نخستین اخراج مارادونا

تلخ‌ترین آغاز برای بزرگترین ستاره

جام جهانی ۱۹۸۲ اسپانیا، در حافظه‌ تاریخ فوتبال به عنوان نقطه‌ عطفی ثبت شده است اما نه صرفاً به دلیل قهرمانی ایتالیا. این آوردگاه، شاهد تولد یک اسطوره به نام دیگو آرماندو مارادونا بود؛ جوان ۲۱ ساله‌ای از بوئنوس آیرس که تمام ملت آرژانتین، امیدهای خود را بر دوش او نهاده بودند. مارادونا پیش از آن، با دو بازی درخشان مقابل بلژیک و مجارستان، دو گل نیز به ثمر رسانده بود، اما سرنوشت، تقابلی بزرگتر را برای او رقم زده بود، مسابقه‌ حذفی مقابل برزیل در مرحله‌ دوم گروهی. 
در ورزشگاه ساریای بارسلونا، دو رقیب همیشگی آمریکای جنوبی به مصاف هم رفتند. آرژانتین، مدافع عنوان قهرمانی، در برابر نسل طلایی برزیل با ستارگانی همچون زیکوو فالکائو صف‌آرایی کرده بود. مارادونا در طول بازی، تحت شدیدترین مراقبت‌های مدافعان برزیلی قرار داشت. ضرباتی که از هر طرف به او وارد می‌شد، او را به هدفی در دسترس بدل کرده بود. او زمین می‌خورد، بلند می‌شد و دوباره به توپ حمله می‌کرد، اما ناکامی تیمش در گلزنی و فاصله‌ نتیجه، خشم جوانی را در وجودش شعله‌ور ساخت. 
در دقیقه‌ ۸۵، در حالی که برزیل با سه گل پیش بود، ناامیدی به اوج خود رسید. مارادونا در یک درگیری با باتیستا، مدافع برزیلی، توپ را از دست داد. او که دیگر قادر به کنترل خشم خود نبود، با ضربه‌ای زشت از پشت به شکم باتیستا کوبید. آبراهام کلین، داور مسابقه، لحظه‌ای تردید نکرد و کارت قرمز مستقیم را به مارادونا نشان داد.  این اخراج، نخستین و تلخ‌ترین تجربه‌ حذف از جام جهانی برای او بود. مارادونا با چشمانی گریان و بغضی در گلو، زمین را ترک کرد. مطبوعات آرژانتین و جهان، او را «پسر بد» خطاب کردند و بسیاری، پایان یک نسل را پیش‌بینی کردند اما واقعیت چیز دیگری بود.  این اخراج، درسی بزرگ در زمینه‌ بلوغ و خودکنترلی بود. دیگو بعدها اعتراف کرد که آن شب در رختکن گریه کرده و به خود قول داده است که هرگز چنین اشتباهی را تکرار نکند. چهار سال بعد، در مکزیک ۱۹۸۶، همان مارادونای خشمگین و سرکش، به فرمانده‌ای خردمند بدل شد که با «دست خدا» و «گل قرن»، آرژانتین را به مقام قهرمانی رساند.  نخستین اخراج مارادونا، پایان یک آغاز نبود؛ بلکه آتشی زیر خاکستر، که قرار بود در شب‌های مکزیک، فروزان‌تر از همیشه شعله‌ور شود.
جستجو
آرشیو تاریخی