فوق ستارهای بر اساس آمار
بازیکن رؤیایی تاریخ جامجهانی
ایمان گودرزی
خبرنگار
اگر میتوانستید بهترین ویژگیها را از بزرگترین ستارگان تاریخ جام جهانی فیفا با هم ترکیب کنید، چه نوع بازیکنی خلق میکردید؟ ما با رویکردی مبتنی بر آمار، سعی کردهایم بهترین بازیکن نهایی جام جهانی را بسازیم.
در این گزارش اعداد و ارقام از سال ۱۹۶۶ تا امروز تجزیه و تحلیل شده تا بهترین بازیکن تاریخ جام جهانی مردان ساخته شود. از بهترین مغز بازی تا مرگبارترین پاها، این یک شاهکار آماری است که توسط برخی از بهترین افرادی که تا به حال صحنه جهانی را آراستهاند، ساخته شده، هر یک با دادهها توجیه شده است.
سر؛ میروسلاو کلوزه
24بازی در جام جهانی، 1 قهرمانی
روباه درون محوطه و ذوق و مهارت در هوا. هفت گل از رکورد ۱۶ گل کلوزه در جام جهانی با سر زده شده است، بیشتر از هر بازیکنی در ۶۰ سال گذشته و ۲۶ ضربه سر او در چهار دوره مسابقات بیرقیب باقی مانده است.
بخش زیادی از این تسلط هوایی توسط میشائیل بالاک تغذیه میشد که چهار تا از آن هفت ضربه سر را برای او ارسال کرد. اما این حرکت، زمانبندی و کارایی بیرحمانه کلوزه بود که همه چیز را تماشاییتر میکرد.
بازی مقابل عربستان سعودی در سال ۲۰۰۲، زمانی که او آخرین هتتریک با ضربه سر در تاریخ جام جهانی را کامل کرد، به یاد آورید. بهترین گلزن تمام دوران مسابقات، استاد آسمان بود.
مغز: دیگو مارادونا
15بازی در جام جهانی، 1 قهرمانی
دورههای جام جهانی بازیسازهای درخشان نسلهای بسیاری را تولید کرده است، اما هیچ کدام به اندازه ذهن خلاق مارادونا نبودند.
از سال ۱۹۶۶، او با ثبت آمار ۷.۴ پاس گل مورد انتظار (xA) در بین تمام بازیکنان تاریخ این رقابتها پیشتاز است، آماری شگفتانگیز از توانایی بیرقیب او در شناسایی و ایجاد بهترین فرصتهای گلزنی برای همتیمیهایش، اغلب در حالی که به طرز وحشیانهای تحت پرس و یارگیری شدید بود.
همتیمیهایش تا حد زیادی از این موقعیتها استفاده کردند و مارادونا هشت پاس گل در طول دوران جام جهانی به نام خود به ثبت رساند، رکوردی که تنها توسط یک شماره ۱۰ آرژانتینی دیگر با شهرت خاصی به آن رسیده است. مهمترین پاس گل او؟ یک پاس بدون نقص برای گل پیروزی خورخه بوروچاگا در فینال ۱۹۸۶ مقابل آلمان غربی بود.
مغز: دیگو مارادونا
19بازی در جام جهانی، صفر قهرمانی
لوکا مودریچ تنها ستاره در این گروه است که هرگز جام جهانی را بالای سر نبرده. او در رهبری کرواسی به کسب مقامهای فوقالعاده در سه تیم برتر هر یک از دو دوره اخیر مسابقات نقش اساسی داشت.
مودریچ شکافهایی را میبیند که دیگران نمیبینند. این جادوگر کروات، بیشترین پاسهای خطشکن را در دو دوره اخیر جام جهانی (۱۷۵ پاس) به ثبت رسانده است، پیش از بازیکنانی مانند مسی، دی بروینه، نیمار و سایر نوابغ خلاق. آمار پاس گل به طور کامل تأثیر او را منعکس نمیکند، اما دقیقاً همین نکته مهم است؛ این توانایی او در تنظیم ریتم بازی در طول فرآیند ساخت حمله است که او را به یک دارایی بسیار ارزشمند تبدیل میکند.
