صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • جام جهانی
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد - ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد - ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - صفحه ۶

تیمی که مسکن یک ملت است

سفیر یک رؤیای سرگردان

محمدرضا رحیم‌پور/ در جام جهانی ۲۰۲۲، هنگامی که یوسف النصیری در نیمه‌نهایی جام جهانی برابر فرانسه گل زد، خیابان‌های کازابلانکا، کوچه‌های سنگفرش فاس و حتی اردوگاه‌های آوارگان صحراوی در جنوب نیز به لرزه درآمدند. مراکش اولین تیم آفریقایی و اولین تیم عرب بود که به نیمه‌نهایی جام جهانی می‌رسید اما این موفقیت، بیش از آنکه یک پیروزی ورزشی باشد، یک رویداد اجتماعی-اقتصادی بود، اولین‌باری که مردمی که قرن‌ها در حاشیه نقشه قدرت جهانی زندگی کرده‌اند، حس کردند آنها هم دیده می‌شوند.
تیم ملی مراکش، معروف به «شیر‌های اطلس»، تنها تیمی است که موفق شده پادشاهی را در سرزمینی متلاطم از تضادها موقتاً متحد کند؛ کشوری با ۳۸ میلیون نفر جمعیت، جایی که ۲۰ درصد مردم زیر خط فقر زندگی می‌کنند، نرخ بیکاری جوانان از ۲۵ درصد عبور کرده، و فاصله بین کاخ‌های سلطنتی رباط و زاغه‌های کازابلانکا به نام «کارگاه‌های مرگ» از نظر جغرافیایی یک ساعت و از نظر معیشتی چند قرن است. در چنین محیطی، فوتبال نه سرگرمی که یک مسکن جمعی است.
 
 از معادن فسفات تا رؤیاهای مهاجرتی
مراکش صاحب بزرگترین ذخایر فسفات جهان است (بیش از ۷۰ درصد کل ذخایر). این خاک سفید که در تغذیه گیاهان نقشی حیاتی دارد، سالانه حدود ۷ میلیارد دلار برای خزانه دولت درآمد دارد اما کشوری که روی گنج سفید نشسته، کجای راه است؟ پاسخ در آمار نهفته، نرخ باسوادی در مناطق روستایی مراکش حدود ۵۵ درصد است و یک‌سوم کودکان زیر ۱۵ سال به نوعی در مشاغل کاذب (دستفروشی، کشاورزی فصلی، کار در معادن غیرمجاز) اشتغال دارند. پول فسفات به جای اینکه مدرسه بسازد، بیشتر صرف یارانه نان و آرد می‌شود تا از شورش جلوگیری کند.
در این معادله ناعادلانه، فوتبال نقش «پل گریز» را بازی می‌کند. هر سال، حدود ۱۵ هزار نوجوان مراکشی در تست‌های آکادمی‌های محلی شرکت می‌کنند. رؤیایشان ساده است، یک قرارداد در لیگ فرانسه یا هلند، سپس پاسپورت اروپایی، بعد انتقال با خانواده. برای نسلی که مهاجرت غیرقانونی به اسپانیا از طریق نرده‌های ملیلای مراکش را عادی می‌بیند، فوتبال «قانونی‌ترین راه فرار» است. جالب آنکه همین پدیده، تیم ملی مراکش را به یکی از «آفریقایی‌ترین» تیم‌های جهان از نظر پراکندگی تبدیل کرده است؛ در جام جهانی ۲۰۲۲، بیش از نیمی از بازیکنان مراکش متولد اروپا بودند (فرانسه، هلند، بلژیک، اسپانیا). حکیم زیاش (متولد هلند)، سفیان امرابط (متولد هلند)، نورالدین امرابط (متولد هلند)، یوسف النصیری (متولد اسپانیا).
تیم ملی، در واقع نماد «مراکشی بیرون» است، نه «مراکشی درون» و این حقیقت، بخشی از هویت اقتصادی-اجتماعی این کشور را روایت می‌کند: کشوری که نصف نیروی کار ماهر خود را به اروپا صادر کرده و حالا از همان صادرات، تیم ملی می‌سازد.
 
