صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • جام جهانی
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و هجده - ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و هجده - ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - صفحه ۴

نگاهی به آینده چلسی با ژابی آلونسو

آغاز یک انقلاب تاکتیکی در استمفوردبریج

انتصاب ژابی آلونسو به‌عنوان سرمربی جدید چلسی، آغاز دوره‌ای تازه برای آبی‌های لندن محسوب می‌شود؛ مربی جوانی که با عملکرد خیره‌کننده‌اش در بایرلورکوزن به یکی از جذاب‌ترین چهره‌های مربیگری فوتبال اروپا تبدیل شد. آلونسو پس از ساختن تیمی منسجم و تهاجمی در فوتبال آلمان، حالا مأموریت دشوار بازگرداندن چلسی به روزهای اوج را برعهده گرفته و بسیاری معتقدند سبک بازی او می‌تواند هویت تازه‌ای به این باشگاه بدهد.
آلونسو در بایرلورکوزن با سیستم 3-4-2-1 به موفقیت رسید، سیستمی مدرن و پیچیده که ترکیبی از پرس شدید، مالکیت توپ و سازماندهی دقیق بود. تیم او در فصل 
۲۰۲۴-۲۰۲۳ فوتبال اروپا را شگفت‌زده کرد؛ قهرمان بوندس‌لیگا و جام حذفی آلمان شد و تنها یک شکست در ۵۳ مسابقه متحمل شد. همین موفقیت‌ها باعث شد چلسی او را به‌عنوان رهبر پروژه جدید خود انتخاب کند.
 
فوتبال مبتنی بر نظم و فضا
فلسفه فوتبالی آلونسو بر کنترل فضا و استفاده حداکثری از ویژگی‌های بازیکنان استوار است. تیم‌های او با وجود میل به مالکیت توپ، هرگز صرفاً به پاسکاری بدون هدف متکی نیستند. بازیکنان در فاصله‌ای نزدیک به یکدیگر قرار می‌گیرند تا هم امکان ترکیب‌سازی فراهم شود و هم در صورت از دست رفتن توپ، ضدپرس سریع اجرا شود.
در بایرلورکوزن، ساختار سه‌دفاعه او کاملاً نامتقارن بود. آلخاندرو گریمالدو در سمت چپ نقش بازیساز پنهان را داشت و گاه به خط دفاع اضافه می‌شد، در حالی که جرمی فریمپونگ در سمت راست بیشتر شبیه یک مهاجم بازی می‌کرد. این دو وینگ‌بک در مجموع آمار فوق‌العاده‌ای از گل و پاس گل ثبت کردند و نقش کلیدی در حملات تیم داشتند.
آلونسو برخلاف دوران بازی‌اش که استاد پاس‌های بلند قطری بود، به‌عنوان مربی علاقه‌ای به ارسال توپ‌های بلند مداوم ندارد. او ترجیح می‌دهد تیمش با پاس‌های کوتاه و جابه‌جایی‌های سریع، خطوط دفاعی حریف را باز کند. در این میان، هافبک‌هایی مانند گرانیت ژاکا و فلورین ویرتس نقش محوری در انتقال توپ و خلق موقعیت داشتند.
 
شباهت‌هایی با چلسی گذشته
سیستم آلونسو شباهت‌هایی به دوران موفق آنتونیو کونته و توماس توخل در چلسی دارد؛ دورانی که وینگ‌بک‌ها نقش مهمی در ساختار هجومی تیم ایفا می‌کردند. در آن سال‌ها، مارکوس آلونسو، ویکتور موزس، بن چیلول و ریس جیمز عناصر کلیدی حملات چلسی بودند و حالا احتمال دارد آلونسو دوباره چنین ساختاری را در استمفوردبریج احیا کند. البته پرسش اصلی درباره توانایی ریس جیمز برای اجرای این نقش است. کاپیتان چلسی طی سال‌های اخیر بارها مصدوم شده و مشخص نیست بتواند در سیستمی با دوندگی و فشار بالا دوام بیاورد. مالو گوستو از نظر فیزیکی ویژگی‌های لازم برای ایفای نقش مشابه فریمپونگ را دارد، اما هنوز در فاز هجومی به همان سطح از تأثیرگذاری نرسیده است. در سمت چپ نیز وضعیت متفاوت است. مارک کوکوریا بازیکنی باهوش و منظم است، اما برخلاف گریمالدو بیشتر در حرکات بدون توپ مؤثر است تا بازیسازی مستقیم. به همین دلیل احتمال دارد چلسی برای تکمیل ایده‌های آلونسو به جذب بازیکنان جدید در این پست‌ها فکر کند.
 
