کاراته ایران بین گذشته پرافتخار و آینده مبهم
ناگویا راه نجات یا دره سقوط؟
فائز زمانی
خبرنگار
کاراته ایران سالها یکی از مطمئنترین رشتههای کاروان ورزش ایران در بازیهای آسیایی بوده؛ رشتهای که هر زمان وزنهبرداری، کشتی یا تکواندو دچار نوسان میشدند، با مدالهای طلای خود بار کاروان را به دوش میکشید و اجازه نمیداد دست ایران از سکوها کوتاه بماند. اما حالا همین رشته پرافتخار در آستانه بازیهای آسیایی ناگویا بیشتر از هر زمان دیگری با ابهام و نگرانی روبهرو است. نگرانیهایی که ریشه آن را باید در سیر نزولی نتایج کاراته طی سه دوره اخیر بازیهای آسیایی جستوجو کرد. نگاهی به کارنامه کاراته ایران در سه دوره گذشته، بهخوبی نشان میدهد این رشته از قله فاصله گرفته است. در بازیهای آسیایی ۲۰۱۴ اینچئون، کاراته ایران با کسب ۳مدال طلا و ۲برنز عملکردی درخشان داشت و یکی از ستونهای اصلی موفقیت کاروان ایران بود. چهار سال بعد در جاکارتا، اگرچه تعداد طلاها به ۲نشان کاهش یافت، اما مجموع مدالها با ۲طلا، ۳نقره و ۳برنز همچنان قابل قبول بود و عملکردی صددرصدی رقم زد. اما سقوط واقعی در هانگژو اتفاق افتاد؛ جایی که تیم ملی کاراته ایران تنها با یک مدال طلای سجاد گنجزاده و دو برنز سارا بهمنیار و فاطمه سعادتی به کار خود پایان داد. نتیجهای که نهتنها با انتظارات فاصله داشت، بلکه به منزله زنگ خطری جدی محسوب میشد. بخش مهمی از ناکامی هانگژو را باید در اصرار چندساله به استفاده از چهرههای قدیمی جستوجو کرد؛ سیاستی که باعث شد نسل جوانتر کاراته ایران سالها پشت درهای تیم ملی بماند و فرصت تجربهاندوزی در میادین بزرگ را از دست بدهد. حالا اما به نظر میرسد فدراسیون و کادرفنی تا حدی متوجه این اشتباه شدهاند و البته با پا به سن گذاشتن نسل قدیمی چارهای هم جز این نداشتند. ترکیبهای اخیر تیم ملی نشان میدهد بسیاری از چهرههای قدیمی کنار رفتهاند و فرصت بیشتری به نیروهای جوان و باانگیزه داده شده است؛ اتفاقی که اگرچه دیر رخ داد، اما شاید آخرین فرصت برای بازسازی کاراته ایران باشد. در این میان، مهمترین تغییر به نیمکت تیم ملی مربوط میشود. بعد از ده سال حضور شهرام هروی در رأس کادرفنی، سجاد گنجزاده پرافتخارترین کاراتهکای ایران، هدایت تیم ملی را برعهده گرفته است. انتخابی که از یکسو میتواند روح تازهای به تیم بدهد و از سوی دیگر، نگرانیهای جدی به همراه دارد. گنجزاده در دوران قهرمانی، ویترینی پر از افتخار دارد و یکی از بزرگترین نامهای تاریخ کاراته ایران محسوب میشود، اما در عرصه مربیگری هنوز کارنامه قابل اتکایی ندارد. همین موضوع باعث شده بخشی از جامعه کاراته نسبت به آینده تیم ملی مردد باشند؛ بویژه اینکه نتایج اخیر ایران در برخی رقابتهای بینالمللی هم چندان امیدوارکننده نبوده است. با این حال، حضور شهرام هروی بهعنوان مدیر فنی شاید بتواند بخشی از این نگرانیها را کاهش دهد؛ مربی باتجربهای که سالها نبض تیم ملی را در اختیار داشته و حالا قرار است در نقش پشتپرده، مسیر بازسازی را هدایت کند. البته موفقیت این مدل مدیریتی، کاملاً وابسته به میزان اختیاری است که هروی برای تصمیمسازی و اعمال نظر خواهد داشت.
در بخش زنان اما شرایط تا حدی متفاوت است. اگرچه تیم بانوان در هانگژو تنها به دو مدال برنز رسید و از نظر نتیجه، عملکردی پایینتر از حد انتظار داشت، اما بعد از آن روند فنی تیم در دوران هدایت پگاه زنگنه تا حد زیادی امیدوارکننده بوده است. بسیاری معتقدند تیم زنان ایران در حال پوستاندازی موفقی است و اگر اتفاق غیرمنتظرهای رخ ندهد، دختران کاراتهکای ایران همچنان میتوانند یکی از امیدهای اصلی مدالآوری در ناگویا باشند و دوباره آبروی کاراته ایران را بخرند. با همه این تفاسیر، واقعیت این است که کاراته ایران دیگر آن قدرت بلامنازع گذشته در آسیا نیست. رقبای سنتی پیشرفت کردهاند، نسل طلایی ایران پا به سن گذاشته و فشار توقعات هم بیش از همیشه شده است. از سوی دیگر، تأکید مداوم احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان بر اهمیت مدال طلا، فشار مضاعفی روی رشتههایی مثل کاراته ایجاد کرده؛ رشتهای که همواره از آن انتظار درخشش وجود داشته است. حالا کاراته ایران در آستانه یک آزمون بزرگ قرار دارد. زمان هنوز برای ترمیم این تیم وجود دارد، اما فرصت اشتباه تقریباً تمام شده است. بیشک ناگویا میتواند نقطه بازگشت کاراته ایران به روزهای پرافتخار باشد یا مهر تأییدی بر بحرانی که مدتهاست آرامآرام در حال شکل گرفتن است.
