تکرار مدیریتی در فدراسیون راکد ورزشهای آبی
یک انتخاب تکراری!
فائزه زمانی
خبرنگار
انتخاب دوباره محسن رضوانی برای چهارمین دوره متوالی ریاست فدراسیون ورزشهای آبی، بیشتر از آنکه یک انتخابات رقابتی باشد، تصویری از تکرار مدیریتی در یکی از کمرمقترین فدراسیونهای ورزش ایران است؛ فدراسیونی که سالهاست با رؤیای پیشرفت زندگی میکند اما در عمل هنوز از کمبود زیرساخت، ضعف استعدادیابی و عقبماندگی در شنا رنج میبرد.
مجمع انتخاباتی فدراسیون ورزشهای آبی در شرایطی برگزار شد که از سه نامزد ثبتنام کرده، دو نفر قبل از رأیگیری کنار رفتند؛ یکی به دلیل عدم حضور و دیگری با اعلام انصراف. نتیجه از قبل قابل پیشبینی بود؛ رضوانی با ۴۶ رأی از مجموع آرای مأخوذه، بار دیگر رئیس شد. انتخابی که اگرچه از نظر قانونی با توجه به عضویت او در هیأترئیسه فدراسیون جهانی ورزشهای آبی مانعی نداشت، اما از منظر فنی و عملکردی، پرسشهای فراوانی را به وجود میآورد. معمولاً رئیس فدراسیون توسط مجمع برای یک دوره چهارساله انتخاب میشود و انتخاب مجدد برای حداکثر ۲ دوره دیگر (جمعاً سه دوره متوالی یا متناوب) بلامانع است. همچنین در صورتی که رئیس فدراسیون، یکی از اعضای هیأت رئیسه جهانی یا رئیس، نایب رئیس و دبیرکل کنفدراسیونهای آسیایی مربوطه باشد، انتخاب مجدد او تا زمان تصدی پستهای مورد اشاره بیشتر از سه دوره بلامانع است. هفتم مرداد ماه سال گذشته بود که محسن رضوانی به عنوان رئیس فدراسیون ورزشهای آبی با رأی اعضای مجمع عمومی فدراسیون جهانی ورزشهای آبی، به عضویت هیأترئیسه این نهاد بینالمللی درآمد تا حالا ریاست او درچهارمین دوره متوالی از نظرقانونی ایرادی نداشته باشد.
اما واقعیت این است که شنا در ایران هنوز با استانداردهای قاره آسیا هم فاصله قابل توجهی دارد. در تمام این سالها بارها درباره توسعه زیرساختها، ساخت استخرهای استاندارد، تربیت مربیان مدرن و سرمایهگذاری روی ردههای پایه صحبت شد، اما خروجی ملموس چه بود؟ نه سهمی جدی در رقابتهای جهانی و حتی آسیایی دیده شد، نه ستارهای پایدار در سطح بینالمللی معرفی شد و نه حتی لیگ داخلی توانست به جریان مؤثری برای رشد این رشته تبدیل شود. 12 سال زمان کمی نیست. این مدت برای ساختن یک نسل طلایی کافی بود؛ نسلی که بتواند شنای ایران را از حضور تشریفاتی در مسابقات آسیایی عبور دهد. اما امروز همچنان شناگران ایرانی بیشتر برای شکستن رکوردهای داخلی رقابت میکنند تا نزدیک شدن به سطح اول آسیا. این یعنی مشکل فقط کمبود استعداد نیست؛ بلکه بحران در مدیریت و برنامهریزی ریشه دارد.
البته در میان رشتههای زیرمجموعه فدراسیون، نمیتوان موفقیتهای واترپلو را نادیده گرفت. تیم ملی واترپلو در این سالها پیشرفت محسوسی داشته و مدالهای تاریخی کسب کرده است تا جایی که در حال حاضر میشود گفت در میان چهار قدرت برتر آسیا قرار دارد. هرچند مدیریت بهتر میتوانست شرایط این رشته را هم با ثبات بهتری همراه کند اما این موفقیتها نشان میدهد اگر برنامهریزی اصولی وجود داشته باشد، امکان رشد در ورزش غیرممکن نیست. اما داستان اینجاست که چرا همین الگو هرگز در شنا و شیرجه دنبال نشد. به هرجهت انتخاب چهارمین بار رضوانی شاید برای مدیران ورزش ایران اتفاقی عادی باشد، اما در واقعیت نشانهای از چرخه بسته مدیریتی در ورزش ایران است؛ چرخهای که در آن تغییر، رقابت و پاسخگویی جای خود را به تداوم داده است. حالا رئیس قدیمی فدراسیون یک دوره دیگر فرصت دارد تا ثابت کند این تکرار طولانی فقط حفظ صندلی نیست.
