شکاف عجیب در هسته مدیریتی بر سر یک موضوع ساده
جنگ زرگری بی حاصل در فوتبال
مرتضی طهوری
خبرنگار
اختلاف نظر در بدنه فدراسیون فوتبال ایران بر سر چگونگی معرفی نمایندگان کشور به رقابتهای آسیایی به یک مسأله مهم تبدیل شده است.
اظهارات برخی اعضای هیأت رئیسه که به رسانهها کشیده، پرده از شکافی برمیدارد که اگرچه شاید پیش از این نیز وجود داشته اما اکنون آشکارتر از همیشه در معرض دید افکار عمومی قرار گرفته است.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم تصمیمگیری در خصوص سهمیههای آسیایی نه تنها یک موضوع فنی، بلکه مسألهای مرتبط با اعتبار باشگاهها، سرمایهگذاریهای کلان و حتی جایگاه بینالمللی فوتبال ایران محسوب میشود.
در این میان حجت کریمی و اسفندیارپور به عنوان دو عضو هیأت رئیسه با بیانی صریح و انتقادی نسبت به روند طی شده واکنش نشان دادهاند. اسفندیارپور با طرح این نکته که اعلام معرفی تیمهای اول تا سوم جدول به عنوان نمایندگان ایران در آسیا فاقد پشتوانه منطقی و عدالت است، تلاش کرده توجه افکار عمومی را به لزوم طی شدن مسیرهای قانونی و کارشناسی جلب کند.
او تأکید دارد که اگر چنین تصمیمی بر اساس مصلحت اتخاذ شده باید به روشنی اعلام و مسئولیت آن نیز به صورت شفاف پذیرفته شود نه اینکه در قالب یک قاعده قطعی و تغییرناپذیر ارائه شود.
پرسش اساسی او این است که این تصمیم دقیقاً در کدام مرجع به تصویب رسیده و چرا اعضای هیأت رئیسه که خود بخشی از ساختار تصمیمگیری هستند از آن بیاطلاع ماندهاند.
در سوی دیگر حجت کریمی نیز با نگاهی مشابه به فقدان شفافیت اشاره کرده و معتقد است روندی که طی شده یادآور دورههایی است که هیأت رئیسه در جریان کامل تصمیمات قرار نمیگرفت.
او با تأکید بر مسئولیت جمعی مدیران فوتبال کشور، بر این باور است که تصمیماتی با چنین سطحی از اهمیت باید در فضایی مبتنی بر گفتوگو، بررسی دقیق و ارزیابی همهجانبه اتخاذ شود.
از دید او اعلام شتابزده این تصمیم نه تنها فرصت بررسی نقاط قوت و ضعف را از میان برده؛ بلکه موجی از اعتراض و حاشیه را در میان باشگاهها و هواداران به وجود آورده است.
کریمی بر این نکته پافشاری دارد که سرنوشت تیمهایی که با صرف هزینههای قابل توجه در طول فصل رقابت کردهاند نمیتواند در فرایندی مبهم و بدون اجماع تعیین شود.
مجموع این اظهارات تصویری از نوعی ناهماهنگی در ساختار مدیریتی فدراسیون ارائه میدهد که در بزنگاههای حساس میتواند پیامدهای قابل توجهی به همراه داشته باشد.
هنگامی که اعضای فدراسیون خود را خارج از جریان امور میدانند طبیعی است که انسجام درونی تضعیف شود و این تضعیف به سطح بیرونی نیز سرایت کند. در چنین شرایطی اعتماد عمومی نیز آسیب میبیند و فضای فوتبال بیش از پیش مستعد تنش و سوءتفاهم میشود.
با این حال در تحلیل این وضعیت نمیتوان از شرایط خاص و پیچیده کنونی چشمپوشی کرد. واقعیت این است که فوتبال ایران در مقطعی قرار گرفته که تصمیمگیریها تحت تأثیر محدودیتها و اقتضائات گوناگون انجام میشود و گاه مدیران ناگزیرند در میان گزینههای محدود بهترین انتخاب ممکن را انجام دهند.
در چنین بستری تعلیق مسابقات و اتکا به جدول فعلی لیگ برای معرفی نمایندگان به آسیا میتواند به عنوان راهکاری عملی تلقی شود که هرچند ایدهآل نیست اما از استمرار بلاتکلیفی جلوگیری میکند و امکان برنامهریزی برای آینده را فراهم میسازد.
به هرحال باید به فدراسیون فوتبال و شخص مهدی تاج و ارکانش حق داد که در این شرایط یک تصمیم را اتخاذ کنند تا فوتبال دست کم از بلاتکلیفی خارج شود اما با وجود این حتی اگر اصل تصمیم را ناشی از ضرورت بدانیم نحوه مدیریت و اجماع و اطلاعرسانی آن به دیگر بخشهای فدراسیون فوتبال همچنان جای تأمل دارد.
انتظار میرود در چنین موقعیتهایی تعامل سازنده میان ارکان مختلف فدراسیون تقویت و تصمیمات در چهارچوبی شفاف و با مشارکت جمعی اتخاذ شود. طرح اختلافات در رسانهها هر چند ممکن است از منظر بیان دغدغهها قابل درک باشد اما در نهایت به افزایش فاصلهها و تضعیف فدراسیون فوتبال میانجامد.
شکاف به وجود آمده میان مسئولان فدراسیون فوتبال بیتردید به سود فوتبال کشور نخواهد بود و تداوم آن میتواند تبعاتی فراتر از یک تصمیم مقطعی به همراه داشته باشد. فوتبال ایران در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری نیازمند همگرایی، ثبات مدیریتی و اتخاذ تصمیمات سنجیده است. هر میزان که این همگرایی تضعیف شود فرصتهای پیش رو نیز با تهدید مواجه خواهد شد و مسیر پیشرفت دشوارتر میشود.
به هرحال همه ارکان در فدراسیون فوتبال باید از این پیچ تند عبور کنند و بیان اختلافات در رسانهها نمیتواند موضوعی را حل کند.
