگاهی برنامه داشت. این یعنی فلسفه تاکتیکی تیم ملی در تمام مسابقات تقریباً ثابت بوده است.
البته نباید از عملکرد دفاعی تیم ملی بهسادگی عبور کرد. ایران در این تورنمنت از نظر انسجام دفاعی نمره قبولی گرفته است. فاصله خطوط مناسب بوده و بازیکنان وظایف دفاعی خود را بهخوبی انجام دادهاند. اما در فوتبال امروز تنها دفاع کردن برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ کافی نیست. تیم ملی در فاز هجومی هنوز نیازمند خلاقیت بیشتری است و نبود یک هافبک بازیساز و خلاق باعث شده حملات ایران اغلب قابل پیشبینی باشد.
در بازی با مصر نیز محمد محبی از جمله بازیکنانی بود که تا حد زیادی از جریان مسابقه خارج شده بود. شاید در آن مقطع استفاده از بازیکنی مانند قایدی یا ترابی میتوانست ریتم هجومی تیم را تغییر دهد اما قلعهنویی ترجیح داد به همان ساختار قبلی وفادار بماند. این انتخاب نشان میدهد که سرمربی تیم ملی همچنان اولویت را به حفظ نظم دفاع تیمی میدهد و سپس به حمله فکر میکند.
این شیوه در مرحله مقدماتی منجربه کسب 3 امتیاز شد اما پرسش نهایی این است؛ چه زمانی تیم ملی یاد میگیرد مقابل تیمهای بزرگ موقعیتسازیهای متعددی را ایجاد کند و بارها در موقعیت گلزنی قرار بگیرد؟ بازی جسورانه در خط حمله بهوضوح فراموش شده است.