او هنوز در سن ۴۰ سالگی جادوی خود را تقطیر میکند. برخی از بازیکنان پیر میشوند. برخی دیگر فقط تصفیه میشوند.
استقامت و توان بدنی: دونگا
18بازی در جام جهانی، 1 قهرمانی
اگر بهترین بازیکن نهایی ما به یک موتور نیاز داشته باشد، دونگا آن را فراهم میکند. در ۶۰ سال گذشته جام جهانی فوتبال، هیچ بازیکن (به جز دروازهبان) بیشتر از دونگا لمس توپ (1.9۵۱)، پاس کامل (1.306) یا تکل موفق (۷۳) ثبت نکرده است.
این فقط کمیت نبود، بلکه کیفیت حرکت او نیز مهم بود. او ممکن است فاقد زرق و برق سامبای هافبکهای مشهورتر برزیل بوده باشد، اما آنچه در عوض ارائه داد به همان اندازه کلیدی بود و ریتم سلسائو را تثبیت میکرد و پیشروی حریف را بیشتر از هر هافبک دیگری (۴۱ قطع توپ) مختل کرد. او در دو فینال متوالی سالهای ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸ کاپیتانی برزیل را بر عهده
داشت.
سختکوشی: توماس مولر
19بازی در جام جهانی، 1 قهرمانی
چه در بال راست بازی کند و چه به عنوان مهاجم، هوش توماس مولر با تلاش دفاعی بیامان او مطابقت دارد.
هیچ بازیکنی در چهار دوره اخیر جام جهانی بیشتر از مولر (۶۹۰) پرس با شدت بالا روی مدافعان حریف اعمال نکرده است، که تجسمبخش فلسفه جمعی آلمان در آزار دادن مدافعان، بستن مسیرهای پاس و تبدیل لحظات دفاعی به فرصتهای هجومی است.
اما سختکوشی مولر فقط مربوط به کارهایی نبود که بدون توپ انجام میداد، بلکه مربوط به کیفیت حرکت و موقعیتگیری او بود. ۱۹۳ حرکت او در عمق دفاع حریف از سال ۲۰۱۰ بیشتر از هر بازیکن دیگری است. مولر منبع هرج و مرج برای خطوط دفاعی و اکسیژن برای هافبکهای خلاق آلمان بود.
سرعت: کیلیان امباپه
14بازی در جام جهانی، 1 قهرمانی
اگر بازیکن رؤیایی ما به یک دکمه توربو نیاز داشته باشد، کیلیان امباپه بهترین گزینه است. این فرانسوی صاحب سه رکورد از پنج رکورد سریعترین بازیکنان در جام جهانی ۲۰۲۲ بود که در برابر لهستان به سرعت خیرهکننده ۳۴.۷۴ کیلومتر در ساعت رسید.
او اولین بار با عبور از خط دفاعی آرژانتین در سال ۲۰۱۸ با حرکتی خیرهکننده و سرعتی اولین تأثیر بزرگ خود را بر فوتبال جهانی گذاشت و حضور خود را اعلام کرد. امباپه که حالا در ۲۷ سالگی یک «کهنه سرباز» محسوب میشود، سرعت دستنیافتنیاش را با تفکر حتی سریعتر ترکیب میکند.
برای اینکه تهدید او هنگام دویدن با سرعت را بهتر متوجه شوید، از زمان اولین بازی او در جام جهانی در سال ۲۰۱۸، تنها لیونل مسی (۲۷) در شوتهای بعد از حمل توپ – حرکت با توپ به میزان ۵+ متر – بیشتر از امباپه (۲۲) نقش داشته است.
امباپه با ۱۲ گل در کارنامه، وارد جامجهانی ۲۰۲۶ خواهد شد و رکورد تمام دوران میروسلاو کلوزه در جام جهانی را به طور جدی در نظر دارد. دیگری که برای این رکورد رقابت میکند، یک شماره ۱۰ آرژانتینی دیگر است…
مهارت: لیونل مسی
26بازی در جام جهانی، 1 قهرمانی
اگر بازیکن رؤیایی ما نیاز داشته باشد برای عبور از حریف توپ را از بین پاهای او عبور دهد، چه کسی بهتر از لیونل مسی آن جرقه را فراهم میکند؟
از زمان شروع ثبت دادهها، هیچ بازیکنی در جام جهانی دریبلهای بیشتری نسبت به ۱۱۲ دریبل مسی ثبت نکرده است و لئو با ثباتی که برای دو دهه در فوتبال جهان تعریف کرده به راحتی از خطوط دفاعی عبور میکند.
