از اردن تا ازبکستان؛ طلوع نسل جدید در جام جهانی

جام جهانی 48 تیمی سکوی پرتاب آسیا

حمیدرضا عرب 
خبرنگار

جام جهانی ۴۸ تیمی از همان ابتدا با دو نگاه متفاوت روبه‌رو شد. از یک سو منتقدانی که معتقد بودند افزایش تعداد تیم‌ها کیفیت فنی رقابت‌ها را پایین می‌آورد و بازی‌های یکطرفه بیشتری را وارد تورنمنت می‌کند و از سوی دیگر حامیانی که این تغییر را فرصتی تاریخی برای توسعه فوتبال در نقاط کمتر دیده‌شده جهان می‌دانستند.
واقعیت اما جایی میان این دو نگاه ایستاده است، با این تفاوت که وزن اثرگذاری آن در قاره‌های مختلف یکسان نیست.
 در عمل بخش‌هایی از این جام جهانی نشان داد که فاصله میان قدرت‌های سنتی فوتبال و تیم‌های تازه‌وارد هنوز قابل توجه است. برخی مسابقات عملاً از همان دقایق ابتدایی قابل پیش‌بینی شدند و اختلاف سطح فنی، بدنی و حتی ذهنی به وضوح خودش را آشکار کرد.
این همان نقطه‌ای است که منتقدان روی آن دست می‌گذارند و می‌گویند افزایش تعداد تیم‌ها، الزاماً به معنای افزایش کیفیت نیست.
 اما اگر از زاویه توسعه محوری به ماجرا نگاه کنیم، تصویر متفاوتی برابرمان ظاهر می‌شود. حضور تیم‌هایی که پیش‌تر حتی رؤیای رسیدن به جام جهانی را هم به سختی دنبال می‌کردند، یک تجربه تاریخی برای فوتبال کشورشان محسوب می‌شود.
تیم‌هایی مانند اردن که برای نخستین بار خود را در این سطح دیدند، یا عراق که سال‌ها از چنین صحنه‌ای دور بود یا قطر که پیش‌تر تنها به لطف میزبانی در این سطح حضور داشت و حتی ازبکستان که هنوز در مسیر تثبیت جایگاه خود هستند، حالا در برابر بزرگ‌ترین نام‌های فوتبال جهان قرار گرفتند.
همین تقابل حتی اگر با شکست همراه باشد، ارزش آموزشی و تجربی بالایی به همراه خواهد آورد.  نکته مهم‌تر این است که اثر چنین تجربه‌ای محدود به خود جام جهانی نمی‌ماند. این مسابقات در بلندمدت به شکل‌گیری نسل جدیدی از بازیکنان کمک می‌کند که دیگر از مواجهه با تیم‌های بزرگ هراس ندارند. در فوتبال فاصله تیم‌ها فقط از بعد فنی نیست و مسائل ذهنی را هم باید مورد توجه قرار داد. تیمی که بارها در معرض فشار واقعی سطح بالا قرار گرفته باشد، در رقابت‌های منطقه‌ای و قاره‌ای عملکرد متفاوتی ارائه می‌دهد.
 در این میان قاره آسیا بیشترین سود را از این ساختار جدید برده است. افزایش سهمیه‌ها باعث شده کشورهای بیشتری فرصت حضور در چنین موقعیتی پیدا کنند و این یعنی گسترش تجربه بین‌المللی در سطحی که پیش از این تقریباً انحصاری بود.
حالا فوتبال آسیا با نسل جدیدی از تیم‌ها روبه‌رو است که تجربه جهانی دارند و می‌توانند در سطح بهتری فوتبال بازی کنند.
 به طور قطع این موضوع می‌تواند مستقیماً بر جام ملت‌های آسیا نیز اثر بگذارد. طبیعی است تیم‌هایی که در جام جهانی حضور داشته‌اند، با اعتماد به‌نفس و آمادگی ذهنی متفاوتی وارد رقابت‌های قاره‌ای شوند. همین مسأله می‌تواند سطح کیفی جام ملت‌ها را بالاتر ببرد و رقابت‌ها را فشرده‌تر و جدی‌تر کند.
 البته نباید در این راستا دچار اغراق شد. واقعیت این است که فاصله فوتبال آسیا با قدرت‌های سنتی اروپا و آمریکای جنوبی همچنان پابرجاست. سخت‌افزارهای مدرن و غنای بازیکن در این قاره‌ها هنوز یک گام جلوتر است. 
اما نکته کلیدی اینجاست که جام جهانی ۴۸ تیمی این فاصله را نه کم کرده، بلکه مسیر کاهش آن را در آینده هموارتر کرده است.
 به هرحال این تصمیم فیفا بیش از هر چیز یک سرمایه‌گذاری بلندمدت محسوب می‌شود. سرمایه‌گذاری‌ای که شاید در کوتاه‌مدت با انتقادهایی همراه باشد، اما در افق چند دوره آینده، می‌تواند چهره فوتبال جهان را متنوع‌تر و رقابتی‌تر کند.
برای آسیا نیز این تغییر نه فقط یک فرصت، بلکه یک نقطه عطف است؛ نقطه‌ای که اگر درست مدیریت شود، می‌تواند مسیر فوتبال این قاره را وارد مرحله‌ای تازه کند.

جستجو
آرشیو تاریخی