صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • جام جهانی
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و بیست - ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و بیست - ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - صفحه ۴

آیا تکرار درخشش دوران گواردیولا برای سیتی ممکن خواهد بود؟

پایان یک عصر باشکوه

ایلیا بهزاد اول
خبر‌نگار


هواداران منچسترسیتی سرخوش از قهرمانی روز شنبه در جام حذفی، داشتند تقابل آرسنال با برنلی را برای دانستن سرنوشت خود در کورس قهرمانی این فصل لیگ برتر دنبال می‌کردند که یک خبر مثل بمب، رسانه‌های ورزشی انگلیس را لرزاند: جدال روز یکشنبه مقابل استون ویلا، آخرین بازی پپ گواردیولا روی نیمکت سیتی پس از ۹ سال حضور پرافتخار در این تیم خواهد بود. جدایی پپ گواردیولا از منچسترسیتی فقط پایان یک دوره نیست؛ پایان یک «عصر» است. عصری که در آن فوتبال نه فقط بازی، بلکه نوعی فلسفه، نوعی هنر و نوعی سلطه بر زمان و فضا بود. حالا با نزدیک شدن به این خداحافظی تاریخی، سؤالی بزرگ بر فراز آسمان فوتبال اروپا معلق مانده: بعد از پپ، چه چیزی از سیتی باقی می‌ماند؟
گواردیولا در طول نزدیک به یک دهه حضورش در منچسترسیتی، استانداردی تعریف کرد که فراتر از قهرمانی‌های پیاپی و جام‌های رنگارنگ بود. او تیمی ساخت که نه‌تنها می‌برد، بلکه «چگونه بردن» را هم بازتعریف کرد. مالکیت توپ، پرس بی‌امان، بازی در فضاهای تنگ و ساختن موقعیت از هیچ؛ اینها امضای تیمی بود که زیر نظر او به یکی از کامل‌ترین ماشین‌های فوتبالی تاریخ تبدیل شد. اما هیچ امپراطوری‌ای جاودانه نیست، حتی اگر فرمانروایش نابغه‌ای مثل گواردیولا باشد. حالا مدیران سیتی، با انتخاب انزو مارسکا دستیار سابق گواردیولا در فصل سه‌گانه سیتی به‌عنوان گزینه اصلی جانشینی، به‌دنبال آن هستند که میان «تداوم» و «تغییر» تعادل برقرار کنند. مارسکا که سال‌ها در کنار پپ کار کرده، بیش از هر کسی با دی‌ان‌ای فوتبالی این تیم آشناست. اما سؤال اینجاست: آیا شاگرد می‌تواند همان جادوی استاد را تکرار کند؟
واقعیت این است که سیتیِ امروز، دیگر آن تیم سال‌های اولیه گواردیولا نیست. تیمی که زمانی بر پایه بازیکنان کاملاً هماهنگ با ایده‌های سرمربی شکل گرفته بود، حالا وارد فاز تازه‌ای شده؛ فازی که در آن قدرت بدنی، دوئل‌های مستقیم و سرعت انتقال، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. فوتبال لیگ برتر انگلیس هم تغییر کرده؛ تیم‌ها با سیستم‌های نفر به نفر و بازی‌های فیزیکی‌تر، سعی در شکستن سلطه سیتی داشته‌اند و همین، باشگاه را وادار به بازنگری کرده است.
