چرا انتقادها از اینفانتینو به اوج رسیده است؟
از منجی فوتبال تا دیکتاتور متوهم!
فرخ حسابی
خبرنگار
در آستانه آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، انتقادها از جیانی اینفانتینو، رئیس فدراسیون جهانی فوتبال، به اوج رسیده است. گزارشی مفصل از دیلیمیل با استناد به اظهارات مدیران ورزشی، فعالان حقوق بشر و چهرههای بانفوذ فوتبال، تصویری متفاوت از مردی ارائه میدهد که یک دهه پیش با شعار اصلاحات به قدرت رسید اما اکنون از سوی منتقدان به «خودشیفتگی، قدرتطلبی و فاصله گرفتن از واقعیت» متهم میشود.
از منجی فوتبال تا مرد قدرتمند فیفا
جیانی اینفانتینو در سال ۲۰۱۶ و پس از رسواییهای گسترده دوران سپ بلاتر به ریاست فیفا رسید. در آن زمان بسیاری او را چهرهای آرام، متواضع و مناسب برای بازسازی اعتبار فوتبال جهان میدانستند. این حقوقدان سوئیسی که سالها در یوفا فعالیت کرده بود، در ابتدا حتی گزینه اصلی ریاست فیفا هم محسوب نمیشد و تنها پس از کنار رفتن میشل پلاتینی به دلیل پروندههای فساد، فرصت حضور در انتخابات را پیدا کرد.
بسیاری از مدیران فوتبال که در آن زمان از او حمایت کردند، معتقد بودند اینفانتینو میتواند دوران تازهای را برای فوتبال رقم بزند. اما به اعتقاد برخی از همان حامیان سابق، شخصیت او در طول یک دهه گذشته دچار تغییرات عمیقی شده است.
پاتریک نالی، از پیشگامان بازاریابی ورزشی، میگوید اینفانتینو زمانی فردی «خوشبرخورد و بیادعا» بود، اما اکنون به شخصیتی تبدیل شده که جاهطلبی و میل به قدرت در او به شکل چشمگیری افزایش یافته است.
عطش شهرت و نزدیکی به قدرتهای سیاسی
یکی از مهمترین انتقادها به اینفانتینو، علاقه شدید او به دیده شدن و حضور در مرکز توجه است. منتقدان میگویند کمتر مدیر ورزشی در سالهای اخیر تا این اندازه به دنبال نمایش شخصی خود بوده است. حتی روی جام جهانی باشگاهها، که یکی از پروژههای جنجالی او به شمار میرود، نام اینفانتینو حک شده است.
رابطه نزدیک او با رهبران سیاسی جهان نیز همواره محل بحث بوده است. از ولادیمیر پوتین در روسیه گرفته تا خانواده حاکم قطر و اخیراً دونالد ترامپ در آمریکا، اینفانتینو بارها در کنار چهرههای سیاسی جنجالی دیده شده است.
حضور او با کلاه قرمز معروف ترامپ در یکی از نشستهای سیاسی آمریکا واکنشهای گستردهای را به دنبال داشت و حتی کمیته بینالمللی المپیک درباره احتمال نقض اصل بیطرفی سیاسی تحقیقاتی انجام داد. هرچند او تبرئه شد، اما این اتفاق بار دیگر پرسشهایی را درباره مرز میان فوتبال و سیاست در دوران ریاستش مطرح کرد.
جام جهانی؛ بزرگتر، گرانتر و جنجالیتر
یکی از مهمترین میراث اینفانتینو، گسترش مداوم مسابقات تحت نظارت فیفا است. افزایش تعداد تیمهای جام جهانی از ۳۲ به ۴۸ تیم، توسعه جام باشگاههای جهان و افزایش تعداد مسابقات بینالمللی، همگی بخشی از سیاستهای او بودهاند.
حامیان این تصمیمات معتقدند فرصت حضور کشورهای بیشتری در بزرگترین تورنمنتهای جهان فراهم شده است، اما منتقدان میگویند کیفیت مسابقات کاهش یافته و فشار فیزیکی بر بازیکنان به شکل نگرانکنندهای افزایش پیدا کرده است.