نیاز به بازسازی در خط دفاع
یکی از مهم‌ترین چالش‌های آلونسو، سامان دادن به خط دفاعی چلسی خواهد بود. آبی‌های لندن در سال‌های اخیر بارها مقابل تیم‌های فیزیکی آسیب‌پذیر نشان داده‌اند و کمبود یک مدافع مقتدر کاملاً محسوس بوده است.
وسلی فوفانا فصل پرنوسانی را پشت سر گذاشت و تیاگو سیلوا نیز دیگر در تیم حضور ندارد. توسین آدارابیویو اگرچه مدافعی قابل اعتماد است، اما سرعت کافی برای دفاع در خط بالا را ندارد. جورل هاتو و جاش آچیمپونگ استعدادهای جوانی هستند که هنوز به تجربه بیشتری نیاز دارند. در این میان، تروو چالوبا شاید گزینه‌ای جالب برای آلونسو باشد. او توانایی بازی در چند پست را دارد و حتی ممکن است نقشی مشابه رابرت آندریش در لورکوزن ایفا می‌کرد، به‌عنوان هافبک تخریبی مورد استفاده قرار گیرد.
 
پالمر؛ مهره کلیدی پروژه جدید
یکی از مهم‌ترین دلایل خوشبینی هواداران چلسی، وجود بازیکنانی است که کاملاً با فوتبال آلونسو سازگار به نظر می‌رسند. لوی کولویل توانایی فوق‌العاده‌ای در ارسال پاس‌های عمقی از خط دفاع دارد و رومئو لاویا نیز هافبکی است که می‌تواند خطوط پرس حریف را بشکند. مویسس کایسدو، آندری سانتوس و انزو فرناندز نیز کیفیت بالایی در بازی عمودی دارند. با این حال، بسیاری معتقدند انزو در نقش هافبک هجومی آزاد می‌تواند مؤثرتر باشد؛ نقشی مشابه فلورین ویرتس در بایرلورکوزن.
اما مهم‌ترین ستاره این پروژه احتمالاً کول پالمر خواهد بود. خلاقیت، هوش و توانایی بازی بین خطوط باعث شده بسیاری او را بهترین گزینه برای ایفای نقش «ویرتسِ چلسی» بدانند. هرچند پالمر این فصل افت‌هایی داشته، اما سبک بازی او کاملاً با فوتبال آلونسو هماهنگ است. ژوائو پدرو نیز مهاجمی است که می‌تواند در سیستم جدید بدرخشد. او نه‌تنها یک شماره ۹ کلاسیک نیست، بلکه قابلیت عقب آمدن، بازیسازی و مشارکت در گردش توپ را هم دارد؛ ویژگی‌ای که آلونسو برای مهاجمانش بسیار ارزشمند می‌داند.
 آینده مبهم برای وینگرها
در مقابل، برخی وینگرهای چلسی ممکن است با ورود آلونسو جایگاه ثابتی نداشته باشند. آلخاندرو گارناچو و جیمی گیتنز بازیکنانی هستند که بیشتر در سیستم‌های سنتی کناری عملکرد خوبی دارند و شاید تطبیق با ساختار جدید برایشان دشوار باشد.
البته استوائو ویلیان به دلیل توانایی بازی در مرکز زمین می‌تواند شانس بیشتری داشته باشد. همچنین پدرو نتو هم شاید در نقش‌های مرکزی مؤثر ظاهر شود. حتی این احتمال وجود دارد که برخی بازیکنان کناری، مشابه ویکتور موزس در دوران کونته، به وینگ‌بک تبدیل شوند.
 
پروژه‌ای که به زمان نیاز دارد
با وجود تمام این تحلیل‌ها، هیچ تضمینی وجود ندارد که آلونسو دقیقاً همان سیستم بایرلورکوزن را در چلسی اجرا کند. او مربی انعطاف‌پذیری است و در دوره کوتاه حضورش در رئال مادرید نیز نشان داد بسته به ویژگی‌های بازیکنان، سیستم‌های متفاوتی را امتحان می‌کند.
مشکل اصلی آلونسو در مادرید تاکتیکی نبود، بلکه به مدیریت رختکن و فضای سیاسی باشگاه مربوط می‌شد. در مقابل، چلسی تیمی جوان‌تر و منعطف‌تر دارد و احتمالاً پذیرش ایده‌های مربی اسپانیایی در آن آسان‌تر خواهد بود.
در نهایت، چلسی ژابی آلونسو پروژه‌ای هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد. او مجموعه‌ای از استعدادهای جوان و باکیفیت در اختیار دارد و اگر حمایت مدیریتی لازم را دریافت کند، می‌تواند دوباره آبی‌های لندن را به یکی از قدرت‌های اصلی فوتبال اروپا تبدیل کند؛ تیمی که این بار بر پایه نظم، انعطاف تاکتیکی و فوتبال مدرن ساخته خواهد شد.

جستجو
آرشیو تاریخی