امباپه بزرگترین بازیکن تاریخ جامجهانی خواهد شد؟
خروس جنگی
ایمان گودرزی
خبرنگار
وقتی مهاجم 18 ساله سنگال در دقایق پایانی اختلاف گل با فرانسه را به عدد یک رساند و آرامش بازی را بر هم زد این کیلیان امباپه بود که با اشاره به همتیمیهایش خواست که آرامش خود را حفظ کنند و در واقع پیام بسیار روشن بود؛ خودم انجامش میدهم! درخشش کیلیان در جامجهانی چیز تارهای نیست، او معمولاً در این جام چنین تواناییای را به فراوانی به نمایش میگذارد. دو گلی که مقابل سنگال زد، شمار گلهایش را در سه دوره جام جهانی به ۱۴ گل در ۱۵ بازی از سال ۲۰۱۸ رساند. این آماری است که به راحتی از دو بازیکن تأثیرگذار قرن بیست و یکم جلوتر است.
مسی شب سهشنبه با هتتریک خود در برد آرژانتین مقابل الجزایر، دوباره به صدر جدول برگشت. حالا مسی، رونالدوی برزیلی و میروسلاو کلوزه تنها کسانی هستند که گلهایشان در جام جهانی از امباپه بیشتر است و امباپه در پنج هفته پیش رو قصد دارد از هر سه آنها عبور کند.
او هنوز فقط ۲۷ سال دارد. این گلها نه تنها امباپه را به بهترین گلزن تاریخ فرانسه تبدیل کرد، بلکه او را به اولین بازیکنی تبدیل کرد که در پنج بازی مختلف جام جهانی دو گل یا بیشتر به ثمر میرساند.
اگر فقط عملکرد و تأثیر او را در این رقابتها قضاوت کنیم، اغراق به نظر نمیرسد که بگوییم امباپه به زودی به عنوان بهترین بازیکن تمام دوران جام جهانی شناخته خواهد شد.
نه تنها امباپه در جام جهانی گل میزند، بلکه تقریباً همیشه این گلها تعیینکننده بازی هستند. از میان ۱۴ گلی که او در جامهای جهانی به ثمر رسانده، ۹ گل یا گل اول بازی بوده، یا گلی که تیمش را در یک مسابقه پیش انداخته، یا گلی که زمانی زده شده که تیمش عقب بوده است. اولین گل امباپه به سنگال با یک همکاری جذاب به ثمر رسید. او از پاس عالی مایکل اولیسه استفاده کرد و اولین گل بازی را به نام خودش زد.
برای آخرین گل و گل سوم فرانسه، امباپه پاس اولیسه را در حرکت خود گرفت و با استفاده از فضایی که به او داده شد، به جرأت میتوان گفت بهترین گل فردی مسابقات تا کنون را به ثمر رساند. این یک ضربه به سرعت نور بود که نفس بیش از ۸0.0۰۰ نفر را در ورزشگاه متلایف گرفت. طراحی زمین به طور مفید خطوط سراسر زمین را به قطعات شش یاردی تقسیم میکند. امباپه پس از گرفتن توپ، حدود ۲۷ یارد با دروازه فاصله داشت. توپ در زمان ۰.۷ ثانیه از پای او به تور دروازه رسید. او با ضربه پای چپ، از فاصله دور، توپ را به گوشه بالا و سمت چپ دروازه فرستاد؛ ضربهای که هیچ دروازهبانی در جهان نمیتوانست آن را مهار کند. به نظر میرسید فاصله امباپه از دروازه حدود ۲۹ یارد باشد و کرونومتر زمان بین ضربه و عبور توپ از خط دروازه را ۱.۰۳ ثانیه ثبت کرد که سرعتی معادل ۵۷.۶ مایل در ساعت را نشان میداد. در این بازی امباپه دو بار ورزشگاه را با گلهایش به وجد آورد و بخشی از انتقاداتی که در ماههای اخیر به او وارد شده بود را ساکت کرد. امباپه ۴۲ گل برای رئال مادرید به ثمر رساند، اما تنها چهار گل در ۱۳ بازی آخر فصل خود زد.