در این میان، بازسازی ترکیب پس از فصل دشوار ۲۰۲۵-۲۰۲۴، نقطه عطفی تعیین‌کننده بود. جدایی چهره‌هایی مثل ادرسون، کایل واکر، ایلکای گوندوغان و کوین دی‌بروینه، به‌معنای پایان یک نسل طلایی بود؛ نسلی که با گواردیولا به اوج رسید و طلسم عدم قهرمانی سیتی در لیگ برتر را شکست و پس از منچستریونایتد ۱۹۹۹، تبدیل به دومین تیم انگلیسی فاتح سه‌گانه شد. با پایان این نسل، هویت تیم گواردیولا تغییر کرد اما در عوض، خون تازه‌ای در رگ‌های تیم جاری شد؛ بازیکنانی با انرژی، جاه‌طلبی و توانایی‌های متفاوت که شاید هنوز به بلوغ تاکتیکی نرسیده‌اند، اما سقف پیشرفت‌شان بسیار بالاست.
این فصل، بیش از هر چیز، فصل «انطباق» بود؛ تیمی که هنوز در حال یادگیری است و هنوز در حال شکل‌گیری. با این حال، کسب دو جام داخلی در چنین شرایطی نشان می‌دهد که پایه‌های موفقیت همچنان محکم است. حتی اگر سیتی در نهایت قهرمان لیگ نشود، فاصله‌اش با صدر آنقدر کم بوده که آینده را روشن نشان دهد.
در این میان، نقش بازیکنانی مانند برناردو سیلوا و رودری در اجرای ایده‌های گواردیولا حیاتی بوده است. آنها مغز متفکر تیم در زمین بودند؛ بازیکنانی که با درک عمیق از فلسفه مربی، ریتم بازی را کنترل می‌کردند. اما با جدایی برخی از این مهره‌ها از جمله سیلوا و استونز که قطعاً در پایان فصل تیم را ترک می‌کنند، سیتی ممکن است وارد دوره‌ای کاملاً متفاوت شود؛ دوره‌ای که در آن، بازی مستقیم‌تر و انتقالی‌تر، جایگزین کنترل مطلق توپ شود. برای بازیکنی مثل ارلینگ هالند، این تغییر می‌تواند یک موهبت باشد. مهاجمی که ذاتاً برای فوتبال عمودی و سریع ساخته شده، شاید در سیستم جدید، حتی خطرناک‌تر هم بشود. او قرار است ستون اصلی پروژه آینده سیتی باشد؛ پروژه‌ای که دیگر الزاماً نسخه‌ای از فوتبال گواردیولا نخواهد بود.
در سطح مدیریتی نیز تغییرات ادامه دارد. با حضور هوگو ویانا به‌عنوان مدیر ورزشی، باشگاه نشان داده که آماده تصمیم‌گیری‌های بزرگ است. خریدهای هوشمندانه و نگاه آینده‌نگرانه، بخشی از استراتژی جدید سیتی برای عبور از دوران پس از گواردیولا خواهد بود. با این حال، هیچ‌چیز نمی‌تواند عدم قطعیت را از بین ببرد. پرونده‌های حقوقی در لیگ برتر، تغییرات در کادر فنی و خروج احتمالی ستاره‌ها، همگی عواملی هستند که آینده را پیچیده‌تر می‌کنند. حتی برخی رسانه‌ها از این گزارش می‌دهند که همین نگرانی‌های حقوقی، یکی از دلایل اصلی جدایی پپ با وجود باقی ماندن یک سال از مدت قراردادش بوده است. اما تاریخ نشان داده که باشگاه‌های بزرگ، در دل همین چالش‌ها، هویت جدید خود را پیدا می‌کنند.
وقتی گواردیولا در سال ۲۰۱۶ وارد سیتی شد، تیمی را تحویل گرفت که در حال فرسودگی بود. امروز اما، او تیمی را ترک می‌کند که نه‌تنها قدرتمند است، بلکه ساختاری منسجم و آینده‌ای قابل اتکا دارد. شاید هیچ‌کس نتواند دقیقاً جای او را پر کند، اما این به‌معنای پایان داستان نیست. برعکس، این آغاز فصلی تازه است؛ فصلی که در آن، منچسترسیتی باید بدون بزرگترین معمار خود راهش را ادامه دهد؛ چالشی که هم ترسناک است و هم هیجان‌انگیز. و شاید همین ناشناخته بودن آینده است که فوتبال را تا این حد جذاب می‌کند.

جستجو
آرشیو تاریخی