صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • جام جهانی
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و شش - ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و شش - ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - صفحه ۷

جنگ نمی‌شد تیم ملی قطعاً از گروهش صعود می‌کرد

ستار زارع: بیشتر از هر کسی قلی‌زاده را درک می‌کنم

با مصدومیت قبل از جام جهانی خیلی ضرر کردم و مسیر فوتبالم عوض شد چون قرار بود لژیونر شوم

اتفاقی که برای علی قلی‌زاده رخ داد فوق‌العاده ناراحت‌کننده و دردناک بود. قلی‌زاده یکی از آماده‌ترین لژیونرهای فوتبال ایران بود که این‌بار می‌توانست در ترکیب اصلی تیم ملی بدرخشد و جزو ستاره‌های قابل پیش‌بینی یوزها در جام جهانی باشد اما یک مصدومیت دردناک این مهم را با اما و اگر مواجه کرد. مصدومیت قبل از جام جهانی بدترین و دردناک‌ترین نوع مصدومیت‌های فوتبالی به شمار می‌آید بخصوص وقتی قرار باشد در بزرگترین آوردگاه فوتبال در ترکیب اصلی، پیراهن تیم ملی کشورت را به تن کنی و یک دنیا، تماشاگر هنر فوتبالت باشند. این اتفاقی بود که برای ستار زارع قبل از جام جهانی 2006 رخ داد و او با بدشانسی حضور در ترکیب اصلی تیم ملی و بازی در جام جهانی را از دست داد. تجربه بزرگی که دیگر هیچ گاه فرصتی برای تحقق آن پیدا نشد. گفت‌وگو با ستار زارع، مدافع چپ شیرازی سال‌های نه چندان دور تیم ملی و سرمربی سابق تیم شهرراز شیراز را می‌خوانید:

