در حافظه موقت ذخیره شد...
عزتاللهی بدون پیشرفت، همیشه حی و حاضر!
شماره 6 بدون امضا !
بعد از پایان این بازی نگاهها بیش از همه به سمت خط دفاعی رفته است؛ جایی که شجاع خلیلزاده و علی نعمتی بازی میکنند. استقرار مدافعان مورد انتقاد قرار گرفته و حتی علیرضا بیرانوند نیز از تیغ انتقاد در امان نماند اما یک سؤال مهم کمتر مطرح شده است. سؤال این است: سعید عزتاللهی در زمان حملات محدود حریف کجا بود؟
نیوزیلند به تعداد انگشتان یک دست موفق نشد به سمت دروازه ایران حمله کند و از همین فرصتهای اندک دو گل ساخت. در چنین شرایطی وظیفه اصلی هافبک دفاعی چیست؟ پاسخ روشن است: او باید پیش از رسیدن توپ به خط دفاعی اقدام به تخریب حملات کند و با پوشش مناسب اجازه شکلگیری موقعیت را ندهد و به یاری مردان مدافع بیاید که هرگز چنین نشد و عزتاللهی را در موقعیتهای حساس دفاعی نمیدیدیم.
عزتاللهی در لحظات انتقال دفاع به حمله حریف نه در قطع توپ موفق بود و نه در کنترل فضاها عملکرد مؤثری داشت. او در فاصلهای دور از محل درگیری قرار میگرفت و مدافعان میانی را در موقعیتی دشوار قرار میداد.
البته مشکل فقط به وظایف دفاعی محدود نمیشود. عزتاللهی در فاز هجومی نیز بازیکنی تأثیرگذار نیست. او سالهاست فوتبالی کمریسک ارائه میدهد. پاسهای کوتاه در عرض زمین و انتخابهای محافظهکارانه به بخش ثابت فوتبال او تبدیل شده است. کمتر پیش آمده که بتوان از او به عنوان موتور محرک خط میانی نام برد.
این شاید بزرگترین انتقادی باشد که به شماره شش تیم ملی وارد است. او در سومین جام جهانی دوران حرفهای خود حضور دارد اما هنوز نتوانسته به یک مهره تعیینکننده و جذاب تبدیل شود.
وقتی نام هافبکهای دفاعی دو دهه اخیر فوتبال ایران به میان میآید با فهرستی از بازیکنان اثرگذار روبهرو میشویم. کریم باقری توانایی ساخت بازی و گلزنی داشت. حمید استیلی در انتقال توپ نقش کلیدی ایفا میکرد. آندرانیک تیموریان جنگنده و پرتلاش بود. جواد نکونام رهبر خط میانی محسوب میشد و امید ابراهیمی نیز قدرت تخریب و پوشش فوقالعادهای داشت. حتی روزبه چشمی کشش بیشتری ایجاد میکند؛ عزتاللهی اما هرگز نتوانسته وارث شایسته این نامها باشد.
او بازیکنی معمولی با ویژگیهای فیزیکی مناسب است که در طول سالهای حضورش در تیم ملی رشد چشمگیری را تجربه نکرده است. شاید اگر در این سالها رقیبی جدی در اختیار تیم ملی قرار داشت موقعیت او مدتها قبل به خطر میافتاد. (یادمان نرود جدیترین رقیب او میتوانست احمد نوراللهی باشد که سرمربی تیم ملی به دلایل غیرفنی همواره قلم قرمز کشیده روی نام این بازیکن و عزتاللهی از این دعوا بیشترین بهره را برده.)
در عین حال حضور مستمر در فوتبال اروپا و سابقه بینالمللی باعث شده عزتاللهی همواره یکی از گزینههای ثابت دعوت به تیم ملی باشد تا مربیان تنها با ملاک قراردادن این موضوع او را در فهرست تیم ملی قرار دهند.
با این حال اما نمایش اخیر او مقابل نیوزیلند بار دیگر این پرسش قدیمی را زنده کرد که آیا تیم ملی ایران در حساسترین منطقه زمین از کمبود بازیکن رنج میبرد و باید در بازیهای آتی یک تجدیدنظر بزرگ لحاظ شود؟
پرواضح است که فوتبال امروز به هافبک دفاعی پرانرژی نیاز دارد. بازیکنی که بتواند هم در تخریب حملات مؤثر باشد و هم در ساخت بازی نقش ایفا کند؛ بازیکنی که شعاع حرکتی وسیعی داشته باشد و بتواند ریتم مسابقه را کنترل کند.
به واقع اما ایران با اینکه آمارها را در برخی موارد به سود خود اختصاص داد اما مقابل نیوزیلند از چنین بازیکنی بهرهمند نبود.
شاید بزرگترین نگرانی برای ادامه مسابقات نیز همین نقطه باشد زیرا اگر مقابل تیمی که تنها چندبار به دروازه ایران نزدیک شد این ضعف آشکار شده است، باید دید برابر تیمهایی مانند بلژیک یا مصر که تیمی مستحکم بوده و از کیفیت فنی بالاتری برخوردار هستند، چه اتفاقی رخ خواهد داد.
سعید عزتاللهی سالهاست فرصت پوشیدن پیراهن تیم ملی را به دست آورده اما هنوز این سؤال پابرجاست که آیا او توانسته از این فرصت بزرگ حداکثر استفاده را ببرد یا نه. یا اینکه حقیقتاً در شایستگی کامل برای سپردن این مسئولیت قرار داشته یا خیر؟!
پاسخ این سؤال برای بسیاری از مخاطبان فوتبال ایران چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسد اما به هرحال ناچاریم به بازیهای باقیمانده با همین داشتهها امیدوار بمانیم.
