سقوط آزاد فوتبال ایتالیا در باتلاق «پول» و «بی‌تفاوتی»

پایان تلخ یک امپراتوری

فوتبال ایتالیا، روزگاری نماد تعصب، دفاع رسوخ‌ناپذیر و عشق به پیراهن لاجوردی بود، اما امروز در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، ویرانه‌ای را می‌ماند که نه تنها شکوه گذشته را از دست داده، بلکه با بحران عمیق «هویت» و «اخلاق» روبه‌رو است. حذف دراماتیک مقابل بوسنی در ضربات پنالتی، تنها یک شکست فنی نبود؛ این پایانی بر یک پروژه ملی و آغاز یک پاکسازی سراسری در ساختار «آتزوری» بود که با استعفای جمعی از عالی‌ترین مقامات ورزشی کشور همراه شد.
 
وقتی پاداش از صعود مهم‌تر می‌شود!
گزارش تکان‌دهنده روزنامه «رپوبلیکا» پرده از حقیقتی تلخ در اردوی ایتالیا برمی‌دارد. در حالی که هواداران در تب‌وتاب بازگشت به جام جهانی پس از دو دوره غیبت بودند، بازیکنان تیم ملی پیش از فینال مرگ و زندگی برابر بوسنی، در حال چانه‌زنی برای دریافت پاداش ۳۰۰ هزار یورویی (حدود ۱۰ هزار یورو برای هر نفر) بودند. در این میان، تنها فریاد عدالت‌خواهی متعلق به جنارو گتوزو بود؛ پیرمرد متعصبی که با نهیبی تاریخی به بازیکنان، تأکید کرد که صحبت از پول تنها پس از کسب سهمیه مجاز است. شکست در ضربات پنالتی نشان داد که ذهنیت «مادی‌گرایانه» برخی ستارگان، بسیار پیش از سوت پایان، آنها را از میدان مسابقه خارج کرده بود.
 
خلأ قدرت؛ 
از خروج «رینو» تا کناره‌گیری بوفون
زلزله بوسنی، کل ساختار مدیریتی فوتبال ایتالیا را با خود برد. گتوزو که از رفتار بازیکنانش به ستوه آمده بود، علی‌رغم اصرار آنها پس از بازی، استعفای خود را تقدیم کرد. همزمان، گابریله گراوینا، رئیس فدراسیون و جان‌لوییجی بوفون، مدیر تیم ملی نیز از سمت خود کناره‌گیری کردند تا فوتبال ایتالیا وارد «نقطه صفر» شود. این استعفاهای زنجیره‌ای نشان‌دهنده بن‌بستی است که در آن، دیگر هیچ وعده و شعاری کارساز نیست.
 
خشم عمومی؛
 پرونده «خیانت» فدریکو کیه‌زا
در کنار ناکامی تیمی، رفتار فردی برخی ستارگان نیز نمک بر زخم هواداران پاشیده است. فدریکو کیه‌زا، ستاره مصدوم‌نمای آتزوری، در حالی که ادعای عدم آمادگی بدنی داشت و اردوی تیم ملی را پیش از پلی‌آف ترک کرده بود، ناگهان برای همراهی لیورپول در جام حذفی مقابل منچسترسیتی اعلام آمادگی کرد. این تضاد آشکار، موجی از نفرت را در رسانه‌های معتبری چون «گاتزتا» و «کوریرا» برانگیخت. هواداران ایتالیایی که شاهد حضور بازیکنان نیمه‌مصدومی چون اسکاماکا و ویکاریو در کنار تیم بودند، حرکت کیه‌زا را «خیانت به میهن» توصیف کرده‌اند؛ رفتاری که نشان‌دهنده اولویت یافتن منافع باشگاهی بر غرور ملی است.
 فریاد سیاستمداران؛ 
آتزوری در انتظار یک «ناجی خارجی»
عمق فاجعه به حدی است که پای مقامات عالی‌رتبه سیاسی را نیز به میان کشیده است. ایگنازیو لاروسا، رئیس سنای ایتالیا، با انتقاد تند از اشتباهات استراتژیک فدراسیون، خواستار تغییری رادیکال شده است. پیشنهاد او جنجالی و صریح است: استخدام ژوزه مورینیو. لاروسا معتقد است وقتی برزیل به دنبال آنچلوتی می‌رود، ایتالیا نیز باید با عبور از سنت‌های همیشگی، سکان هدایت ملی را به دست یک مربی بزرگ و خارجی بسپارد تا شاید «آقای خاص» بتواند نظم و دیسیپلین را به تیمی بازگرداند که در آن، برخی بازیکنان به جای افتخار، به فکر صفرهای حساب بانکی‌شان هستند. ایتالیا اکنون در میانه یک طوفان قرار دارد؛ جایی که ترمیم زخم‌های آن، نه با تغییر تاکتیک، بلکه با بازسازی کامل اخلاقی و ساختاری ممکن خواهد بود.

جستجو
آرشیو تاریخی