این موضوع انتقادات را برانگیخت و حتی یک طومار با 96 میلیون امضا برای خروج او از رئالمادرید در سایتها امضا شد. به طور خلاصه، یک اجماع ایجاد شده است که نشان میدهد در حالی که اعداد فردی امباپه همیشه برجسته هستند، این لزوماً به این معنی نیست که عملکردها یا مشارکتهای او به موفقیت تیمی کمک میکنند. این موضوع زمانی برجستهتر میشود که تیمش از زمان ورود او دو فصل بدون عنوان قهرمانی لا لیگا بوده است و بدتر از آن اینکه پاریسنژرمن که هرگز نتوانست با امباپه در تیمش لیگ قهرمانان را ببرد، ناگهان دو بار این رقابت را بدون او برد.
در هفتههای اخیر، امباپه تصدیق کرد که باید گام اضافی را در کار دفاعی خود بردارد و اصرار داشت که آماده است به هر قیمتی برنده شود. پس از دو گل امباپه مقابل سنگال، دیدیه دشان، سرمربی او، اشاره کرد که امباپه برای دفاع کردن اینجا بازی نمیکند. حتی در نیمه اول این بازی جام جهانی، امباپه مورد انتقاد قرار گرفت. کلود ماکلله، هافبک سابق رئال مادرید و تیم ملی فرانسه، گفت: «مشکل این است که امباپه میخواهد همه پاسها برای او باشد. او باید با همتیمیهایش بازی کند. او برای تیم بازی نمیکند.» امباپه دو موقعیت را از دست داد، اول با کنترل ضعیف در اوایل بازی و سپس با مهار خوب ادوارد مندی، دروازهبان سنگال. با این حال، امباپه همیشه معتقد است که شانس بعدی خواهد آمد. دشان گفت: «او در نیمه اول دو توپ را از دست داد، اما میداند که جام جهانی در مورد چیست. او بازیکنی نیست که به تواناییهای خود شک کند.» با این حال، در حالی که فرانسه بیش از یک ساعت زیر آفتاب نیوجرسی تلاش کرد، او همیشه محتملترین تعیینکننده این تیم پرستاره به نظر میرسید، حتی قبل از عثمان دمبله، دارنده فعلی توپ طلا، دزیره دوئه یا اولیسه، که همگی فوقالعاده بااستعداد هستند، اما هنوز اجتنابناپذیری مطلق امباپه را ندارند.
در جمعی از ستارگان، امباپه همچنان چهره اصلی پوستر باقی میماند. بازی هجومی در فوتبال ملی، به ویژه در سطح تورنمنتها، اغلب توسط لحظات و شخصیتها تعیین میشود تا روالها و روان بودن فوتبال باشگاهی. از این نظر، ممکن است امباپه به سادگی برای این شکل از ورزش مناسبتر باشد، به ویژه در سیستم دشان که به نظر میرسد به بازیکنان هجومی اجازه میدهد هر کاری که دوست دارند در یکسوم پایانی زمین انجام دهند. تا کنون، تجسمهای مختلفی از امباپه در جامهای جهانی وجود داشته است. او اعجوبه نوجوان درخشانی بود که الهامبخش فرانسه در سال ۲۰۱۸ شد و اولین نوجوان پس از پله بود که در فینال گل زد. سپس، در قطر کفش طلا را به دست آورد و در فینال هتتریک کرد و به تنهایی بازی را تغییر داد، حتی قبل از اینکه رؤیای قهرمانی او توسط آرژانتین با الهام از مسی نقش بر آب شود. دشان با حسرت گفت: «مردم همچنان از او انتقاد خواهند کرد اما او یک بازیکن نمادین است.»
جادوگری که فرانسه را از خواب بیدار کرد
جمله آغازین رمان «بیگانه» اثر آلبر کامو: «فرانسه امروز بازی کرد؛ یا شاید دیروز نمیتوانم مطمئن باشم.» بهخوبی شکاف همیشگی میان انتظار و واقعیت در تیم ملی فرانسه را توصیف میکند؛ تیمی که روی کاغذ هر روز قویتر میشود، اما در زمین اغلب چیزی متفاوت ارائه میدهد.
