مسأله «سردار» لاینحل نیست
مجید سلطانی
خبرنگار
جنگ رمضان را با تصور 3 روزه بودنش به ما تحمیل کردند. تصورشان این بود که اساس کشور با این جنگ و حمله روز اول، لرزه و لرزشی میگیرد که کشور را دچار فروپاشی میکند. گمان غلط شان این بود که کشور رمقی برای مقاومت و مبارزه نخواهد داشت. غافل از آنکه پایههای نظام نه روی فرد که روی اتحاد ملی مردمی بود که از اولین روزهای آغاز این حکومت در آخرین روزهای 57 تاکنون، در میانه میدان بودند و هر زمان به حضورشان احساس نیاز شد، بودند. روزهای دفاع مقدس 8 ساله اوج این حضور درخشان بود. مردم به خیابانها آمدند تا هر توطئهای را عقیم بگذارند و این گونه هم شد.
دستها در هم گره خورد تا اتحاد مردم، دشمن را مأیوس کند. همه برنامهها به سد مردم خورد و ناکام ماند. در نتیجه، برنامه «تغییر نظام» به «توافق» ختم شد چون از پس هر چه برآیند، حریف اتحاد مردم نمیشوند.
اتحاد، موهبتی است که هر کشوری آن را در اختیار ندارد و همین رمز موفقیت ما در هر بحرانی است.
حالا در میانه بحرانی که برای ما ساختند تا در برابرشان زانو بزنیم، تیم ملی را راهی جام جهانی خواهیم کرد. در شرایطی که همه دیگر میدانیم اتحادمان چه معجزاتی میکند، بیهنری است اگر بیدلیل و با دست خود، این اتحاد باشکوه را خدشهدار کنیم. سردار آزمون اشتباه کرد؛ اما همان طور که نوشت، همیشه سرباز ایران بود و هست. او نوشت در جنگ 12 روزه چگونه فرزندی برای وطنمان بود. او وظیفهاش را در بزنگاههای تاریخی در بیرون و درون زمین، انجام داد و وظیفه ماست که برای حفظ این اتحاد، به وظیفهمان عمل کنیم. اگر سردار اشتباه کرد، بگذریم تا تیم ملی متحدتر و قدرتمندتر به جام جهانی برود. بگذریم تا نام سردار آزمون، به بهانه و دلیلی برای شکاف و جدایی تبدیل نشود و ما را به دو دسته طرفدار و منتقد سردار تبدیل نکند.