محمد قراگزلو
خبر‌نگار


 می‌خواهم از آن مصدومیت تلخ صحبت کنی. شما در بازی با بوسنی قبل از رفتن به آلمان هم در ترکیب اصلی بازی کردی...
بله و در بازی با کرواسی که فکر می‌کنم 15 روز قبل از جام جهانی برگزار شد هم بودم اما نهایت بدشانسی نصیبم شد. فکر می‌کنم یکی از آماده‌ترین دوران ورزشی‌ام همان زمان بود اما با بدشانسی جام جهانی را از دست دادم و نتوانستم بازی کنم. به شخصه خیلی برایم سخت بود و مسیر زندگی حرفه‌ای‌ام عوض شد.
آن زمان چند ساله بودی؟
23 سال.
برای برق شیراز بازی می‌کردی؟
بله.
عجیب بود که بازیکنی از برق شیراز به ترکیب اصلی تیم ملی می‌رسید چون معمولاً تیم ملی متشکل از بازیکنان استقلال، پرسپولیس، پاس و لژیونرها بود.
درست است ولی یکی دو سالی بود با حضور بلاژویچ و بعد برانکو این سیستم تغییر کرده و از آن حالت دو قطبی خارج شده بود. یعنی هر کسی لیاقت و استحقاق حضور در تیم ملی را داشت، دعوت می‌شد.
بله، آن زمان بازیکنان زیادی از فولاد خوزستان هم دعوت می‌شدند.
بله من هم مثل همان‌ها دعوت شدم و زیر نظر کادر فنی در تیم ملی حضور داشتم.
از روز مصدومیتت بگو. فکر می‌کنم در اردوی فریدریش هافن آلمان اتفاق افتاد.
بله، درست است. دقیقاً دو روز قبل از اولین بازی تیم ملی مقابل مکزیک بود که در یک صحنه پایم پیچید.
فوتبال بود یا تمرین؟
بازی درون تیمی بود، اتفاقاً اواخر تمرین هم بود. نه برخوردی نه چیزی. در صدم ثانیه چند تا فکر توی سرم آمد و حلاجی کردم که چه کار کنم. در آن لحظه تصمیم گرفتم با سرعتی که داشتم بایستم که این اتفاق افتاد.
حتماً خیلی برایت سخت بود. از حال و هوایت بعد از آن مصدومیت می‌گویی؟
واقعاً قابل وصف نیست، خیلی سخت است چون جام جهانی را از دست داده‌ بودم. حالم خیلی خراب بود. امیدوارم برای هیچ کس چنین اتفاقی رخ ندهد بخصوص قبل از رویدادی مثل جام جهانی.
گریه هم کردی؟ کسی دلداری‌‎ات داد؟
گریه که... نگویم برایتان، خیلی سخت است چون جوان هم بودم ولی همه دوستان، اعضای کادر فنی و عوامل فدراسیون که ایرانی بودند، دلداری‌ام می‌دادند اما فکر نمی‌کنم سنگین‌تر از این ناراحتی در فوتبال چیز دیگری باشد.
از بعد از مصدومیتت بگو. در آلمان ماندی یا برگشتی ایران؟
نمی‌خواستم بمانم چون حالم خیلی بد بود. خدا پدر و مادر دکتر دادکان را بیامرزد. آنجا برخورد بدی با من کرد و گفت حتماً باید بمانی و جراحی کنی.
 یعنی در همان آلمان جراحی شدی؟
خیلی حضور ذهن ندارم ولی یادم می‌آید به اتریش رفتم تا مایع داخل زانویم را تخلیه کنند و بعد برگشتم آلمان و 10 روز بعد جراحی شدم.
برانکو بعد از مصدومیتت چه برخوردی داشت؟
واقعاً ناراحت بود. جالب است بگویم حتی وقتی بعد از مصدومیت به بیمارستان رفتم تا عکسبرداری انجام شود، پزشکان تیم ملی هیچ چیزی درباره پارگی رباط صلیبی به من نگفتند و خودم اصلاً خبر نداشتم که این اتفاق افتاده است. چون می‌گویند اگر به برخی بازیکنان که این اتفاق برای‌شان رخ داده استرس وارد نکنید، شاید بتوانند بازی کنند. به همین خاطر سر تمرین رفتم که اگر بتوانم بازی کنم اما پایم خالی می‌کرد و آنجا بود که به من گفتند رباط صلیبی پاره کرده‌ای و فهمیدم متأسفانه جام جهانی را از دست داده‌ام.
شاید اگر الان این اتفاق می‌افتاد با توجه به سرعت خبررسانی در پیام‌رسان‌های اینترنتی خیلی زودتر می‌فهمیدی.
بله مثل الان مد نبود که خیلی زود خبرها بپیچد. بعد از آن همه محبت داشتند و دلداری می‌دادند اما دیگر هیچ فایده‌ای نداشت.
 بازی‌های تیم ملی در جام جهانی 2006 را از نزدیک دیدی؟
دو تای اول مقابل مکزیک و پرتغال در ورزشگاه بودم اما در بازی سوم مقابل آنگولا در بیمارستان حضور داشتم.
 بعد از مصدومیت تو، محمد نصرتی به دفاع چپ آمد و بازی کرد.
بله اول آقا یحیی بود، بعد آقا یحیی رفت کنار رحمان رضایی در دفاع میانی و محمد نصرتی به دفاع چپ آمد. قبلش قرار بود من و حسین کعبی چپ و راست باشیم و رحمان و نصرتی در مرکز بازی کنند اما آقا یحیی به ترکیب اضافه شد و در بازی اول گل هم زد.
با این حساب تا اردوی نهایی رقیب مستقیمی هم در دفاع چپ به عنوان بازیکن متخصص نداشتی؟
مستقیم نه ولی بسته به شرایط بازی و تدابیر کادر فنی تغییراتی در ترکیب انجام می‌شد.
چقدر طول کشید تا بعد از آن مصدومیت و جراحی برگردی و برای تیم ملی بازی کنی؟
من دقیقاً 5 ماه بعد از عمل جراحی‌ام بازی کردم.
خیلی زود بوده چون معمولاً 8،7 ماه طول می‌کشد تا بازیکن بعد از این جراحی برگردد و بازی کند.
بله عمل جراحی‌ام خیلی خوب بود. خودم هم کله‎‌شق بودم و توانستم بازی کنم. آن زمان بیژن ذوالفقارنسب سرمربی برق شیراز بود که به من بازی داد و یک ماه بعد از بازی کردن برای برق توسط قلعه‌نویی به تیم ملی دعوت شدم. واقعاً خیلی انگیره داشتم و به همین خاطر دوباره خیلی زود به تیم ملی برگشتم.