 دفاع سه‌لایه
فرهنگ مراکشی، برخلاف فرهنگ شاد و پرانرژی برزیل، فرهنگی از «صبر و مهار» است. دو کلمه «ان‌شاءالله» و «صبر». اولی یعنی همه چیز به خواست خداست، دومی یعنی برای رسیدن، باید طاقت آورد. سبک فوتبال مراکش دقیقاً همین است. دفاع فشرده، بسته و فوق‌العاده منظم. در جام جهانی ۲۰۲۲، مراکش در ۴ بازی اول خود تنها یک گل خورد (و آن هم گل به خودی). تیمی که با وجود حضور ستارگان فنی مثل زیاش و بوفال، با منطق «اول گل نخور، بعد شاید بزنی» بازی می‌کرد.
ریشه‌های این سبک در معماری مراکشی نهفته است. یک خانه سنتی مراکشی، «ریاض» نام دارد، دیوارهای بلند بی‌پنجره به کوچه، و حیاطی باز و پر از درخت. ساکن، میهمان را نمی‌بیند، اما میهمان پس از ورود، بهشت را می‌بیند. تیم ملی مراکش دقیقاً همین است، از بیرون، غیرقابل نفوذ، کسل‌کننده و بسته. از درون، ضدحملاتی برق‌آسا. این داستان «مهار» است، نه «ظهور». یک تیم مراکشی هرگز ۱۰-صفر نمی‌برد، اما می‌تواند ۱-صفر ببرد و کل تورنمنت را ببندد.
اما فرهنگ «مهار» ریشه در اقتصاد معیشتی هم دارد. در روستاهای اطلس، زمستان‌هاست که سخت است. کوهستان برف می‌بارد، راه‌ها بسته می‌شود و روستاییان ماه‌ها در انتظار بهار گندم می‌کارند. یک کشاورز مراکشی بلد است صبر کند. او می‌داند که نباید بذر را زود از خاک بیرون کشید. تیم ملی هم همینطور. هیچ عجله‌ای برای گل زدن ندارد چون می‌داند حریف دیر یا زود خسته می‌شود.
 
پادشاه و مردم در سایه یک پیراهن
مراکش یک پادشاهی مشروطه است. محمد ششم، از سال ۱۹۹۹ بر تخت نشسته و قدرت اجرایی و مذهبی قابل توجهی دارد. در سال‌های اخیر، جنبش‌های اعتراضی مثل «جنبش ۲۰ فوریه» (۲۰۱۱) خواستار اصلاحات سیاسی بودند اما در یک نقطه، همه اختلافات رنگ می‌بازد، پیراهن قرمز تیم ملی. در روزهای مسابقه، حتی منتقدترین روشنفکران کازابلانکا نیز پرچم مراکش را در بالکن می‌آویزند. چرا؟ چون تیم ملی، برخلاف مجلس یا دولت، هیچ تصمیم سیاسی نگرفته، هیچ یارانه‌ای را قطع نکرده و هیچ زندانی سیاسی ندارد. تیم ملی فقط برده و باخته. و همین «سیاسی نبودن» آن را امن‌ترین نماد ملی ساخته است.
پس از پیروزی تاریخی مقابل پرتغال در ژانویه ۲۰۲۲ (که مراکش را به نیمه‌نهایی رساند)، هزاران نفر در خیابان‌های رباط شعار دادند: «ما چیزی جز این پیراهن نداریم.» یک گزارشگر محلی این صحنه را پوشش داد و گفت جوانی گریه می‌کرد: «پدرم در ساخت ورزشگاه در سال ۲۰۱۰ جان باخت. دولت فقط ۳۰۰۰۰ درهم (حدود ۳۰۰۰ دلار) غرامت داد. من دو سال است بیکارم. اما وقتی بازیکنان روی چمن می‌دوند، حس می‌کنم هنوز هموطن دارم.» این جمله، شاید کامل‌ترین روایت از کارکرد تیم ملی مراکش باشد، التیام بخشیدن به زخم‌هایی که خود دولت زده، با مرهمی که خود مردم ساخته‌اند.
جستجو
آرشیو تاریخی