قطبیسازی کاذب در حال آسیب به فوتبال ایران است
خاتونی: فوتبال برای جامعه ایران حکم اکسیژن را دارد
با شروع جام جهانی 2026، فوتبال بار دیگر در مرکز توجه جامعه ایرانی قرار گرفته است؛ پدیدهای که به باور مجید خاتونی جامعهشناس ورزش، فراتر از یک رقابت ورزشی عمل میکند و میتواند در روزگار فشارهای اقتصادی، بحرانهای اجتماعی و فرسودگی روانی، به اکسیژن اجتماعی تبدیل شود. او معتقد است تیم ملی سرمایهای ملی است که نباید قربانی قطبیسازیهای سیاسی شود.
در آستانه شروع بازیهای تیم ملی فوتبال در جام جهانی، فکر میکنید فضای غالب بر جامعه ایرانی تا چه اندازه فوتبالی است؟
با نگاه به چنددهه اخیر مشخص شده که فوتبال در خاک جامعه ایرانی ریشه کرده و امروز میشود با صراحت گفت که فوتبال محبوبترین رشته در کشور است. از آنجا که فوتبال ورزش احساسات است، تیم ملی فوتبال ایران با عملکرد خود به مثابه یک محرک هیجانی و تقویتکننده روحیه میهندوستی طی دهههای گذشته در حافظه عاطفی و هویتی جامعه نفوذ پیدا کرده. حتی به دفعات دیده شده در هنگامه وجود مشکلات و چالشهای اقتصادی و معیشتی و در مواردی مثل مسائل اجتماعی و سیاسی فوتبال در ایران به یک نیروی مولد انگیزه و امید و میل به موفقیت در سطح بینالملل تبدیل شود. در شرایط فعلی که جامعه در پس دردها و رنجها و خستگیهای روانی، به ماشین تولید تکنیکهای بقا تبدیل شده، فوتبال به مثابه یک اکسیژن عمل میکند و میتواند همراه با تابآوری، انگیزه و معنا را به جامعه تزریق کند. همچنین مردم ما به طور طبیعی به دنبال اتصال به شبکههای جهانی هستند؛ فوتبال هم یک فضای مشترک و جهان عمومی را ایجاد میکند.
باتوجه به چنددستگی عقیدتی و نگاههای مختلفی که به تیم ملی وجود دارد، رویدادی مثل جام جهانی میتواند عاملی برای همبستگی باشد یا اختلافنظرها را تشدید میکند؟
باید اینگونه پاسخ بدهم که به هرحال فوتبال یک میدان اجتماعی بزرگ است و نباید توسط گروههای خاص، احزاب و جناحهای سیاسی مصادره شود. مسألهای که در حال حاضر با آن مواجه هستیم قطبیسازی کاذب شکل گرفته در جامعه است که در حال آسیب به سرمایه اجتماعی ماست و به تیم ملی هم ورود پیدا کرده. بنابراین عدم فهم معرفتی از فوتبال و نگاه صرفاً سیاسی یا ابزاری به فوتبال باعث شده فوتبال به نوعی توسط دو طیف خاص مصادره شود. این رویه که ابتدا از جام جهانی قطر کلید خورد گسست هواداری و تفرقه و خشونت به همراه دارد. اما تیم ملی، یک سرمایه و ثروت ملی و متعلق به همه مردم ایران با گرایشهای مختلف فکری است. بنابراین جامعه به صیانت از تیم ملی و سواد هواداری ورزشی نیاز دارد تا نگاههای مخرب سیاسی به فوتبال آسیب نرساند. به طور کلی علاقه و همبستگی ملی ایجادشده در فوتبال ناشی از میهندوستی است نه حمایت از جریانهای سیاسی. اینکه بخواهند آن را مصادره کرده و رنگ و بوی سیاسی به آن تزریق کنند صحیح نیست. به طور کلی خشم علیه جریانهای سیاسی نباید به ورزشکاران و یک تیم ورزشی تعمیم پیدا کند.
در جوامعی که چالش یا شرایط جنگ تحمیلی طولانیمدت را تجربه میکنند، رویدادهای ورزشی چه کارکردهای اجتماعی میتواند داشته باشد؟
اگر فلسفه ورزش و کارکردهای آن به خوبی فهم و درک شود، ورزش عامل مهم و پیشران سازندهای برای یک جامعه بحرانزی خواهد بود. به عنوان مثال همین جام جهانی ۲۰۲۶ و مسابقات آن درنگی در وضعیت کنونی جامعه ایران میتواند ایجاد کند تا قدری از فشارهای ناشی از جنگ و حتی تلاطمات اقتصادی دور شوند، در واقع فوتبال به همگرایی و ریکاوری روانی ایرانیان در این مقطع زمانی میتواند کمک کند. از سوی دیگر رویدادهای ورزشی بینالمللی، تداوم گفتمان صلحآمیز بشر است. یعنی ورزش در سطح بینالملل با رعایت اخلاق و شئونات انسانی، ابزار جنگآوری را کنار میگذارد و گفتمان صلح را برقرار میسازد. بنابراین خود جام جهانی هم به ذات، محل همزیستی فرهنگی ملتها با یکدیگر بوده و صلح جهانی را برقرار میکند.