اولین بازی ملی‌ات بعد از بازگشت از مصدومیت کدام مسابقه بود؟
بازی با مکزیک، که در این کشور بازی دوستانه داشتیم که فیکس بازی کردم. بعد از آن هم که دایی و قطبی سرمربی تیم ملی شدند.
یعنی در مقدماتی جام جهانی 2010 هم عضوی از تیم ملی بودی؟
بله. ولی تیم ملی به جام جهانی صعود نکرد و من هم بدشانس بودم که دیگر نتوانستم در این تورنمنت بازی کنم.
فکر می‌کنم قبل از جام جهانی بازیکنان زیادی مصدوم بودند اما بالاخره به تورنمنت رفتند. مثلاً فریدون زندی، محرم نویدکیا، وحید هاشمیان یا مهدی مهدوی‌کیا.
هاشمیان نه اما فریدون مصدومیت داشت، محرم هم که وقتی من خط خوردم به جای من اضافه شد. آقای مهدوی‌کیا هم کمردرد کهنه‌ای داشت اما با درد بازی کرد.
بعد از بازی با مکزیک که سه بر یک باختیم، پیامک‌های عجیبی علیه علی دایی ساخته شد و خیلی‌ها به او حمله کردند که دیگر پیر شده و نباید بازی می‌کرد و به همین خاطر در بازی با پرتغال نیمکت‌نشین شد. نظر شما درباره اتفاقات آن روزها چیست؟
اتفاق عجیبی بود. فکر می‌کنم علی آقا جزو بزرگترین فوتبالیست‌های تاریخ ایران است و واقعاً هم خوب بود اما حمله ناجوانمردانه‌ای علیه‌اش راه افتاد. به نظر من همان زمان علی آقا بهترین بود و روی ما و بازیکنان جوان تأثیر می‌گذاشت.
فکر می‌کنی اگر در آن تورنمنت بازی می‌کردی مثلاً در بازی با مکزیک، صحنه‌ای که رحمان رضایی و میرزاپور اشتباه کردند یا گل‌های دیگری که خوردیم، می‌توانستی اثرگذار باشی و نتیجه چیز دیگری می‌شد؟
نمی‌شود گفت اگر من بودم بهتر می‌شد. شاید اگر من هم بودم آن اشتباه را انجام می‌دادم. بالاخره تا اشتباهی رخ ندهد گلی در فوتبال ثبت نمی‌شود. آن روز قرعه به نام رحمان افتاده بود تا آن اشتباه را انجام دهد و ممکن بود برای هر بازیکن دیگری هم اتفاق بیفتد اما من به شخصه از نبودن در جام جهانی ضرر کردم.
چه ضرری؟
قرار بود بعد از آن جام جهانی به اروپا ترانسفر شوم.
کدام باشگاه؟
نمی‌دانم، چیزی نگفتند اما همه چیز آماده بود. تقریباً قرارداد آماده بود و منتظر بودند در جام جهانی بازی کنم که آن اتفاق افتاد.
با بررسی دوباره بازی‌های آن جام به نظر می‌رسد می‌شد نتایج بهتری گرفت. مثلاً تیم ملی در نیمه اول بازی با مکزیک خیلی خوب بود و یک گل هم پیش افتاد اما با اشتباهات عجیب بازی را داد.
خدایی تیم‌مان خوب بود. همان طور که شما گفتید نیمه اول مقابل مکزیک خیلی خوب بازی کردیم. در همان نیمه اول یکی دو صحنه واقعاً بدشانس بودیم که توپ‌های‌مان گل نشد. مثلاً وحید هاشمیان که همیشه خیلی ساده به توپ ضربه می‌زد در یک صحنه قصد داشت حرکتی تکنیکی انجام بدهد که موقعیت گل را از دست داد. اگر یکی از آن توپ‌ها تبدیل به گل می‌شد و دو هیچ جلو می‌افتادیم، می‌توانستیم آن مسابقه را ببریم و اگر در بازی اول تورنمنت برنده می‌شدیم 70 درصد راه صعود را طی کرده بودیم. البته در بازی با پرتغال هم با اینکه موقعیت‌های زیادی نداشتیم اما خیلی خوب بازی کردیم.
درباره اتفاقی که برای علی قلی‌زاده افتاد چه نظری داری؟
واقعاً ناراحتم. واقعاً سخت است. بازیکن این همه سال زحمت کشیده و برای حضور در جام جهانی به مرز آمادگی رسیده اما در فاصله 40 روز مانده به تورنمنت مصدوم شده است. من بیشتر از هر کسی درکش می‌کنم چون این درد را کشیده‌ام اما زندگی ادامه دارد و ان‌شاءالله اتفاقات بهتری برای این بازیکن بیفتد.
اتفاقاً قلی‌زاده هم یکی از آماده‌ترین لژیونرهای‌مان بود و مثل تو قرار بود در ترکیب اصلی تیم ملی در جام جهانی بازی کند.
بله، متأسفانه مهره خوبی را از دست دادیم اما بچه‌های دیگر هستند و امیدوارم جایش را پر کنند.
درباره حضور تیم ملی در جام جهانی و نتایج احتمالی در این تورنمنت چه نظری داری؟
اول می‌خواهم بگویم ان‌شاء‌الله که هیچ اتفاقی نمی‌افتد و تیم ملی به جام جهانی می‌رود و بازی خواهد کرد.
 اگر این جنگ تحمیلی اتفاق نمی‌افتاد مطمئناً با شرایط خیلی بهتری می‌توانستیم به این تورنمنت برویم چون لیگ تعطیل شد و مشکلات زیادی در انجام بازی‌های دوستانه به وجود آمد. اگر این مشکلات نبود می‌گفتم قطعاً از گروه‌مان صعود می‌کنیم اما الان یک مقدار کار سخت‌تر شده ولی ان‌شاءالله صعود می‌کنیم. امیدوارم تا روز بازی بازیکنان به مرز آمادگی برسند. هر بازیکنی برای حضور در این تورنمنت انگیزه خاص خودش را دارد. من هم برای همه اعضای تیم ملی آرزوی موفقیت می‌کنم.
راستی می‌دانی چند بازیکن شیرازی در جام جهانی حضور داشته‌اند یا بازی کرده‌اند؟
آقای علیرضا قشقائیان در جام جهانی 1978 بودند، افشین پیروانی 1998 و مهرزاد معدنچی هم که در همان تیم خودمان بود.
الان مشغول چه کاری هستی؟
بعد از اینکه امتیاز تیم شهرراز را فروختند فعلاً مربیگری نمی‌کنم و خبری هم نیست تا ببینیم در آینده چه اتفاقی می‌افتد.

جستجو
آرشیو تاریخی