فرانسه در سالهای اخیر همواره یکی از پرستارهترین تیمهای جهان بوده است. نسلی پشت نسل دیگر آمده و آنقدر استعداد در این تیم انباشته شده که حتی تیم دوم هم میتواند مدعی باشد. با این حال، تیم دیدیه دشان همواره به سبک بازی محافظهکارانه و نتیجهگرای خود شناخته شده؛ تیمی که با حداقل نمایش، به حداکثر نتیجه میرسد. در بازی مقابل سنگال نیز همین داستان تکرار شد. نیمه اول، نمایشی کاملاً مطابق با سبک دشان؛ کند، محتاط و تا حد زیادی خستهکننده. سؤالی که دوباره مطرح شد، این بود: چگونه تیمی با حضور بازیکنانی مانند امباپه، دمبله، دوئه و مایکل اولیسه میتواند تا این حد بیرمق بازی کند؟
این وضعیت یادآور تورنمنتهای قبلی هم هست؛ جایی که فرانسه حتی بدون ارائه فوتبال تماشایی، تا مراحل پایانی پیش رفت. به نظر میرسد برای دشان، نتیجه مهمتر از زیبایی بازی است؛ رویکردی که اگرچه انتقاداتی به همراه داشته، اما کارآمد بوده است.
با این حال، نیمه دوم داستان کاملاً تغییر کرد. ورود به فضای بازی، جسارت بیشتر و مهمتر از همه، نقشآفرینی مایکل اولیسه باعث شد فرانسه از خواب بیدار شود.
اولیسه در نیمه اول اغلب عقب میآمد تا در جریان بازیسازی مشارکت کند؛ حتی گاهی نزدیک به مدافعان خودی دیده میشد. اما در نیمه دوم، با تغییر جایگاهش به مرکز میدان، نقش واقعی خود را نشان داد؛ بازیکنی که میتواند جریان بازی را تغییر دهد.
او با ذهنی شبیه یک شطرنجباز، حرکاتی انجام داد که برای مدافعان سنگال غیرقابل پیشبینی بود. پاس گل او برای گل اول، نمونهای کامل از هوش و خلاقیتش بود؛ حرکتی که ساختار دفاعی حریف را از هم پاشید و آنها را مجبور به خروج از لاک دفاعی کرد.
در واقع، اولیسه کاری کرد که هیچکس دیگر در زمین قادر به انجامش نبود: باز کردن یک بازی بسته. او با یک لحظه جادو، ریتم مسابقه را تغییر داد و فرانسه را از یکنواختی خارج کرد.
عملکرد او حتی تحسین اسطورههای فوتبال را نیز به همراه داشت. بسیاری معتقدند اولیسه فقط بازی نمیکند، بلکه آن را میفهمد و پیشبینی میکند؛ ویژگیای که او را از سایر بازیکنان متمایز میکند.
آمار هم این موضوع را تأیید میکند. او در تنها ۱۸ بازی ملی، روی ۱۰ گل تأثیر مستقیم داشته؛ آماری خیرهکننده که تنها امباپه در سالهای اخیر توانسته سریعتر به آن برسد.
نکته جالب اینجاست که در تیمی پر از ستاره، این اولیسه است که میتواند تفاوت را رقم بزند. بازیکنی که شاید هنوز به اندازه دیگران شناختهشده نباشد، اما تأثیرش در زمین غیرقابل انکار است.
در نهایت، بازی مقابل سنگال بار دیگر نشان داد که فرانسه همچنان همان تیم متناقض است؛ تیمی که میتواند شما را خسته کند، اما ناگهان با یک لحظه ناب، همهچیز را تغییر دهد.
و در این میان، مایکل اولیسه همان جرقهای است که میتواند این تیم را از یک مدعی صرف، به یک قهرمان واقعی تبدیل کند؛ بازیکنی که وقتی توپ را در اختیار دارد، دیگر خبری از تردید نیست، فقط لذت تماشای فوتبال است.
