دو باشگاه صنعتی از زیر چتر حمایت فولاد خارج میشوند
بخش خصوصی ناجی هویت فولاد و سپاهان
حمیدرضا عرب
خبرنگار
در پی بروز مشکلات برای صنعت فولاد کشور در شرایط ناشی از جنگ و فشارهای اقتصادی، زمزمههایی درباره تغییر ساختار مالکیتی برخی باشگاههای وابسته به این صنعت از جمله فولاد خوزستان و فولاد مبارکه سپاهان اصفهان به گوش میرسد.
بررسیها نشان میدهد که برخلاف شایعات اولیه مبنی بر احتمال انحلال یا فروش کامل این باشگاهها، سیاستگذاران به دنبال راهکاری میانه هستند؛ راهکاری که ضمن حفظ هویت و جایگاه این تیمها، بار مالی آنها را از دوش صنایع مادر بردارد.
در مورد باشگاه فولاد خوزستان، گزارشها حاکی از آن است که این باشگاه با بدهی انباشتهای بالغ بر ۵۰۰میلیارد تومان مواجه است. چنین رقمی در صورت تأیید میتواند یکی از مهمترین موانع در مسیر واگذاری باشد. زیرا هرگونه انتقال مالکیت به بخش خصوصی، مستلزم تعیین تکلیف بدهیها و شفافسازی وضعیت مالی باشگاه است.
این موضوع نهتنها بر جذابیت سرمایهگذاری تأثیر میگذارد، بلکه ریسک ورود سرمایهگذاران جدید را نیز افزایش میدهد.
در همین حال، شرایط مشابهی برای سپاهان اصفهان نیز قابل تصور است. هرچند این باشگاه از نظر ساختار مدیریتی و منابع مالی در سالهای اخیر ثبات بیشتری داشته، اما وابستگی آن به کارخانههای صنعتی فولاد مبارکه باعث شده که در شرایط کنونی، با چالشهایی مشابه مواجه شود. کاهش توان مالی صنایع بهدلیل اولویتبندی هزینهها در شرایط بحرانی، موجب شده تا ادامه حمایتهای مالی سنگین از باشگاهها با تردید همراه شود.
با این حال، نکته مهم این است که هیچ نشانهای از تمایل برای حذف یا تضعیف این باشگاههای ریشهدار وجود ندارد. فولاد خوزستان و سپاهان اصفهان، هر دو از جمله تیمهایی هستند که نهتنها سابقه قهرمانی در فوتبال ایران دارند بلکه از پایگاه اجتماعی گسترده و هواداران پرشمار در شهرهای خود برخوردارند. در اهواز و اصفهان، این تیمها بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی شهرشان محسوب میشوند و حذف آنها میتواند تبعاتی فراتر از حوزه ورزش داشته باشد.
بر همین اساس، سناریوی محتمل، واگذاری تدریجی و مدیریتشده این باشگاهها به بخش خصوصی است. اما این انتقال نیازمند دقت و برنامهریزی بسیار بالاست.
تجربههای گذشته در فوتبال ایران نشان داده که خصوصیسازی بدون زیرساختهای مناسب میتواند به بیثباتی مدیریتی، مشکلات مالی و حتی سقوط تیمها منجر شود. بنابراین، انتخاب سرمایهگذاران توانمند، تدوین مدلهای درآمدزایی پایدار و نظارت دقیق نهادهای مربوطه از الزامات این فرایند خواهد بود.
از سوی دیگر، این پرسش اساسی مطرح است که آیا بخش خصوصی در فوتبال ایران، توانایی اداره باشگاههایی با این سطح از هزینه و انتظارات را دارد یا خیر. نبود نظام حرفهای درآمدزایی، وابستگی شدید به منابع بیرونی و ضعف در زیرساختهای اقتصادی فوتبال از جمله چالشهایی هستند که میتوانند مسیر خصوصیسازی را دشوار کنند.
آنچه مسلم است آینده فولاد و سپاهان نه در انحلال، بلکه در تحول ساختاری و تغییر مدل مالکیت رقم خواهد خورد. اگر این فرایند با دقت، شفافیت و نگاه بلندمدت انجام شود، میتواند به الگویی موفق برای سایر باشگاههای کشور تبدیل شود. اما در غیر این صورت خطر از دست رفتن بخشی از سرمایههای ارزشمند فوتبال ایران همچنان وجود خواهد داشت.
به هرحال جامعه فوتبال امیدوار است که در این شرایط اگرچه مشکلاتی در راستای تأمین بودجه برای این دو باشگاه وجود دارد، اما انتقال مناسبی صورت گیرد تا دو باشگاه با تأمین بودجه خود از طرق دیگر به حیات خود ادامه دهند.
