نمایش حقارت پشت پنجره بسته ویزا
حمیدرضا عرب
خبرنگار
در دنیای ورزش حرفهای، به ویژه در بزرگترین رویدادهای بینالمللی، انتظار میرود سیاست از رقابت فاصله بگیرد و اصول حرفهای بر همه تصمیمات حاکم باشد.
اقدام اخیر مسئولان آمریکایی در صادر نکردن ویزای تعدادی از اعضای کاروان تیم ملی ایران، بیش از آنکه یک تصمیم منطقی و قابل دفاع باشد، شبیه رفتاری کودکانه و دور از شأن یک کشور میزبان است.
پرسش اصلی اینجاست که عدم صدور ویزا برای اعضای اجرایی، اداری و پشتیبانی تیم ملی چه دستاوردی برای آمریکا به همراه خواهد داشت؟
آیا این افراد قرار بود نتیجه مسابقات را تغییر دهند؟ آیا حضور یک مدیر رسانهای، یک آنالیزور یا یک عضو اجرایی میتوانست تهدیدی برای کشور میزبان محسوب شود؟! پاسخ روشن است: قطعاً خیر.
این اقدام را نمیتوان در چهارچوب منافع ورزشی یا حتی اداری توجیه کرد. آنچه دیده میشود بیشتر به یک تسویه حساب سیاسی شباهت دارد. تصمیمی که نه قدرت را به نمایش میگذارد و نه اقتدار را. بلکه تنها تصویری از تنگنظری و برخوردی غیرحرفهای را در برابر افکار عمومی جهان نمایان میکند.
جام جهانی ویترین فوتبال جهان است. رویدادی که قرار است ملتها را به یکدیگر نزدیک کند.
در چنین فضایی محدود کردن یک تیم از طریق جلوگیری از حضور عوامل اجرایی آن، نه تنها کمکی به اعتبار میزبان نمیکند بلکه پرسشهای فراوانی را درباره میزان پایبندی او به اصول پذیرفته شده بینالمللی به وجود میآورد. اصولی که در فیفا روی آن تأکید شده و کشورهای عضو ملزم و مکلف به اجرای آن هستند.
بدون شک با وجود کارشکنیهای زشت، بازیکنان به میدان خواهند رفت و مسابقات برگزار خواهد شد. اما آنچه در حافظه فوتبال باقی میماند، رفتارهایی از این جنس است.
رفتارهایی که نشان میدهد گاهی برخی تصمیمگیران که داعیه مدیریت بر جهان هستی را در ذهن میپرورانند و خود را حاکم مطلق میدانند، به جای تکیه بر منطق، مسیری سراسر حقارتبار را برمی گزینند.
تردیدی نداریم که این اقدام از نظر فنی تأثیر مستقیمی بر عملکرد بازیکنان تیم ملی ایران نداشته باشد اما در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد که میزبان پرمدعای یک تورنمنت بزرگ ورزشی با صادر نکردن ویزای عوامل یک تیم تا چه اندازه سطح و جایگاه خود را تنزل داده است.
این اقدام آمریکا به عنوان نمونهای از رفتاری غیرحرفهای و غیرورزشی در تاریخ ثبت خواهد شد. اقدامی که بیش از هر چیز، کوچک بودن منطق و افکار پشت آن را به نمایش میگذارد و نشان میدهد که مدعیان مدیریت برجهان چه افکار کودکانهای دارند و سطح تسویه حساب را تا این اندازه پایین میآورند.