اما مانند مودریچ، اعداد دریبل فقط بخشی از داستان را بیان میکنند. دریبلهای مسی هرگز به خودی خود هدف نبودند، آنها وسیلهای برای بیثبات کردن و خلق موقعیت هستند. رکورد ۳۳۴ حرکت به سوی دروازه رقبا گواه این موضوع است؛ یک حرکت وسواسگونه و هدفمند به سمت دروازه. نه دریبل زدن برای بستهبندی کلیپهای هایلایت بلکه دریبل زدن برای بردن.
پای چپ: ریوالدو
14بازی در جام جهانی، 1 قهرمانی
بعضی از بازیکنان به یک پا تمایل دارند؛ ریوالدو پای چپش را به یک سلاح تبدیل کرد. هر هشت گل او در جام جهانی با پای چپ به ثمر رسید که به او بهترین نرخ گلزنی ۱۰۰٪ را با آن پا در مسابقات داد، مجموعهای از گلهای کوتاه درون شش قدم، ضربات والی ظریف، چیپهای آرام و شوتهای رعدآسا از راه دور.
ریوالدو چرخ دنده کلیدی در راهیابی برزیل به فینال در هر دو دوره ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ بود و هر ۱۴ بازی آنها را در هر دو دوره فیکس شروع کرد. پای چپ او فقط برای تمام کردن کارها نبود؛ هر سه پاس گل او در جام جهانی ارسالهایی با پای چپ برای رونالدو بود.
پای راست: رونالدو
19بازی در جام جهانی، 1 قهرمانی
اگر ریوالدو صاحب پای چپ بود، رونالدو با پای راست حکمرانی میکرد. «او فنومنو» همچنان یکی از استانداردهای طلایی برای تمام کردن کار جلوی دروازه رقباست و آمار این را تأیید میکند. هیچ بازیکنی در دوران جمعآوری دادهها بیشتر از ۱۱ گل رونالدو با پای راست در جام جهانی به ثمر نرسانده است.
مسابقات ۲۰۰۲ شاهکار او بود. برزیل با رکورد ۱۰۰٪ پیروزی (آخرین باری که چنین رکوردی در تاریخ جام جهانی ثبت شد) به سمت قهرمانی حرکت کرد و رونالدو با هشت گل، کفش طلا را به دست آورد، هر گل یادآور بازیکنی بود که به نظر میرسید پس از سالها ویرانی توسط مصدومیت، از صفر بازسازی شده است.
پایان آن به بهترین شکل ممکن رقم خورد؛ دو ضربه با پای راست در فینال مقابل آلمان، جام تضمین شد، داستان کامل شد.
دستها: گوردون بنکس
19بازی در جام جهانی، 1 قهرمانی
در این مورد هم میتوانستیم مارادونا را انتخاب کنیم اما قبلاً از مغزش استفاده کرده بودیم!
حتی با تکامل نقش دروازهبان در طول نسلها، هر تیمی هنوز به دستهای مطمئن و واکنشهای برقآسا در پشت خط دفاعی نیاز دارد. گوردون بنکس هر دو را در اندازهای تاریخی فراهم میکند.
در میان دروازهبانهای با ۳۰ مهار یا بیشتر، او بهترین درصد مهار را در تاریخ جام جهانی دارد. و به طور میانگین با توجه به دادهها، او با سیوهایش به طور میانگین از ۷.۱ گل جلوگیری کرد که بیشتر از هر دروازهبان قهرمان جام جهانی دیگر در رکوردها است. اعداد قابل توجه هستند. اما بهترین لحظه او در تاریخ جامجهانی به صورت سیاه و سفید ثبت شده است؛ آن مهار نابودکننده مقابل پله در مکزیک، ۱۹۷۰. مهار او آنقدر خوب بود که مردی که آن شوت را زد نتوانست باور کند، توپ وارد دروازه نشده است.