رامون وگا، ملیپوش سابق سوئیس، معتقد است این توسعه بیوقفه بیش از آنکه به سود فوتبال باشد، در خدمت درآمدزایی فیفا قرار گرفته است. او هشدار میدهد که افزایش تعداد مسابقات میتواند به فرسودگی بازیکنان و افت کیفیت رقابتها منجر شود.
فوتبال یا تجارت؟
منتقدان اینفانتینو بر این باورند که فوتبال در دوران او بیش از هر زمان دیگری به یک صنعت تجاری تبدیل شده است. قیمت بالای بلیتهای جام جهانی ۲۰۲۶ یکی از مهمترین محورهای اعتراضات بوده است.
بسیاری معتقدند هواداران واقعی دیگر توان حضور در ورزشگاهها را ندارند و فوتبال به تدریج از دست مخاطبان سنتی خود خارج میشود. رامون وگا در این باره میگوید: «اینفانتینو فوتبال را به سمت بدتر شدن تغییر داده است. او ارتباطش را با واقعیت از دست داده و درآمدزایی را به اولویت اصلی تبدیل کرده است.»
با این حال، آمارهای مالی فیفا تصویر متفاوتی ارائه میدهند. درآمد سالانه این سازمان از حدود ۵۰۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۵ به بیش از ۲.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده و پیشبینی میشود در سال برگزاری جام جهانی ۲۰۲۶ به حدود ۹ میلیارد دلار افزایش یابد.
انتقادهای حقوق بشری
مسائل حقوق بشری نیز از دیگر چالشهای دوران ریاست اینفانتینو بودهاند. پس از انتقادهای گسترده درباره شرایط کارگران مهاجر در جام جهانی قطر، اکنون نگرانیهایی درباره وضعیت صدور ویزا، مهاجران و هواداران برخی کشورها در آمریکا مطرح شده است.
سازمان دیدهبان حقوق بشر که سالها با فیفا همکاری داشت، در سالهای اخیر به یکی از منتقدان جدی اینفانتینو تبدیل شده است. مینکی وردن، مدیر برنامههای جهانی این سازمان، معتقد است رئیس فیفا دیگر توجهی به وعدههای اولیه خود درباره مسئولیتهای اجتماعی و حقوق بشری ندارد.
او میگوید رفتارهای اخیر اینفانتینو نشان میدهد که قدرت، نگاه او به نقش و جایگاهش را تغییر داده است.
دیکتاتوری که واقعیت را فراموش کرده
یکی از جنجالیترین اتفاقات اخیر در کنگره فیفا در ونکوور رخ داد؛ جایی که اینفانتینو تلاش کرد رؤسای فدراسیونهای فوتبال اسرائیل و فلسطین را روی صحنه به دست دادن با یکدیگر ترغیب کند. این اقدام با مخالفت طرف فلسطینی روبهرو شد و صحنهای ناخوشایند ایجاد کرد. منتقدان این رفتار را نشانهای از خودبزرگبینی و درک نادرست او از نقش خود در مسائل سیاسی جهان دانستند. برخی از فعالان حقوق بشر و مدیران ورزشی حتی او را «دیکتاتوری خیالپرداز» توصیف کردهاند که تصور میکند در جایگاهی همتراز رهبران سیاسی جهان قرار دارد.
چرا همچنان بدون رقیب است؟
با وجود حجم بالای انتقادها، اینفانتینو همچنان از حمایت گسترده اعضای فیفا برخوردار است. او در انتخاباتهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۳ بدون رقیب پیروز شد و به احتمال زیاد در انتخابات بعدی نیز با مشکلی جدی مواجه نخواهد شد.
دلیل اصلی این موضوع را باید در افزایش کمکهای مالی فیفا به فدراسیونهای عضو جستوجو کرد. در دوران ریاست او، میزان این کمکها چندین برابر شده و بسیاری از کشورها از مزایای اقتصادی این سیاستها بهرهمند شدهاند.
در نهایت، بزرگترین تناقض دوران اینفانتینو همین جاست؛ مردی که از یک سو متهم به خودشیفتگی، جاهطلبی و سیاسیکاری است و از سوی دیگر توانسته فیفا را به ثروتمندترین دوران تاریخ خود برساند. با آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، بار دیگر نگاهها به او دوخته خواهد شد؛ مدیری که برای برخی ناجی فوتبال مدرن است و برای برخی دیگر، نماد فاصله گرفتن این ورزش از ارزشهای اصیل خود.
