انتخاب مورینیو، تصمیم بحثبرانگیز و جنجالی پرز
آقای خاص؛ ناجی یا از نفس افتاده؟
شایعاتی که در طول چند هفته اخیر پیرامون بازگشت خوزه مورینیو به رئال شنیده میشد به مراحل نهایی خود رسیده و ظهر دوشنبه فابریزیو رومانو خبرنگار معتبر حوزه نقل و انتقالات در فوتبال اروپا تأیید کرد که این سرمربی باتجربه، برای دومین حضور خود روی نیمکت رئال با باشگاه به توافق رسیده و پس از بازی رئال در هفته پایانی لالیگا مقابل بیلبائو، برای قطعی کردن قرارداد خود به اسپانیا سفر خواهد کرد. بازگشت مورینیو به رئال مادرید، بیش از آنکه یک تصمیم صرفاً فنی باشد، نشانهای از تغییر رویکرد در باشگاهی است که پس از چند فصل پرنوسان، بهدنبال احیای اقتدار از دسترفته خود است. مدیران رئال، بهویژه فلورنتینو پرز، بهخوبی میدانند که بازگرداندن چهرهای مثل مورینیو، بیش از هر چیز نشان از این دارد که باشگاه پس از یک فصل کابوسوار، به دنبال بازگشت به نظمی از دست که در طول این فصل چه در دوران آلونسو و چه در زمان هدایت آربلوا از دست رفته بود.
مورینیو در دوره نخست حضورش در مادرید، تیمی ساخت که توانست سلطه پپ گواردیولا و بارسلونا را بشکند و با ثبت ۱۰۰ امتیاز، یکی از تاریخیترین قهرمانیهای لالیگا را رقم بزند. او نهتنها از نظر تاکتیکی، بلکه از حیث ذهنی نیز رئال را به تیمی جنگنده و مقاوم تبدیل کرد؛ تیمی که دوباره باور کرد میتواند در اروپا و اسپانیا حرف اول را بزند. همین سابقه باعث شده امروز، در شرایطی که رئال از بحران نتیجهگیری و اختلافات داخلی رنج میبرد، نام مورینیو دوباره روی میز قرار گیرد. به عقیده بسیاری، مورینیو هرچند خود نتوانست با رئال به قهرمانی اروپا برسد و در سه نیمهنهایی متوالی ناکام ماند، اما او بود که پایه موفقیتهای زیدان و آنچلوتی در سالهای بعدی را گذاشت. رئال مادرید در دو سال اخیر از کسب جامهای بزرگ ناکام بوده و حتی فضای رختکن نیز دچار تنش شده است؛ موضوعی که نیاز به یک مربی مقتدر را بیش از پیش برجسته کرده است. مورینیو دقیقاً همان شخصیتی است که میتواند با ایجاد انضباط، کنترل شرایط را در دست بگیرد. او مربیای است که همواره بر ساختار دفاعی، تمرکز ذهنی و مسئولیتپذیری بازیکنان تاکید دارد؛ ویژگیهایی که در رئال فعلی کمرنگ شدهاند.
با این حال، بازگشت مورینیو تنها یک تصمیم بدون ریسک نیست. فوتبال اروپا در سالهای اخیر تغییر کرده و نسل جدیدی از بازیکنان با ذهنیت و سبک متفاوت وارد میدان شدهاند. برخی تردید دارند که آیا روشهای سنتی و اقتدارگرای مورینیو همچنان میتواند روی ستارههای امروزی، از جمله بازیکنانی مانند کیلیان امباپه، تاثیرگذار باشد یا خیر. این چالش، شاید مهمترین آزمون مربی پرتغالی در صورت بازگشت به سانتیاگو برنابئو باشد. از سوی دیگر، خود مورینیو نیز شروط مشخصی برای پذیرش این پروژه دارد. او خواهان اختیارات کامل در امور فنی و نقلوانتقالات است؛ مسألهای که نشان میدهد قصد دارد کنترل کامل تیم را در دست بگیرد و پروژه را مطابق دیدگاه خود پیش ببرد. چنین درخواستی اگرچه میتواند به انسجام بیشتر منجر شود، اما در ساختار مدیریتی رئال که همواره نقش مدیران در آن پررنگ بوده، ممکن است چالشهایی ایجاد کند.
بازگشت مورینیو را باید تلاشی برای بازگشت به «هویت رقابتی» رئال مادرید دانست؛ هویتی که بر پایه جنگندگی، تمرکز و ذهنیت برنده شکل گرفته است. این تصمیم، بیش از آنکه نگاهی به آیندهای نوآورانه باشد، رجوع به گذشتهای موفق است؛ گذشتهای که در آن، رئال تحت هدایت مورینیو دوباره به یک قدرت ترسناک در اروپا تبدیل شد. اکنون باید دید آیا این بازگشت میتواند همان تأثیر را تکرار کند یا صرفاً یک قمار بزرگ در دورهای متفاوت از فوتبال خواهد بود.
